1. صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  2. سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  3. امام و رهبری
  4. ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  5. بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  6. فضا و نجوم
  7. اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  8. اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  9. فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  10. حوزه و روحانیت
  11. استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  12. رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  13. بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  14. عکس
  15. فیلم
  16. گرافیک و کاریکاتور
    • english
    • عربی
    • Türkçe
    • עברית
    • Pусский
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  •  
    آپارات
  •  
    سروش
  •  
    آی‌گپ
  •  
    گپ
  •  
    بله
  •  
    روبیکا
  •  
    ایتا
  • قیمت ارز و طلا
    لیگ ایران و جهان
  • صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  • سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  • امام و رهبری
  • ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  • بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  • فضا و نجوم
  • اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  • اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  • فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  • حوزه و روحانیت
  • استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  • رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  • بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  • عکس
  • فیلم
  • گرافیک و کاریکاتور

میزگرد|روایت اول؛خط مقدم جنگ شناختی/ چگونه اعتماد عمومی را حفظ کنیم؟

  • 10 آبان 1405 - 07:30
  • اخبار استانها
  • اخبار مرکزی
میزگرد|روایت اول؛خط مقدم جنگ شناختی/ چگونه اعتماد عمومی را حفظ کنیم؟

در میزگرد تخصصی خبرگزاری تسنیم روایت اول و نقش رسانه در جنگ و جنگ شناختی به بحث گذاشته شد.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک- مبین جلیلی| در روزگاری که میدان تقابل قدرت‌ها از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و افکار عمومی به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نبرد تبدیل شده است، رسانه دیگر صرفاً ابزار انتقال خبر نیست؛ بلکه نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به برداشت‌ها، جهت‌دهی به افکار عمومی و تثبیت یا تغییر روایت رویدادها بر عهده دارد. دشمن در جنگ ترکیبی و شناختی، با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های برون‌مرزی، عملیات روانی و انتشار اخبار جعلی، می‌کوشد پیش از آنکه واقعیت‌ها برای افکار عمومی روشن شود، روایت مطلوب خود را بر ذهن جامعه تحمیل کند. در چنین شرایطی، رسانه‌ای که از میدان روایت عقب بماند، حتی اگر بعداً به انتشار اخبار صحیح بپردازد، ممکن است فرصت اثرگذاری بر افکار عمومی را از دست داده باشد.

در این میان، مفهوم «روایت اول» اهمیتی فراتر از انتشار نخستین خبر پیدا می‌کند. روایت اول به معنای صرفاً زودتر منتشر کردن یک خبر نیست؛ بلکه توانایی ارائه تصویری دقیق، معتبر و اقناع‌کننده از یک رویداد و اثرگذاری بر چارچوبی است که افکار عمومی بر اساس آن، واقعیت را درک و تحلیل می‌کند. رسانه‌ای که بتواند در زمان مناسب، با تکیه بر اطلاعات مستند و منابع معتبر، ابعاد یک واقعه را روشن کند، نه‌تنها در اطلاع‌رسانی پیشگام خواهد بود، بلکه می‌تواند مانع شکل‌گیری شایعات و غلبه روایت‌های تحریف‌شده شود.

با این حال، دستیابی به روایت اول بدون پایبندی به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری امکان‌پذیر نیست. سرعت، زمانی ارزشمند است که در کنار دقت، صحت‌سنجی، شفافیت و مسئولیت‌پذیری قرار گیرد. انتشار اخبار تأییدنشده برای جلب مخاطب، بی‌توجهی به پیامدهای اجتماعی اطلاعات نادرست و اصرار بر حفظ یک خبر اشتباه، نه‌تنها به اعتبار رسانه کمک نمی‌کند، بلکه زمینه بی‌اعتمادی مخاطبان را فراهم می‌سازد. رسانه حرفه‌ای باید ضمن برخورداری از آمادگی و سازوکارهای لازم برای اطلاع‌رسانی سریع، در برابر خطاهای احتمالی نیز مسئولیت‌پذیر باشد و اصلاح و شفاف‌سازی را بخشی از اخلاق حرفه‌ای خود بداند.

اهمیت این مسئولیت در شرایط جنگی و به‌ویژه در مواجهه با جنگ ترکیبی و شناختی دشمن دوچندان می‌شود؛ چراکه در چنین وضعیتی، میدان نبرد تنها به عرصه نظامی محدود نیست و هم‌زمان، ذهن و باور مردم نیز هدف عملیات رسانه‌ای و روانی قرار می‌گیرد. انتشار اخبار متناقض، بزرگ‌نمایی حوادث، ایجاد نگرانی و تردید در جامعه و القای ناتوانی یا ناکارآمدی، بخشی از شیوه‌هایی است که می‌تواند در خدمت اهداف دشمن قرار گیرد. در مقابل، رسانه‌ای که با شناخت میدان، حضور مؤثر خبرنگاران، استفاده از منابع متنوع، هماهنگی با مراجع مسئول و روایت دقیق و به‌موقع عمل کند، می‌تواند در تقویت انسجام اجتماعی، حفظ آرامش عمومی و مقابله با عملیات روانی نقش‌آفرین باشد.

تجربه جنگ 12روزه و جنگ تحمیلی سوم بار دیگر نشان داد که عملکرد رسانه‌ها در بحران‌ها نیازمند آمادگی قبلی، طراحی راهبردی، هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول و شناخت دقیق از الزامات اطلاع‌رسانی است. رسانه نمی‌تواند پس از وقوع حادثه تازه به دنبال یافتن مرجع خبری، تعیین شیوه انتشار اطلاعات و تدوین سازوکار صحت‌سنجی باشد. عبور از روزمرگی و خبرمحوری صرف، حرکت به سمت مسئله‌محوری و روایت‌گری، تقویت آموزش و مهارت‌های حرفه‌ای و ایجاد تعامل دوسویه با مخاطبان، از ضرورت‌هایی است که می‌تواند جایگاه رسانه را در میدان پیچیده جنگ روایت‌ها ارتقا دهد.

در همین راستا، خبرگزاری تسنیم در میزگردی تخصصی با حضور حسن نجمی، مدیرکل صداوسیمای استان مرکزی و شبکه آفتاب، و جواد اکرمی، رئیس سازمان بسیج رسانه استان مرکزی، موضوع «روایت اول» و الزامات فعالیت حرفه‌ای رسانه‌ها در میدان جنگ روایت‌ها را به بحث گذاشته که در این میزگرد، حاضران ضمن تبیین مفهوم روایت اول و تفاوت آن با سرعت صرف در انتشار خبر، به نقش رسانه در جنگ ترکیبی و شناختی دشمن، ضرورت صحت‌سنجی و اطلاع‌رسانی مسئولانه، تجربه رسانه‌های استان در جنگ 12روزه و جنگ رمضان، چالش‌های جذب و حفظ اعتماد مخاطبان و ضرورت بازنگری در راهبردها و شیوه‌های تولید محتوا پرداخته‌اند که مشروح آن در زیر می‌آید:

*روایت اول یا خبر اول؛ رسانه‌ها در میدان روایت کجا ایستاده‌اند؟

*رسانه‌های رسمی گرفتار روزمرگی؛ از فقدان راهبرد تا فرار از آموزش

*چرا رسانه‌های ما در روایتگری از تحولات جامعه عقب مانده‌اند؟

*رسانه‌ای که آموزش نمی‌بیند، اعتماد مخاطب را از دست می‌دهد

*جنگ روایت‌ها با رسانه‌های روزمره و خبرنگاران آموزش‌گریز پیش نمی‌رود

*رسانه‌های ما هنوز درگیر انتشار پنج خبر در روز هستند!

*وقتی رسانه رسمی به ویترین ثابت تبدیل می‌شود؛ روایت اول کجاست؟

*مخاطب را با خبرهای متناقض نمی‌توان پای رسانه نگه داشت

*زسانه‌های رسمی از جنگ درس نگرفتند؛ ضعف آموزش همچنان پابرجاست

*خبرنگارانی که پای کلاس آموزش نمی‌آیند، چگونه می‌خواهند روایتگر باشند؟

*رسانه‌های استان درجا می‌زنند؛ داوران بیرونی از نبود پیشرفت می‌گویند

*روایت‌سازی بدون راهبرد؛ نسخه‌ای برای ریزش مخاطب

*از خبرمحوری تا روایت‌محوری؛ رسانه‌ها برای بازگشت اعتماد چه باید کنند؟

 *چهار مؤلفه اعتماد مخاطب؛ سرعت، دقت، اقناع و پایداری روایت

*روایت اول، آموزش و اعتماد؛ سه ضلع اثرگذاری رسانه در بحران

*رسانه موفق فقط خبر اول را منتشر نمی‌کند؛ روایت اول را می‌سازد

*ضرورت بازنگری در راهبرد رسانه‌های رسمی برای عبور از روزمرگی

تسنیم: از وقتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار دادید از شما سپاسگزاریم برای شروع به بحث بفرمایید روایت اول چیست؟ آیا روایت اول صرفاً به معنای سرعت در انتشار خبر است یا توانایی شکل دادن به چارچوب روایت یک رویداد را نیز شامل می‌شود؟ رسانه‌ها در شرایطی که فضای مجازی با سرعت بیشتری اخبار را منتشر می‌کند، چگونه می‌توانند روایت درست و مؤثر خود را شکل دهند؟

نجمی: روایت اول به معنای نخستین خبری نیست که از یک واقعه منتشر می‌شود؛ بلکه روایتی است که نخستین تصویر را از یک واقعه در ذهن افکار عمومی شکل می‌دهد. سرعت انتشار یکی از مؤلفه‌های روایت اول است، اما تمام ماجرا به سرعت محدود نمی‌شود. خبر باید درست و دقیق باشد و بتواند در همان لحظات اولیه انتشار، ابعاد اصلی یک واقعه را به‌درستی بیان و شفاف کند.

روایت اول باید به‌جای ایجاد ابهام بیشتر یا برانگیختن هیجان و تولید شایعه، بتواند سهمی در شکل‌گیری یک گفتمان یا جریان خبری غالب درباره یک واقعه داشته باشد. به نظر من، این موارد از ویژگی‌های اصلی روایت اول است.

البته یک اعتقاد شخصی هم دارم و معتقدم مفهوم روایت اول ممکن است ما را دچار اشتباه کند؛ به‌ویژه اگر در فعالیت ژورنالیستی، مخاطب برایمان مهم‌تر از اصل واقعه شود. ممکن است ذهن خبرنگار به این سمت برود که چگونه می‌تواند در همان لحظات نخست، مخاطبان بیشتری را به کانال یا رسانه خود جذب کند.

از نظر من، روایت اول روایتی است که جریان‌ساز باشد؛ یعنی بتواند افکار مخاطبان بیشتری را به سمت یک واقعه معطوف کند، جریان‌سازی کند و آن‌ها را به کنشگر تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که مخاطب صرفاً دریافت‌کننده خبر نباشد، بلکه خودش نیز در تولید خبر نقش داشته باشد.

در موضوع عملکرد رسانه‌های رسمی در برابر فضای مجازی نیز معتقدم نباید ذائقه مخاطب را تغییر بدهیم. ذائقه مردم برای شنیدن حرف درست از مبادی درست نباید تغییر کند و نباید آن‌ها را به سمت رسانه‌ای سوق بدهیم که صرفاً نخستین خبر را منتشر می‌کند. این اشتباه است.

اگرچه ممکن است رسانه رسمی در لحظات اولیه مورد توجه مخاطب قرار نگیرد، اما مخاطب برای اعتبارسنجی خبر حتماً به سراغ رسانه رسمی می‌آید. او مراجعه می‌کند تا ببیند خبری را که مثلاً نیم ساعت پس از وقوع یک حادثه شنیده، آیا رسانه رسمی یک ساعت بعد آن را تأیید کرده است یا خیر.

آنچه موجب می‌شود روایت فضای مجازی، کانال‌های غیررسمی و احیاناً رسانه‌های مغرض غالب شود، سکوت رسانه رسمی است.ما یک زمان طلایی پس از وقوع هر رویداد داریم. فضای مجازی با تغییر ذائقه مخاطب، این زمان طلایی را به یک دقیقه پس از واقعه تقلیل داده است؛ درحالی‌که چنین چیزی درست نیست. مردم از گذشته پذیرفته‌اند که برای استخراج روایت رسمی از یک واقعه، باید رفت‌وبرگشت اطلاعات و گزاره‌ها انجام شود. این زمان طلایی نباید از دست برود و نباید به‌گونه‌ای باشد که یک ساعت پس از وقوع حادثه به سه روز بعد تبدیل شود؛ یعنی سه روز بعد از یک واقعه، رسانه رسمی تازه بیانیه نهادهای رسمی را منتشر کند. در چنین شرایطی، فرصت روایت‌گری از دست رفته است.

آنچه عرض می‌کنم این است که نباید اسیر این تفکر شویم که برای جذب مخاطب، حتماً باید نخستین خبر پس از واقعه را ما منتشر کنیم. این رویکرد اشتباه است. باید پس از وقوع حادثه، فرصت لازم را برای رفت‌وبرگشت اطلاعات و بررسی گزاره‌ها فراهم کنیم.

همچنین نباید نگران باشیم که رسانه‌های غیررسمی یا احیاناً مغرض در همان لحظات اولیه اخباری منتشر و شایعه‌سازی کنند. قطعاً اگر خبر درست باشد، همان لحظات اولیه به رسانه رسمی هم می‌رسد و رسانه رسمی آن را منتشر می‌کند؛ اما اگر خبر صرفاً شنیده‌ای از گفتار عمومی باشد، قطعاً در اعتبار آن مسئله وجود دارد و اعتبارسنجی آن، رسانه منتشرکننده را زیر سؤال خواهد برد و از رسمیت و اعتبار آن می‌کاهد.

در چنین شرایطی، مخاطبان در خبرهای بعدی نیز به آن رسانه به چشم یک رسانه جعلی نگاه خواهند کرد. دیده‌اید که برخی رسانه‌ها خبری را ابتدا منتشر می‌کنند و چند خبر بعد، روایت دیگری از همان موضوع ارائه می‌دهند که با خبر اولیه متفاوت است. مخاطب این تناقض را متوجه می‌شود.

ما مخاطب عاقلی داریم و مخاطبان از چندین سکو و بستر برای دریافت اخبار استفاده می‌کنند. بنابراین، زمان طلایی پس از وقوع واقعه را نباید از دست بدهیم. این زمان طلایی، یک دقیقه پس از حادثه نیست؛ بلکه زمانی است که مخاطب عام خبر را از فضای مجازی دریافت کرده و اکنون برای اعتبارسنجی آن به رسانه رسمی مراجعه می‌کند. ما باید در همان لحظه بتوانیم خبر را از مبادی رسمی دریافت و منتشر کنیم.

رسانه , روایت صادق , صدا و سیما , اخبار استان مرکزی , اخبار اراک , اخبار خمین , اخبار زرندیه ,

روایت اول؛ حلقه مفقوده رسانه‌های رسمی در میدان جنگ روایت‌ها

اکرمی: در بحث روایت اول، باید میان دو موضوع روایت و خبر تفاوت قائل شویم. خبر ارکانی دارد؛ از جمله اینکه چه کسی، چه زمانی، کجا و چرا اتفاقی رخ داده است. این ارکان در خبر مشخص هستند و اغلب رسانه‌ها در حوزه تولید خبر فعالیت می‌کنند؛ اما روایت خبر با چرایی موضوع سروکار دارد. اینکه چرا اتفاقی رخ داده و چگونه به وقوع پیوسته است، اهمیت زیادی دارد.

یکی از دلایلی که اغلب رسانه‌های ما درگیر این موضوع شده‌اند، این است که کارکرد اصلی خود را در حوزه روایت خبر از دست داده‌اند. بیشتر رسانه‌ها به تولیدکننده صرف خبر تبدیل شده‌اند. به تعبیر یکی از استادان ما، اغلب رسانه‌ها عملاً کار روابط عمومی انجام می‌دهند و خبرگزاری‌های ما نیز در بسیاری از موارد به سمت انجام وظایف روابط عمومی حرکت کرده‌اند؛ درحالی‌که کمتر به چرایی اخبار می‌پردازند.

اگر به چرایی خبر بپردازیم، همان روایت خبر شکل می‌گیرد و این اتفاق باید در رسانه‌ها رخ دهد. روایت خبر، همان‌طور که جناب آقای نجمی هم اشاره کردند، قطعاً مساوی با سرعت خبر نیست؛ زیرا ممکن است خبری را با سرعت بسیار زیاد منتشر کنیم، اما در ادامه متوجه شویم که اشتباه بوده است. در این صورت، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به رسانه وارد می‌شود.

برای شکل‌گیری روایت، سرعت بسیار ضروری است، اما شفافیت خبر نیز در فرایند تولید اهمیت زیادی دارد. شفافیت خبر یعنی اگر رسانه در تولید خبر خود اشتباه کرد، به‌سرعت آن را اصلاح کند. وقتی رسانه اشتباه خود را اصلاح می‌کند، در مسیر تولید روایت قرار می‌گیرد. به نظر من، ترس از عذرخواهی و اصلاح خبر باید در رسانه‌ها از بین برود؛ زیرا برای حفظ جایگاه رسانه در تولید روایت، شفافیت خبری ضروری است.

موضوع دیگر، حضور در شبکه‌های اجتماعی است. اغلب رسانه‌های ما حضور کمرنگی در فضای شبکه‌های اجتماعی دارند؛ درحالی‌که اگر از این شبکه‌ها استفاده کنند، به نظر من می‌توانند در تولید روایت موفق‌تر عمل کنند.

مسئله بعدی، روایت میدانی است. اگر خبرنگار در فرایند تولید خبر، علاوه بر بیان چرایی موضوع، به‌صورت میدانی نیز فعالیت کند، عمیقاً در مسیر تولید روایت قرار گرفته است. خبرنگار ممکن است از صداوسیما، خبرگزاری‌ها، مطبوعات یا روزنامه‌ها باشد؛ مهم این است که در میدان حضور داشته باشد.

به یاد دارم زمانی که دشمن صهیونیستی به نیروگاه خنداب حمله کرد، خبرنگار صداوسیما مستقیماً به میدان رفت و از محل حادثه گزارش تهیه کرد. بیننده و مخاطب متوجه می‌شد که خبرنگار از میدان در حال فعالیت است. این خودش نوعی تولید روایت است؛ چراکه خبر از متن میدان و با حضور خبرنگار در محل حادثه تولید می‌شود.

موضوع بعدی، استفاده از منابع متنوع است. اگر در فرایند تولید خبر از منابع مختلف استفاده کنیم، قطعاً این موضوع به تولید روایت کمک خواهد کرد.

همان‌طور که اشاره کردم، عذرخواهی در رسانه باید به یک فرهنگ تبدیل شود؛ یعنی اگر رسانه در تولید خبر اشتباه کرد، حتماً باید این اشتباه را بپذیرد، اصلاح کند و به اصل و واقعیت موضوع بازگردد.

موضوع پایانی در بحث روایت اول این است که رسانه باید مخاطب را از نظر احساسی به خود نزدیک کند و میان رسانه و مخاطب، تعامل دوسویه برقرار باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، مخاطب می‌تواند پرسش‌ها و موضوعات موردنظر خود را با رسانه مطرح کند و رسانه نیز پاسخ‌گوی او باشد. این تعامل و بازخورد، تأثیر بسیار زیادی در تولید روایت دارد.

رسانه منفعل در میدان بحران، افکار عمومی را به روایت‌های دیگران می‌سپارد

تسنیم: رسانه انقلابی در شرایط بحران با دو دسته رسانه مواجه است؛ رسانه‌های انقلابی و رسانه‌های ضدانقلاب که در بحران‌ها حداکثر تلاش خود را برای اثرگذاری بر افکار عمومی به کار می‌گیرند. در چنین شرایطی، رسانه انقلابی باید پیش از هر چیز خبرنگار باشد یا کنشگر اجتماعی؟ مرز میان این دو نقش کجاست؟ از سوی دیگر، چگونه می‌توان میان سرعت انتشار و دقت و صحت خبر تعادل برقرار کرد تا انتشار اخبار متناقض موجب سردرگمی مخاطبان نشود؟

نجمی: پیش از پاسخ به این پرسش، باید مشخص کنیم وقتی از رسانه انقلابی صحبت می‌کنیم، اساساً مأموریت آن رسانه چیست و چه نقشی برایش تعریف شده است. اینکه بگوییم رسانه رسمی باید مأموریت انقلابی داشته باشد یا مأموریت رسانه‌ای، به آیین‌نامه و اهداف اولیه‌ای برمی‌گردد که برای آن رسانه تدوین شده است.

برای مثال، رسانه ملی در دوران مدیریت آقای دکتر جبلی، سندی با عنوان «سند تحول» ارائه کرد که تأییدیه امام شهید را نیز دریافت کرد. در حکم ایشان، امام شهید برای صداوسیما چند نقش تعریف کردند و فرمودند صداوسیما دانشگاه، آوردگاه، قرارگاه و آسایشگاه است. پیش از آن نیز تعبیر معروف حضرت امام(ره) این بود که صداوسیما دانشگاه عمومی است؛ اما در حکم آقای جبلی، سه نقش دیگر نیز به این مأموریت اضافه شد.

وقتی صداوسیما را دانشگاه، آوردگاه، قرارگاه و آسایشگاه تعریف می‌کنیم، در واقع برای آن نقش‌های مختلفی در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، انقلابی و نشاط‌آفرینی در نظر گرفته‌ایم. حالا باید ببینیم رسانه ملی با توجه به این حکم و سند تحول که طی پنج سال در حال اجراست، بیشتر کنشگر بوده یا خبرنگار؟

به نظر من، در این چارچوب، نقش کنشگری اجتماعی برای رسانه ملی پررنگ‌تر تعریف شده است. برای نمونه، از رسانه ملی خواسته شده است فعالان فرهنگی حاضر در میدان، دستگاه‌های متولی حوزه فرهنگ و دغدغه‌مندان مسائل اجتماعی را گرد هم بیاورد، قرارگاهی تشکیل دهد و علاوه بر فعالیت رسانه‌ای، در میدان نیز حضور داشته باشد. یعنی صرفاً نباید به تولید و انتشار خبر بسنده کند؛ بلکه باید بستر اجرای فعالیت‌های میدانی را فراهم کند تا از دل آن فعالیت‌ها، محتوای رسانه‌ای نیز تولید شود. بنابراین، در اینجا رسانه ملی باید ابتدا میدان‌داری کند و سپس خروجی رسانه‌ای آن را ارائه دهد.

با این حال، برای پاسخ دقیق‌تر به اینکه رسانه باید کنشگر اجتماعی باشد یا خبرنگار، باید به مأموریت و آیین‌نامه اجرایی همان رسانه رجوع کنیم. از طرف دیگر، خود خبرنگاری نیز می‌تواند نوعی کنشگری اجتماعی باشد. اگر کنشگری اجتماعی را به معنای عام آن در نظر بگیریم، خبرنگاری یکی از ارکان آن است؛ زیرا خبر نیز می‌تواند جریان اجتماعی ایجاد کند. خبرنگاری که بتواند خبر را درست تولید کند، ارکان آن را به‌درستی بچیند و اطلاعات را نه به‌صورت قطره‌چکانی، بلکه به‌شکل مرحله‌ای منتشر کند، می‌تواند یک جریان اجتماعی به وجود بیاورد.

برای این موضوع می‌توان به نحوه انتشار خبر شهادت امام شهید اشاره کرد. این خبر چگونه و در چه زمانی منتشر شد؟ آیا صرفاً یک خبر اعلامی از شبکه خبر، نیم ساعت پیش از اذان صبح بود یا پیش از انتشار خبر، زمینه و میدان لازم فراهم شده بود؟

پیش از اعلام خبر، مجموعه‌هایی از جمله رسانه ملی، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، سپاه و مجموعه‌های مردمی در تهران و سراسر کشور هماهنگی‌هایی انجام داده و ارکان لازم برای میدان‌داری را فعال کرده بودند. سپس خبر منتشر شد و انتشار آن با حضور گسترده مردم در میدان همراه شد. به این ترتیب، اقداماتی که رسانه اینترنشنال از شب قبل برای ایجاد فضای شادی و برهم زدن آرامش جامعه دنبال می‌کرد، در سحرگاه دهم اسفندماه خنثی شد.

این نمونه نشان می‌دهد که فعالیت خبرنگاری در چنین شرایطی می‌تواند وجهی از کنشگری اجتماعی داشته باشد و نمی‌توان این دو نقش را به‌سادگی از یکدیگر جدا کرد. اینکه رسانه با رویکرد اقدام اجتماعی وارد میدان شود یا با رویکرد اقدام خبری، به رسالت و مأموریتی بستگی دارد که برای آن تعریف شده است. در رسانه ملی نیز با توجه به سند تحول و مأموریت‌هایی که در این سند پیش‌بینی شده، نقش کنشگری اجتماعی پررنگ‌تر از صرف خبرنگاری تعریف شده است.

رسانه انقلابی باید هوشمند، فعال و دارای راهبرد باشد

اما درباره تعادل میان سرعت انتشار و صحت و دقت خبر باید گفت این موضوع همواره محل بحث و اختلاف‌نظر میان رسانه‌ها بوده است. به اعتقاد من، رسانه باید تقوای حرفه‌ای داشته باشد. یکی از ارکان تقوای رسانه‌ای این است که اگر خبری را اشتباه منتشر کرد، مسئولیت آن را بپذیرد و عذرخواهی کند. رکن دیگر این است که رسانه برای جذب مخاطب دست به هر کاری نزند؛ زیرا افکار عمومی یک زمین خالی و بی‌اثر نیست که بتوان هرگونه اطلاعاتی را بدون توجه به پیامدهای آن در آن منتشر کرد. افکار عمومی بستر مستعدی است که در برابر اخبار منتشرشده واکنش نشان می‌دهد.

اگر رسانه بخواهد متعهد باشد و به اولویت‌هایی فراتر از صرف اطلاع‌رسانی توجه کند، قطعاً صحت خبر برایش اهمیت خواهد داشت؛ اما این به معنای آن نیست که رسانه هنگام دریافت خبر، به‌ویژه در شرایط بحرانی، دچار کندی و ناتوانی در صحت‌سنجی شود.

به نظر من، رسانه باید بسیار پیش‌تر از آنکه با بحران مواجه شود، بسترهای صحت‌سنجی را برای خود ایجاد کند. این موضوع صرفاً به تجربه کاری یا داشتن یک شبکه ارتباطی محدود نمی‌شود؛ بلکه رسانه باید از قبل سازوکار مشخصی برای بررسی و تأیید اخبار داشته باشد.

اگر بپذیریم که رسانه انقلابی داریم، من یک دسته دیگر نیز به تقسیم‌بندی رسانه‌ها اضافه می‌کنم؛ رسانه منفعل. رسانه‌ای که نه ضدانقلاب است و نه در زمره رسانه‌های انقلابی قرار می‌گیرد، اما در مواجهه با مسائل و بحران‌ها منفعل عمل می‌کند. اگر این دسته را کنار بگذاریم و بخواهیم درباره رسانه انقلابی صحبت کنیم، باید بگوییم رسانه انقلابی، رسانه‌ای هوشمند، فعال، دارای طراحی، برنامه‌ریزی و راهبرد است. چنین رسانه‌ای منتظر نمی‌ماند تا واقعه‌ای رخ دهد و سپس برای پیدا کردن پاسخ و صحت‌سنجی خبر دست به کار شود، بلکه از قبل برای مواجهه با رویدادها آمادگی دارد.

نمونه‌ای از این موضوع را آقای اکرمی مطرح کردند. گاهی با واقعه‌ای مواجه می‌شویم که در لحظات اولیه امکان صحت‌سنجی دقیق آن وجود ندارد؛ زیرا مرجع پاسخ‌گو در دسترس نیست. برای مثال، هنگام بمباران سایت هسته‌ای در خردادماه، در همان لحظات نخست نمی‌توان به‌راحتی مرجعی پیدا کرد که دقیق‌ترین اطلاعات را ارائه دهد. در چنین شرایطی، ابتدا باید برآوردی از اتفاق رخ‌داده داشته باشیم و یکی از راهکارها می‌تواند نمایش زنده خود واقعه باشد؛ چراکه در چنین شرایطی، شفافیت در ارائه اطلاعات اهمیت دارد.

رسانه هوشمند باید از قبل مشخص کرده باشد که در چه شرایطی امکان صحت‌سنجی و تأیید خبر وجود دارد و در چه شرایطی چنین امکانی فراهم نیست و باید از روش‌هایی مانند پخش زنده استفاده کند. همچنین باید بداند کدام ارکان حاکمیت باید با رسانه همراه باشند و پیش از وقوع بحران، با آن‌ها مانور و هماهنگی انجام دهد.

همان‌طور که دستگاه‌های اجرایی برای مواجهه با بحران‌هایی مانند سیل و بارندگی شدید مانور برگزار می‌کنند، چرا رسانه نباید در حوزه خبری مانور داشته باشد؟ برای مثال، وقتی پیش‌بینی می‌شود پدیده‌ای مانند ال‌نینو در بیستم مهرماه وارد استان مرکزی شود، دستگاه‌های اجرایی چندین جلسه مدیریت بحران برگزار می‌کنند تا مشخص شود در صورت بارندگی شدید، کدام دستگاه نخستین مسئولیت را بر عهده دارد و چه مجموعه‌هایی باید برای باز نگه‌داشتن بستر رودخانه‌ها و مدیریت شرایط وارد عمل شوند. شهرداری، آتش‌نشانی و شرکت آب و فاضلاب نیز در این زمینه هماهنگی و مانور انجام می‌دهند.

رسانه نیز باید دقیقاً بداند برای دریافت و صحت‌سنجی هر نوع خبر باید به سراغ چه فرد یا دستگاهی برود و از قبل با آن‌ها هماهنگ کرده باشد. برای نمونه، در موضوع معدن شن و انتقال خبر آن، اگر اطلاع‌رسانی با سرعت بیشتری انجام شد، یکی از دلایلش این بود که مدتی قبل با آقای نظری، معاون سیاسی وقت، درباره نحوه اطلاع‌رسانی در چنین شرایطی هماهنگی و مانور انجام داده بودیم و مشخص کرده بودیم که در مواجهه با چنین اخباری باید به سراغ چه مرجعی برویم.

بنابراین، گرفتار شدن رسانه در فرایند صحت‌سنجی خبر، به نظر من بیشتر ناشی از بی‌تجربگی و فقدان برنامه‌ریزی است. ما زمانی دچار مشکل می‌شویم که با واقعه‌ای مواجه شویم که پیش از آن هیچ تجربه و آمادگی مشخصی برای آن نداشته‌ایم.

در روز نخست جنگ 12روزه نیز با چنین شرایطی مواجه شدیم؛ زیرا تصور نمی‌کردیم با چنین وضعیتی روبه‌رو شویم. در روایت‌هایی که بعداً از جنگ 12روزه منتشر شد، مشخص شد که هم در حوزه حکمرانی و هم در حوزه رسانه، در لحظات اولیه نوعی فلج اطلاع‌رسانی به وجود آمده بود.

از خبرنگاری تا میدان‌داری اجتماعی؛ مأموریت رسانه ملی در سند تحول چیست؟

یکی از راهبردهای رسانه ملی این است که دوربین را به محل حادثه ببرد، به‌صورت زنده از آنجا گزارش دهد و صرفاً آنچه را که در میدان مشاهده می‌شود، منعکس کند. اما در همان جنگ 12روزه، پس از پخش زنده محل انفجار، به رسانه ملی گفته شد که این اقدام اشتباه بوده و نباید محل انفجار به‌صورت زنده پخش می‌شد. علت این مسئله نیز آن بود که پیش از آن، مانور و برنامه‌ریزی مشخصی برای چنین شرایطی انجام نشده بود.

اما در جنگ رمضان، خوشبختانه با مشکلاتی که در جنگ 12روزه در حوزه اطلاع‌رسانی داشتیم، مواجه نشدیم. حتی در خمین که به‌طور مداوم مورد حمله قرار می‌گرفت، تقریباً نقشه راه مواجهه با حادثه و نحوه انتشار خبر مشخص بود و می‌دانستیم در لحظات اولیه چه میزان از اطلاعات را باید به‌صورت مرحله‌ای منتشر کنیم.

درباره بمباران آذرآب نیز معتقدم باید یک‌بار مسئولان و فعالان رسانه‌ای استان دور هم جمع شوند و آن شب را به‌صورت دقیق مرور کنند. فرد یا مجموعه‌ای که مسئولیت اطلاع‌رسانی را بر عهده داشت و عضو کمیته پدافند دفاعی و شورای دفاع استان بود، به همراه صداوسیما و سایر مجموعه‌هایی که مسئولیت تولید و انتشار خبر را داشتند، باید این موضوع را بررسی کنند؛ زیرا می‌توان از جزئیات آن شب تجربه‌های مهمی استخراج کرد.

ما خودمان در محل حادثه و در ساختمان صداوسیما حضور داشتیم و بمباران را مشاهده کردیم. در همان لحظات اولیه، صدای انفجار به‌اندازه‌ای بلند بود که من شخصاً با صداوسیما تماس گرفتم. وقتی به محوطه آمدیم، به دلیل حجم بالای خاک و غباری که در منطقه ایجاد شده بود، تصور اولیه این بود که آلومینیوم‌سازی هدف قرار گرفته است. از مبادی اطلاع‌رسانی نیز همین موضوع را پیگیری کردیم، اما آن‌ها هم در لحظات اولیه اطلاعات دقیقی نداشتند.

یکی از همکاران ما اعلام کرد که یک رسانه گفته است آلومینیوم‌سازی مورد اصابت قرار گرفته و همین خبر اولیه منتشر شد. اما ما تصمیم گرفتیم تا زمانی که خبرنگارمان در محل حادثه حضور پیدا نکرده است، خبر را منتشر نکنیم.

فرمانده سپاه زودتر از ما به محل حادثه رسیده بود و از همان نقطه اعلام کرد که آلومینیوم‌سازی آسیب ندیده و محل اصابت، کارخانه یا سوله‌ای در مجاورت آن است که احتمالاً مربوط به آذرآب بوده است. این اطلاعات اولیه به ما منتقل شد و اعلام شد که خبر را با این مضمون منتشر کنیم که برخی از نواحی صنعتی اراک مورد اصابت دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی قرار گرفته‌اند. ما نیز همین خبر را منتشر کردیم.

اصرار ما این بود که اجازه داده شود نام کارخانه را اعلام کنیم تا بتوانیم جلوی انتشار خبر اشتباه را بگیریم؛ اما چنین اجازه‌ای داده نشد. در همان شرایط، ابتدا کانال جامع اخبار خونین و سپس یک کانال دیگر در سطح کشور این خبر را منتشر کردند و به‌سرعت خبر در سطح گسترده‌ای منتشر شد.

به ما اعلام کردند که براساس پروتکل‌های ابلاغی در جنگ رمضان، اجازه اعلام دقیق محل اصابت وجود ندارد و نباید نام مکان را منتشر کنیم. من پیشنهاد دادم که دست‌کم از طریق سازوکارهای نظارتی، به رسانه‌ای که به‌صورت غیررسمی خبر را منتشر کرده است، تذکر داده شود تا خبر صحیح را منتشر کند؛ زیرا آن رسانه در خبر نخست خود از پروتکل‌ها تبعیت نکرده بود و می‌شد از آن خواست در خبر بعدی، اطلاعات صحیح را منعکس کند.

در این فرایند، ابتدا آن رسانه توبیخ شد که چرا چنین خبری را منتشر کرده است و سپس از آن خواسته شد خبر صحیح را منتشر کند. اما دیدیم که روز بعد، همین رسانه جنجال خبری گسترده‌ای به راه انداخت و شروع به انتشار توضیحات ثانیه‌به‌ثانیه درباره اقدامات خود کرد و توضیح داد که ابتدا چه خبری منتشر کرده و بعد چه اتفاقی افتاده است.

من معتقدم رسانه رسمی نباید در لحظات اولیه اسیر فشار مخاطب شود و به سمت عملکرد رسانه‌های غیررسمی حرکت کند. رسانه رسمی باید براساس اطلاعاتی عمل کند که مدیریت بحران، به‌ویژه در شرایط حساس، تأیید می‌کند.

البته این مسئله فقط به شرایط جنگی محدود نمی‌شود. برای مثال، در سال 1401 و به گمانم در ایام نوروز، یک دستگاه اتوبوس حامل دانشجویان در نقره‌کمر واژگون شد و تعدادی از سرنشینان جان باختند. قرار بود خبر اولیه را منتشر کنیم. پس از دریافت خبر حادثه، فرمانده پلیس که در میدان حضور داشت، تعداد جان‌باختگان را 9 نفر اعلام کرد و ما نیز همین آمار را منتشر کردیم.

پس از آن، اورژانس آمار را هشت نفر اعلام کرد و ما خبر را با استناد به اعلام اورژانس و حضور نیروهای آن در محل حادثه اصلاح کردیم. سپس هلال‌احمر تعداد جان‌باختگان را هفت نفر اعلام کرد و ما نیز همین آمار را منعکس کردیم.

در همان زمان توضیح دادیم که به دلیل قرار داشتن در لحظات اولیه حادثه و شدت بالای آن، تعداد نهایی جان‌باختگان ممکن است پس از انتقال مصدومان به بیمارستان مشخص شود؛ زیرا تشخیص قطعی وضعیت برخی مصدومان و علائم حیاتی آن‌ها در بیمارستان امکان‌پذیر است. در نهایت، به گمانم آمار جان‌باختگان به شش نفر رسید و سه نفر دیگر نیز در وضعیت کما قرار داشتند و در ساعات اولیه، فوت نکرده بودند.

این موضوع در جلسه ستاد بحران استان نیز مطرح شد و از ما پرسیدند چرا آمارهای متفاوتی منتشر کرده‌ایم. پاسخ دادیم که پیش از انتشار خبر از سوی ما، هلال‌احمر در کانال خود، اورژانس در کانال خود و پلیس نیز آمار اعلام کرده بودند. بنابراین، اگر قرار است مدیریت تصادفات به‌صورت متمرکز انجام شود، باید در همان جلسات مشخص شود که سخنگوی تصادفات چه نهادی است و کدام مرجع اجازه دارد آمار رسمی را اعلام کند.

اگر صورت‌جلسه یا دستورالعمل مشخصی وجود دارد که پیش‌تر ابلاغ شده، باید براساس آن عمل شود و در صورت تخلف، دستگاهی که برخلاف دستورالعمل آمار داده است، پاسخ‌گو باشد. اما در آن جلسه مشخص شد که چنین دستورالعملی وجود ندارد. در نهایت تصمیم گرفته شد که اعلام آمار تصادفات صرفاً از سوی اورژانس انجام شود و برای این کار نیز پروتکلی مشخص در نظر گرفته شود تا مرجع اطلاع‌رسانی و نحوه تأیید آمار روشن باشد.

حالا باید توجه کنیم که مراحلی که مدیریت بحران برای صحت‌سنجی خبر تعیین می‌کند، تا چه اندازه می‌تواند ما را از زمان طلایی انتشار خبر دور کند. برای مثال، ممکن است یکی از مسافران حاضر در محل حادثه تلفن همراه خود را بیرون بیاورد و به‌صورت زنده از صحنه گزارش دهد و تعداد جان‌باختگان را اعلام کند. اگر بعداً رسانه رسمی آمار متفاوتی منتشر کند، مخاطب با مستنداتی که از محل حادثه دیده است، خبر رسانه رسمی را زیر سؤال می‌برد.

در چنین شرایطی، مخاطب ممکن است بگوید پنج نفر جان باخته‌اند و برای ادعای خود نیز تصاویر و مستنداتی ارائه کند. رسانه برای اصلاح این روایت و اقناع مخاطب با دشواری روبه‌رو می‌شود. این‌ها همان چالش‌هایی است که در پروتکل‌های مدیریت اطلاعات و اطلاع‌رسانی باید برای آن‌ها از قبل راهکار مشخص شده باشد.

من تلاش کردم با بیان چند تجربه و نمونه از تصمیم‌گیری‌های رسانه‌ای، بخشی از این چالش‌ها را توضیح دهم. به نظر من، صحت خبر بسیار مهم است و سرعت انتشار نیز اهمیت دارد؛ اما سرعت در بسیاری از مواقع در اختیار رسانه نیست، مگر در شرایطی که امکان پخش زنده وجود داشته باشد. ضمن اینکه در بسیاری از موارد، حتی مجوز پخش زنده نیز به رسانه داده نمی‌شود.

رسانه , روایت صادق , صدا و سیما , اخبار استان مرکزی , اخبار اراک , اخبار خمین , اخبار زرندیه ,

رسانه‌های ما باید از خبرمحوری عبور کنند و روایت‌ساز شوند

اکرمی: همان‌طور که اشاره کردم، پاسخ به این پرسش به ماهیت و مأموریت خود رسانه بستگی دارد؛ اینکه رسانه خبرمحور است یا روایت‌محور. به نظر من، اغلب رسانه‌های ما خبرمحور هستند، درحالی‌که اگر رسانه‌ها به سمت روایت‌محوری حرکت کنند، نوع عملکرد و رویکرد آن‌ها متفاوت خواهد شد.

رسانه خبرمحور بیشتر به خود رویداد می‌پردازد، اما رسانه روایت‌محور درصدد تبیین آن رویداد است؛ روندها را بررسی می‌کند و بیشتر به نتایج و پیامدهای خبر می‌پردازد. به همین دلیل، معتقدم رسانه‌های ما باید از خبرمحوری صرف فاصله بگیرند و به سمت روایت‌محوری حرکت کنند.

همان‌طور که آقای نجمی نیز اشاره کردند، اتفاقاتی که در جنگ رمضان و پیش از آن در جنگ 12روزه در استان مرکزی رخ داد، باید با محوریت صداوسیما و با حضور فعالان رسانه‌ای استان مورد بررسی قرار گیرد. لازم است برای این موضوع وقت بگذاریم و روند اطلاع‌رسانی درباره تک‌تک حوادث را مرور کنیم؛ زیرا این تجربه‌ها یک گنجینه ارزشمند برای رسانه‌های استان هستند.

باید بررسی کنیم که در کجا اشتباه کردیم. ممکن است رسانه ملی اشتباه کرده باشد، من اشتباه کرده باشم یا رسانه دیگری در اطلاع‌رسانی دچار خطا شده باشد. همه این موارد باید بدون ملاحظه بررسی شود تا بتوانیم از تجربه‌های به‌دست‌آمده استفاده کنیم و مانع تکرار چنین اتفاقاتی شویم.

به نظر من، برای تشکیل این جلسات هیچ‌وقت دیر نیست. باید نشست‌های تخصصی و علمی برگزار شود تا مشخص کنیم در زمان بحران چگونه باید اطلاع‌رسانی کنیم و چه روایتی را باید در دست بگیریم. متأسفانه در برخی حوادث، آسیب‌های جدی در حوزه اطلاع‌رسانی داشتیم. برای مثال، به یاد دارم در مقطعی خبری منتشر شد مبنی بر اینکه اطراف سپاه استان مورد اصابت قرار گرفته است. در پی انتشار این خبر، مردم منطقه دچار نگرانی شدند و برخی از آن‌ها در حال ترک منطقه بودند؛ درحالی‌که بعداً اطلاع‌رسانی شد که چنین اتفاقی رخ نداده است. ما خودمان در آن منطقه زندگی می‌کردیم و واقعیت را از نزدیک مشاهده می‌کردیم، اما روایتی که در فضای عمومی شکل گرفته بود، متفاوت بود. به نظرم باید این اتفاقات را یک‌به‌یک بررسی کنیم.

موضوع دیگر، سرعت انتشار خبر است. آیا رسانه انقلابی باید سرعت داشته باشد؟ به نظر من، قطعاً باید سرعت داشته باشد. آیا باید کنشگر باشد؟ معتقدم رسانه انقلابی حتماً باید کنشگر باشد؛ زیرا اگر کنشگر نباشد، از مسیری که باید طی کند عقب می‌ماند و حتی ممکن است ارتباط خود را با افکار عمومی از دست بدهد.

رسانه انقلابی باید کنشگری فعال داشته باشد و رسانه روایت‌محور نیز نباید منتظر بماند تا رسانه‌های دیگر خبر تولید کنند. خود رسانه باید محور تولید خبر و روایت باشد و برای اطلاع‌رسانی، به انتشار اخبار از سوی دیگر رسانه‌ها وابسته نماند.

اما برای اینکه هم سرعت در تولید روایت حفظ شود و هم صحت‌سنجی خبر مورد توجه قرار گیرد، به نظر من یکی از راهکارهای مهم، انتشار مرحله‌ای اخبار است. آقای نجمی به نمونه تصادفی اشاره کردند که در آن آمار جان‌باختگان ابتدا پنج نفر، سپس هفت نفر و بعد هشت نفر اعلام شد. در چنین شرایطی، اگر رسانه از ابتدا اطلاعات را به‌صورت مرحله‌ای منتشر کند و با دریافت اطلاعات دقیق‌تر، خبر را به‌روزرسانی کند، در واقع رویکردی روایت‌محور در پیش گرفته است.

هر رسانه‌ای اگر این مسیر را طی کند، می‌تواند از بسیاری از پیامدهای انتشار اخبار نادرست یا ناقص جلوگیری کند. من نیز در فعالیت رسانه‌ای خود تلاش کرده‌ام اخبار را به‌صورت مرحله‌ای و پله‌به‌پله منتشر کنم. اصلاح و به‌روزرسانی خبر نیز اهمیت بسیار زیادی دارد و این موضوع باید از ابتدا در فرایند انتشار مرحله‌ای اخبار پیش‌بینی شود.

مخاطب را با بی‌قاعدگی نمی‌توان حفظ کرد؛ رسانه باید زندگی مردم را روایت کند

تسنیم: یکی از نقدهایی که به رسانه‌های رسمی وارد می‌شود، فاصله گرفتن از زبان و دغدغه‌های مخاطب جوان و نوجوان است. ما می‌بینیم جریان مقابل انقلاب اسلامی از تمام ظرفیت‌های خود برای افکارسنجی و ذائقه‌سنجی مخاطبان استفاده می‌کند؛ ابتدا رسانه‌ای مانند اینترنشنال راه‌اندازی می‌کند و سپس با شناخت ذائقه مخاطب، شبکه‌ای مانند زدتی‌وی را با تمرکز بر محتوای اینستاگرامی به میدان می‌آورد. با توجه به این شرایط، رسانه‌های رسمی برای بازگشت اعتماد و جلب توجه مخاطبان جوان و نوجوان چه اقداماتی باید انجام دهند و تا چه اندازه در کشور در این زمینه موفق بوده‌ایم؟

نجمی: من بحث را از فضای مجازی و سکوهای رسانه‌ای در دسترس، مانند اینستاگرام و توییتر، آغاز می‌کنم. برای مثال، اینستاگرام در آمریکا یکی از سکوهای پرمخاطب است که قابلیت‌های مختلفی دارد و مخاطب می‌تواند محتوای تصویری، صوتی و ویدئویی را در آن دنبال کند. پرسش من این است که آیا این سکوها ضابطه‌مند هستند؟ آیا می‌توان آن‌ها را رسانه‌هایی پاک و قابل‌اعتماد دانست؟ آیا من به‌عنوان یک مخاطب عمومی، وقتی به یکی از این سکوها مراجعه می‌کنم، می‌توانم مطمئن باشم محصولی که در اختیارم قرار می‌گیرد، به روح و روان، افکار، رفتار، شخصیت، آزادی، استقلال، عفت و حیای من آسیب نمی‌زند؟

در سکویی که مردم سراسر جهان در آن محتوا تولید و منتشر می‌کنند، آیا می‌توان از سلامت محتوایی اطمینان داشت؟ این رسانه‌ها برای خود ضوابطی تعریف کرده‌اند؛ برای نمونه، ممکن است اعلام کنند انتشار ابزار خشونت را مجاز نمی‌دانند، اما در تعریف خشونت، رفتارهای برخی جریان‌های انقلابی در کشور ما یا جبهه مقاومت را نیز قرار می‌دهند، درحالی‌که توصیه به ساخت ابزارهای تنش‌آفرین در خیابان‌های ایران را خشونت تلقی نمی‌کنند.

من در این بحث حتی سکوهایی مانند اینستاگرام، روبیکا و آپارات و دیگر بسترهایی را نیز مثال می‌زنم که ممکن است تصور کنیم ضوابط مشخصی دارند و محتوای مغایر با عفت عمومی یا مباحث انحرافی در آن‌ها کمتر دیده می‌شود. دلیل این است که در این سکوها نیز کنترل و نظارت کافی وجود ندارد و برخی برای جذب مخاطب بیشتر، از خطوط قرمز عبور کرده‌اند و امکان تولید و انتشار محتوا را در اختیار افراد مختلف قرار داده‌اند.

از نظر من، رسانه‌ای که ضابطه و نظارت مؤثر ندارد و برای جذب مخاطب از خطوط قرمز عبور می‌کند، رسانه پاکی نیست؛ بلکه بستری است که در آن بی‌قاعدگی و اباحه‌گری وجود دارد. حالا پرسش اینجاست که چگونه می‌توان از مخاطب عمومی انتظار داشت از چنین سکویی به سمت رسانه رسمی حرکت کند؛ رسانه‌ای که قاعده و ضابطه دارد، ناظر دارد، تکلیف محتوای آن مشخص است و اجازه انتشار محتوای مغایر با عفت عمومی را نمی‌دهد؟ چگونه می‌توان انتظار داشت رسانه رسمی با همان جذابیت‌هایی که در یک سکوی بی‌قاعده وجود دارد، مخاطب را جذب کند؟

به نظر من، پاسخ این پرسش روشن است و نمی‌توان با همان الگوها رقابت کرد. البته این موضوع به مباحث اخلاقی و نظری نیز مربوط می‌شود، اما واقعیت این است که تمایلات نفسانی انسان ممکن است او را به سمت برخی محتواها سوق دهد. برای انتخاب آگاهانه و پرهیز از چنین محتواهایی، تقوای فردی و جمعی لازم است. وقتی بستری مانند ویترین یک مغازه در معرض دید عموم قرار می‌گیرد، نگاه‌ها به سمت آن جلب می‌شود.

برای نمونه، در کنار خیابان افرادی با ویژگی‌ها و روحیات متفاوت در حال عبور هستند. اگر دو نفر با یکدیگر درگیر شوند و رفتارهای ناهنجاری از خود نشان دهند، واکنش مردم متفاوت خواهد بود؛ عده‌ای می‌ایستند و تماشا می‌کنند، برخی برای جدا کردن آن‌ها جلو می‌روند، بعضی فیلم می‌گیرند و عده‌ای نیز وارد ماجرا می‌شوند. بنابراین، انتشار خشونت و رفتارهای ناهنجار می‌تواند نگاه مخاطب را به خود جلب کند.

در برخی تولیدات رسانه‌ای، از جمله در سینمای خانگی، با نمایش خشونت‌هایی مواجه هستیم که ضابطه مشخصی برای آن‌ها رعایت نمی‌شود؛ برای مثال، فرزند پدر را می‌زند، شوهر همسرش را می‌کشد یا مادر و فرزند مرتکب رفتارهای خشونت‌آمیز و آزاردهنده می‌شوند. طبیعی است که چنین صحنه‌هایی نگاه مخاطب را به خود جلب کند. بنابراین، وقتی می‌پرسیم رسانه رسمی برای جذب مخاطب جوان چه تکنیکی دارد و چرا مانند رسانه‌های غیررسمی عمل نمی‌کند، باید به تفاوت مأموریت‌ها توجه کنیم. هدف برخی رسانه‌ها جذب مخاطب به هر قیمتی است، اما مأموریت رسانه رسمی گفتمان‌سازی، تربیت و هدایت افکار عمومی است.

البته این تفاوت مأموریت نباید بهانه‌ای برای کنار گذاشتن وظیفه جذب مخاطب باشد. نباید بگوییم چون نمی‌توانیم از برخی شیوه‌ها استفاده کنیم، پس کاهش مخاطب را بپذیریم و برای آن کاری انجام ندهیم. اتفاقاً ما ادعا می‌کنیم که در دوره تحولی، ابتدا با شیب تندی با کاهش مخاطب مواجه شدیم، اما از سال گذشته تاکنون روند مخاطبان رسانه ملی در مسیر افزایشی قرار گرفته است. میزان مخاطبان از حدود 52 تا 53 درصد به نزدیک 79 درصد، یعنی 70.9 درصد، افزایش پیدا کرده است.

مردم دیده‌شدن می‌خواهند؛ رسانه رسمی چقدر زندگی آن‌ها را روایت می‌کند؟

پرسش مهم این است که چه اقداماتی انجام شده که چنین تغییری رخ داده است؟ هدف‌گذاری در این زمینه اهمیت زیادی دارد. یکی از موضوعاتی که در پرسش‌های قبلی نیز به آن اشاره شد، روایتگری و شفافیت است. موضوع دیگر، توجه به جنس و نیاز واقعی مردم در تولیدات رسانه‌ای است. گاهی ما درباره مردم قضاوت می‌کنیم و تصورمان این است که همه آن‌ها به دنبال بی‌حیایی، بی‌قاعدگی یا خشونت هستند، درحالی‌که واقعیت چنین نیست. انسان هم نیازهای نفسانی دارد و هم نیازهای روحی و معنوی. یکی از نیازهای مهم مردم این است که دیده شوند.

ما نظرسنجی‌ای داشتیم که آقای اکرمی نیز در جریان آن بودند. به میان مردم عادی در کوچه و بازار، شهرها و روستاهای مختلف رفتیم و درباره انتقادهایشان از صداوسیما سؤال کردیم. 64 درصد مردم، که عدد قابل‌توجهی است و می‌توان درباره آن تأمل کرد، اعلام کردند که جنس و سبک زندگی خود را در رسانه نمی‌بینند؛ نه در فیلم‌ها و نه در برنامه‌های زنده.

رسانه برای حل این مسئله به دنبال راهکار رفت. اگر مردم احساس کنند در برنامه‌های رسانه حضور دارند و زندگی و دغدغه‌هایشان دیده می‌شود، احتمال بیشتری دارد که مخاطب رسانه باشند. برای نمونه، وقتی راهپیمایی برگزار می‌شود، باید به روستاها نیز توجه کنیم و تصاویر آن‌ها را نشان دهیم. اگر قرار است جشن یا رویدادی برگزار شود، نباید صرفاً به مناطق بالای شهر و مکان‌های برخوردار محدود شویم؛ بلکه باید به حاشیه شهرها نیز برویم. در تولید فیلم و سریال نیز باید سوژه‌ها را از میان مردم و مناطق مختلف انتخاب کنیم و موضوعات عمومی‌تری را در نظر بگیریم.

بنابراین، اگر می‌پرسند چه فرمولی برای افزایش مخاطب داشته‌ایم، پاسخ این است که به نیاز مخاطب توجه جدی کرده‌ایم. ممکن است بخشی از نیازهای مخاطب او را به سمت ویترین یک مغازه بکشاند، اما وقتی وارد آن مغازه می‌شود، باید چیزی وجود داشته باشد که بتواند آن را انتخاب کند و با خود ببرد. ما به این نیاز توجه کرده‌ایم. درست است که به دلیل ضوابط رسانه رسمی نمی‌توانیم ویترین خود را با محتوای بی‌حیایی، نمایش زنان بی‌حجاب یا رفتارهای خشونت‌آمیز پر کنیم، اما می‌توانیم محتوایی تولید کنیم که مخاطب احساس کند زندگی، دغدغه و هویت او در آن دیده می‌شود و این رویکرد را گسترش دهیم تا اقشار مختلف مردم بتوانند خود را در تلویزیون ببینند.

برای مثال، برنامه «به وقت ایران» اکنون از برنامه‌های پربیننده رسانه ملی است؛ زیرا موضوعاتی را مطرح می‌کند که مخاطبان پیگیر اخبار جنگ، ممکن است نمونه آن را در رسانه‌های دیگر پیدا نکنند. در این برنامه، یک شبکه صحت‌سنجی نیز شکل گرفته و تهیه‌کننده و دبیر محتوایی آن تلاش می‌کنند اطلاعات درست را به‌اندازه و در زمان مناسب در اختیار مخاطب قرار دهند و اگر اشتباهی رخ دهد، همان لحظه عذرخواهی و اصلاح کنند.

همان‌طور که آقای اکرمی نیز اشاره کردند، ما در این مصاحبه بارها دیدگاه‌های یکدیگر را تأیید کردیم؛ البته گاهی نقد کردن یکدیگر نیز مفید است. مخاطبی که این گفت‌وگو را می‌بیند، ممکن است تصور کند دو نفر از قبل هماهنگ کرده‌اند تا کنار یکدیگر بنشینند و حرف‌های مشترکی بزنند، اما نکته مهم این است که رسانه باید نیاز مخاطب را بشناسد و متناسب با آن محتوا تولید کند.

طرح «ایران‌جان» نیز با همین رویکرد اجرا می‌شود و یک هفته در ماه به استانی اختصاص پیدا می‌کند که پیش از این کمتر دیده شده است. برای نمونه، آقای معاون استان‌های سازمان صداوسیما به شهر فریدن رفته بودند تا برداشت میدانی از رویداد «ایران و جهان اصفهان» داشته باشند. در آنجا خانمی از اهالی فریدن خطاب به ایشان گفت که شاید علاقه چندانی به صداوسیما نداشته باشد، اما می‌خواهد از این رسانه تشکر کند؛ زیرا در حدود 45 سال زندگی‌اش، برای نخستین بار نام فریدن را از تلویزیون شنیده است. این اتفاق بسیار مهمی است.

نمونه دیگر، شهروندی از یکی از شهرهای استان خراسان جنوبی بود که خطاب به آقای دکتر جبلی گفت از این بابت سپاسگزار است که کیفیت تصویری که او در شهر خود از تلویزیون دریافت می‌کند، با کیفیتی که بستگانش در تهران دریافت می‌کنند، یکسان است. این موضوع نشان‌دهنده توجه به عدالت در توزیع خدمات رسانه‌ای است.

ما به این رویکرد، توجه به خطوط سبز افکار عمومی و خطوط سبز محتوا می‌گوییم. معتقدم با شناخت و توجه به این خطوط، می‌توان مخاطب بیشتری جذب کرد و او را در رسانه نگه داشت؛ بسیار بیشتر از زمانی که بخواهیم صرفاً بر خطوط قرمز و محتوای جنجالی تمرکز کنیم. آوردن خطوط قرمز به محتوای رسانه‌ای، به‌خودی‌خود می‌تواند آسیب‌زا باشد؛ زیرا ممکن است در مقطعی مخاطبان زیادی را جذب کند، اما به دلیل نفرت‌پراکنی و پیامدهای آن، همان مخاطبان را نیز از رسانه دور کند.

برخی رسانه‌های متکثر و پرمخاطب امروز با همین شیوه فعالیت می‌کنند، اما این رویکرد می‌تواند آن‌ها را با پیامدهای منفی در حوزه مخاطب مواجه کند. فردی که به دلیل تمایلات نفسانی جذب یک رسانه می‌شود، ممکن است به‌تدریج به دلیل آسیب‌های روانی، رفتاری و جسمی ناشی از تماشای آن محتوا، نسبت به همان رسانه احساس نفرت پیدا کند. برای نمونه، فرد معتاد به مواد اعتیادآور لزوماً از ماده‌ای که مصرف می‌کند رضایت ندارد؛ در مستندها و مصاحبه‌هایی که با برخی از این افراد انجام شده، بارها دیده‌ایم که آن‌ها از رفتار و عملکرد خود و ماده‌ای که مصرف می‌کنند ابراز نارضایتی و حتی نفرت می‌کنند، اما همچنان درگیر آن هستند و تلاش می‌کنند از آن وضعیت خارج شوند.

رسانه‌ای که در تولید و انتشار محتوا به سمت بی‌قاعدگی، بی‌حیایی و ناهنجاری حرکت می‌کند نیز ممکن است در نهایت با چنین وضعیتی در ارتباط با مخاطبان خود مواجه شود. در مقابل، رسانه‌ای که به پاکیزگی محتوا پایبند است و تلاش می‌کند نیاز مخاطب را به‌درستی رصد کند و به آن پاسخ دهد، می‌تواند با افزایش سالم مخاطب و ماندگاری او مواجه شود.

البته رسانه رسمی نیز نباید دچار کسالت، تکرار، خمودگی و کلیشه شود؛ بلکه باید همواره خلاقیت و ابتکار داشته باشد و به‌صورت مستمر شیوه‌های جدیدی برای تولید محتوا به کار بگیرد. این موضوع از جمله نکاتی بود که امام شهید در افق تحول سال 1403 مطرح کردند و فرمودند رسانه، بسیار بیش و پیش از ابزار جنگی و مدیریت جنگی، در میدان نبرد نقش‌آفرینی می‌کند؛ بنابراین رسانه رسمی و پاک نیز باید به خلاقیت و ابتکار توجه داشته باشد.

رسانه , روایت صادق , صدا و سیما , اخبار استان مرکزی , اخبار اراک , اخبار خمین , اخبار زرندیه ,

رسانه‌ای که فقط خبر می‌دهد، مخاطب را نگه نمی‌دارد؛ ضرورت مسئله‌محوری و تعامل

اکرمی: به نظر من، برای تحقق این موضوع چند راهکار وجود دارد. نخست اینکه رسانه باید از حالت واکنش‌محوری نسبت به یک موضوع عبور کند و به سمت مسئله‌محوری حرکت کند. همان‌طور که آقای نجمی نیز اشاره کردند، برای مثال، شبکه اینترنشنال گزارشی تهیه می‌کند یا از مخاطبان خود گزارشی دریافت می‌کند که در آن فردی به داروخانه مراجعه کرده و پنج قلم دارو خریداری کرده و هزینه آن را مثلاً 10 میلیون تومان اعلام می‌کند. چنین گزارشی در ظاهر می‌تواند مخاطب را جذب کند، زیرا بر یک واکنش و اتفاق مشخص متمرکز است؛ اما این نوع جذب مخاطب در ادامه پایدار نخواهد بود و ممکن است همان حالت تنفری که به آن اشاره شد، شکل بگیرد.

مخاطب علاقه دارد رسانه‌ای که در برابر آن قرار گرفته، به مسائل بپردازد و آن‌ها را برایش تبیین کند. به نظر من، رسانه‌های ما باید به سمت مسئله‌محوری حرکت کنند و از تمرکز صرف بر سوژه‌ها فاصله بگیرند. تفاوت این دو رویکرد در این است که رسانه سوژه‌محور صرفاً یک اتفاق را مطرح می‌کند، اما رسانه مسئله‌محور به ریشه‌ها، ابعاد و پیامدهای آن می‌پردازد.

موضوع بعدی، عبور از خبررسانی صرف و حرکت به سمت روایتگری است. این مسئله را شاید چند بار تکرار کرده باشم، اما اهمیت زیادی دارد. رسانه‌ها باید از مخاطب منفعل عبور کنند. اغلب رسانه‌های ما به دلیل یک‌سویه بودن ارتباطشان، مخاطب را در جایگاه دریافت‌کننده صرف محتوا قرار می‌دهند. البته تلویزیون به‌طور طبیعی رسانه‌ای یک‌سویه است، اما همین رسانه نیز هرجا تلاش کرده تعامل با مخاطب را شکل دهد و بستری برای مشارکت او فراهم کند، موفق بوده و با افزایش مخاطب مواجه شده است.

هرجا مخاطب بتواند در برابر رسانه قرار بگیرد، نظر بدهد، مشارکت کند و در فرایند تولید محتوا نقش داشته باشد، این تعامل به رشد رسانه کمک خواهد کرد. چنین رویکردی باعث می‌شود قشر جوانی که موردنظر ماست، به سمت رسانه جذب شود و رسانه نیز از وضعیت انفعال خارج شود.

موضوع دیگر، عبور از تک‌صدایی است. متأسفانه اغلب رسانه‌های ما تک‌صدا هستند. اگر گفت‌وگوهای اجتماعی در حوزه‌های مختلف شکل بگیرد و دیدگاه‌های متنوع مجال طرح پیدا کنند، رسانه می‌تواند از این فضای تک‌صدایی فاصله بگیرد و به خروج خود از وضعیت انفعال کمک کند.

رسانه‌ای که برای جذب مخاطب روایت می‌سازد، حرفه‌ای نمی‌شود

تسنیم: هوش مصنوعی و ابزارهای جدید تولید محتوا، فرصت‌هایی را برای رسانه‌های خبری ایجاد کرده‌اند، اما در کنار این فرصت‌ها، تهدیدهایی نیز وجود دارد. به نظر شما هوش مصنوعی و ابزارهای جدیدی که در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته‌اند، فرصت هستند یا تهدید؟ با توجه به اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم و تجربه جنگ تحمیلی سوم، فکر می‌کنید رسانه‌های خبری توانسته‌اند در حوزه روایتگری به مهارت و حرفه‌ای‌گری برسند؟

نجمی: درباره هوش مصنوعی، دیدگاهی دارم که احتمالاً برگرفته از تجربیاتی است که در این مدت به دست آورده‌ام و برخی ابلاغیه‌هایی که در این زمینه به ما رسیده است. به اعتقاد من، هوش مصنوعی بیش از آنکه فرصت باشد، تهدید است؛ به‌ویژه در حوزه رسانه، یکی از اتفاقاتی که می‌تواند رخ دهد، زیر سؤال رفتن اعتبار رسانه است.

برای نمونه، وقتی تصویری منتشر می‌شود و مخاطب می‌پرسد این تصویر واقعی است یا خیر، یکی از نخستین پاسخ‌هایی که ممکن است دریافت کند، این است که تصویر با هوش مصنوعی تولید شده است. این مسئله به‌تدریج اعتبار رسانه را زیر سؤال می‌برد. از همان ابتدای ورود این فناوری نیز هشدارهایی مطرح می‌شد مبنی بر اینکه ابزاری در حال ظهور است که می‌تواند کلامی را در قالب چهره یک فرد قرار دهد و او را گوینده سخنی نشان دهد که اساساً بیان نکرده است.

نکته جالب اینجاست که ما گاهی برای تبدیل یک خبر متنی به تصویر، به سراغ ابزاری می‌رویم که خود به بی‌اعتباری شهرت دارد و از هوش مصنوعی می‌خواهیم تصویری برای آن خبر تولید کند. در واقع، با این کار، اعتبار اصل خبر را نیز زیر سؤال می‌بریم. هوش مصنوعی همان‌طور که از نامش پیداست، مصنوعی است؛ مانند گل مصنوعی یا میوه مصنوعی. یعنی محصولی واقعی، مستند و مبتنی بر واقعیت نیست.

البته منظورم این نیست که باید این ابزار را به‌طور کامل کنار بگذاریم؛ بلکه باید آن را در جایگاه درست خود به کار بگیریم. یکی از کاربردهای مناسب هوش مصنوعی، بازسازی و بازنمایی یک رویداد است. یعنی وقتی روایتی وجود دارد که مردم آن را می‌شناسند، دیده‌اند و به درستی آن باور دارند، می‌توان برای بازنمایی آن از هوش مصنوعی استفاده کرد.

برای مثال، بمباران ساختمان شیشه‌ای صداوسیما در جنگ 12روزه را در نظر بگیرید. بسیاری از مردم آن صحنه را دیده‌اند و با جزئیات آن آشنا هستند. حالا اگر بخواهیم همان رویداد شناخته‌شده را با استفاده از هوش مصنوعی بازسازی و روایت کنیم، می‌توان از این ابزار بهره گرفت؛ زیرا مخاطب اصل واقعه را می‌شناسد و می‌داند چه چیزی در حال بازنمایی است.

اما فرض کنید خبری درباره هدف قرار گرفتن ساختمان ماهواره‌ای صداوسیما منتشر شده باشد که هیچ تصویری از آن در دسترس نیست و روایت مستندی نیز درباره آن وجود ندارد. اگر بخواهیم صرفاً بر اساس این خبر، با هوش مصنوعی تصویری تولید کنیم و آن را به‌عنوان بازنمایی واقعه منتشر کنیم، مخاطب در همان نگاه نخست می‌گوید این تصویر ساختگی و حاصل هوش مصنوعی است و آن را نمی‌پذیرد.

آیا رسانه‌ای که باید اعتبار و اعتماد مخاطب را حفظ کند، مجاز است با چنین شیوه‌ای زمینه بی‌اعتمادی به خود را فراهم کند؟ به نظر من، چنین کاری عاقلانه نیست و رسانه نباید از هوش مصنوعی به شکلی استفاده کند که اعتبارش زیر سؤال برود.

در تولیدات فاخر رسانه‌ای نیز باید به این مسئله توجه داشت. هوش مصنوعی ابزاری ارزان برای تولید انیمیشن است، اما آیا ما اجازه داریم ساحت هنر انیمیشن را با استفاده از هوش مصنوعی مخدوش کنیم؟ قطعاً چنین کاری درست نیست؛ زیرا انیمیشن یک ارزش و جایگاه هنری دارد. برای مثال، فرض کنید نمونه خط استاد عاشقانی فراهانی را در اختیار هوش مصنوعی قرار دهیم و از آن بخواهیم یک لوح تقدیر را با همان سبک خط بنویسد. چنین اثری ارزش هنری کار اصلی را ندارد و در واقع نوعی کپی‌برداری است. درست مانند اینکه یک تابلوی ارزشمند هنری را در اختیار داشته باشیم و صرفاً نسخه‌ای کپی از آن تهیه کنیم؛ این نسخه کپی، ارزش اثر اصلی را نخواهد داشت.

رسانه‌ای که وظیفه دارد آثار فاخر و ماندگار به مخاطب تحویل دهد، نباید برای تولید چنین آثاری به هوش مصنوعی متکی شود. پس این ابزار را کجا باید به کار گرفت؟ همان‌طور که اشاره کردم، در بازسازی، بازنمایی و آموزش کاربرد مناسبی دارد

برای نمونه، اگر بخواهیم شیوه نجات دادن یک فرد از آتش‌سوزی را آموزش دهیم، نمی‌توانیم در همه شرایط دوربینی همراه آتش‌نشان داشته باشیم و تمام مراحل عملیات را ثبت کنیم؛ اما می‌توانیم با استفاده از هوش مصنوعی آن موقعیت را بازسازی کنیم و در قالب محتوای آموزشی در اختیار مخاطب قرار دهیم.

بنابراین، هوش مصنوعی ابزاری است که باید در جایگاه مناسب خود استفاده شود. برای مثال، یک خبرنگار برای تولید هر خبری از لنز واید استفاده نمی‌کند؛ لنز تله، لنز واید و لنز چشم‌ماهی هرکدام کاربرد مشخصی دارند و در موقعیت مناسب خود به کار گرفته می‌شوند. هوش مصنوعی نیز چنین وضعیتی دارد؛ ابزاری برای بازسازی، بازنمایی و آموزش است، نه ابزاری برای تولید روایت رسمی.

ما آن‌قدر آثار تولیدشده با هوش مصنوعی درباره امام شهید و حضرت امام منتشر کردیم که در مقاطعی اصل روایت شهادت و حتی روایت سخنرانی‌ها زیر سؤال رفت. این مسئله خطر جدی ایجاد کرد و به همین دلیل ابلاغیه‌ای به رسانه ملی رسید که بر اساس آن، استفاده از تولیدات هوش مصنوعی درباره مسئولان و شخصیت‌های اسلامی به‌شدت محدود شد و اعلام شد به هیچ وجه از چنین آثاری استفاده نشود.

برای مثال، ممکن است بخواهیم نماهنگی درباره اقتدار ایران تولید کنیم و تصویری از امام شهید بسازیم که روی ناو جماران ایستاده‌اند، عبا و عمامه ایشان در باد حرکت می‌کند و فضای تصویر نیز با هوش مصنوعی ساخته شده است. وقتی مخاطب متوجه شود تصویر با هوش مصنوعی تولید شده، ممکن است تصاویر و روایت‌های دیگر را نیز زیر سؤال ببرد؛ حتی تصاویری که پیش‌تر از حضور ایشان در برنامه‌ها و مراسم مختلف منتشر شده است. در چنین شرایطی، اعتبار کلی روایت‌ها آسیب می‌بیند.

بنابراین، هوش مصنوعی ابزار مناسبی برای بازسازی، بازنمایی و آموزش است، اما به هیچ وجه نباید در روایت‌های رسمی، به‌ویژه در حوزه خبر، جایگزین مستندات و تصاویر واقعی شود.

جنگ تمام شد، اما رسانه‌های ما هنوز دنبال لایک و دنبال‌کننده‌اند!

اما درباره پرسش دوم، یعنی اینکه آیا رسانه‌های ما پس از تجربه جنگ به روایتگری حرفه‌ای رسیده‌اند، به نظر من صفت حرفه‌ای با عبور از یک تجربه جنگی به دست نمی‌آید؛ بلکه زمانی حاصل می‌شود که رسانه در جریان عملیات و مواجهه با رویدادها، به دنبال یادگیری، رشد و تقویت توانمندی‌های خود باشد.

اگر وارد یک عملیات رسانه‌ای می‌شوم، باید هدفم یادگیری، رشد و تقویت توان حرفه‌ای خودم باشد. متأسفانه بسیاری از رسانه‌های ما در جریان جنگ و پس از آن، بیشتر به دنبال جذب مخاطب بودند. رسانه‌ای که صرفاً به دنبال جمع‌آوری مخاطب باشد، الزاماً کار حرفه‌ای یاد نمی‌گیرد. جذب مخاطب به‌خودی‌خود کار حرفه‌ای نیست، بلکه یکی از اهدافی است که یک رسانه حرفه‌ای می‌تواند با انجام درست وظایف خود به آن دست پیدا کند.

ما در این بستر واقعی تولید روایت، بیشتر به دنبال جمع‌آوری مخاطب بودیم. بسیاری از رسانه‌ها تلاش می‌کردند خبر را به شکلی منتشر کنند که مخاطب به سمت خودشان بیاید. برای مثال، خبری منتشر می‌شود و زیر آن پنج خط درباره خود رسانه تبلیغ می‌شود؛ اینکه اولین، برترین، بهترین و صادق‌ترین رسانه است و مخاطب باید آن را دنبال کند. این رویکرد نشان می‌دهد هدف اصلی، خوانده شدن خبر نیست، بلکه جذب لایک و اضافه شدن مخاطب به مجموعه رسانه است.

یا برای مثال، فردی از یک انفجار یا عملیات امدادرسانی فیلم‌برداری می‌کند، اما در چند نقطه از همان ویدئو تصویر خود یا لینک صفحه و رسانه‌اش را قرار می‌دهد. این‌ها کار حرفه‌ای نیست. وقتی محتوایی تولید می‌کنید، باید اجازه دهید رسانه‌های دیگر نیز بتوانند از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کنند و محتوا در جایگاه مناسب خود منتشر شود. البته برخی افراد حتی مرتکب سرقت برند نیز می‌شوند که بحث جداگانه‌ای دارد.

اکنون که از یک دوره جنگی عبور کرده‌ایم و هزینه‌های زیادی نیز در این مسیر پرداخت شده است، باید ببینیم رسانه‌های ما رشد کرده‌اند یا خیر. اگر بخواهم مقایسه‌ای داشته باشم، معتقدم رسانه‌های غزه و رسانه‌های حماس در این زمینه رشد کرده‌اند؛ زیرا به دنبال حاشیه‌سازی و جمع‌آوری مخاطب به هر قیمتی نبودند، بلکه روایت شفاف و صادقانه‌ای از میدان ارائه کردند. آن‌ها در دو سال نخست، روایت‌های مربوط به شهدا و بیمارستان‌ها را به‌درستی منتشر می‌کردند؛ نه در بیان واقعیت‌ها اغراق می‌کردند، نه چیزی را نادیده می‌گرفتند و نه به دنبال افزایش اعتبار شخصی خود بودند.

رسانه‌های یمنی نیز در بسیاری از موارد عملکرد قابل‌توجهی دارند. حتی کاریکاتوریست‌های آن‌ها نیز بیش از آنکه به دنبال یافتن مخاطب در نقاط مختلف جهان باشند، تلاش می‌کنند روایت خود را دقیق و در چارچوب اقتدارشان پیش ببرند.

اما آیا رسانه‌های ما نیز به دنبال نمایش اقتدار ایران و حفظ سلامت روان مخاطبان بودند؟ برای نمونه، وقتی هواپیمایی از بالای سر ما عبور می‌کند، ممکن است ندانیم نقطه نورانی که در آسمان دیده‌ایم، هواپیما، پهپاد خودی، قمر مصنوعی یا ماهواره است. در چنین شرایطی، آیا باید خبری منتشر کنیم که مثلاً سه هواپیما از بالای سر اراک عبور کرده‌اند و با این کار مخاطب را نگران کنیم؟

به نظر من، ما در این زمینه حرفه‌ای نشدیم؛ زیرا هدفمان حرفه‌ای شدن نبود. عمده رسانه‌های ما، به‌ویژه رسانه‌های فعال در فضای مجازی و برخی رسانه‌هایی که در سکوهای ویدئویی مانند آپارات فعالیت استودیویی دارند، بیش از آنکه به دنبال تولید روایت حرفه‌ای باشند، به دنبال جمع‌آوری مخاطب و افزایش دنبال‌کننده بودند. به همین دلیل، نتوانستند از این تجربه به اندازه کافی برای ارتقای توان حرفه‌ای خود استفاده کنند.

برای توضیح این موضوع، می‌توان آن را به کتاب‌های حل‌المسائل دوران تحصیل تشبیه کرد. یادتان هست وقتی برای امتحان درس می‌خواندیم، کتاب‌هایی با عنوان «حل‌المسائل گام‌به‌گام» منتشر شده بود؟ معلم‌ها به دانش‌آموزان می‌گفتند به سراغ حل‌المسائل نروید؛ در خانه وقت بگذارید، زحمت بکشید و خودتان مسائل ریاضی را حل کنید.

اگر امروز یک کتاب حل‌المسائل کنار دستم باشد و یک مسئله ریاضی هم پیش رویم قرار بگیرد، واقعاً کار سختی است که به پاسخ آماده نگاه نکنم. من در دوران تحصیل به هیچ‌وجه کتاب حل‌المسائل نخریدم؛ چون پدرم معلم و مدیر بود و در این زمینه حساسیت داشت. تمام دوران تحصیلم را بدون استفاده از حل‌المسائل گذراندم، اما افراد زیادی را می‌دیدم که با کمک این کتاب‌ها مسائل خود را حل می‌کردند و امتحاناتشان را پشت سر می‌گذاشتند.

هوش مصنوعی امروز چنین وضعیتی دارد. فرض کنید می‌خواهید یک سند محتوایی تنظیم کنید، طرح یک برنامه تلویزیونی یا مستند بنویسید، برای یک برنامه ترکیبی ایده‌پردازی کنید یا حتی یک نمای خبری طراحی کنید. هوش مصنوعی می‌تواند صدها الگو و پیشنهاد در اختیار شما قرار دهد و از این طریق، کارتان را بسیار آسان کند. شما از این تنوع پیشنهادها لذت می‌برید؛ برنامه‌ریزی می‌کنید، ایده‌ها را به آن می‌دهید و می‌گویید این بخش را نمی‌خواهم، آن قسمت را می‌خواهم و بخش دیگری را تغییر بده.

اما مسئله اینجاست که وقتی در نهایت طرح را آماده می‌کنید، ممکن است هوش مصنوعی حتی پیشنهاد دهد که متن را یک‌بار از ابتدا تا انتها بخوانید و بررسی کنید. در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توانید بگویید تمام این فرایند حاصل تفکر و خلاقیت خودتان بوده است؛ زیرا بخش مهمی از اندیشه و ایده‌پردازی را به ابزار واگذار کرده‌اید.

اگر به سمت استفاده بی‌رویه از هوش مصنوعی حرکت کنیم، ممکن است گرفتار نوعی وابستگی و تنبلی ذهنی شویم. این مسئله بسیار خطرناک است. شاید برخی تصور کنند من با ابزارهای جدید مخالفم یا نگاه ابزارستیزانه دارم، اما چنین برداشتی درست نیست. حرف من این است که باید از این ابزار در جایگاه مناسب خود استفاده کنیم.

در مواردی که به دنبال بهتر بیان کردن و تقویت ایده‌های ذهنی خود هستیم، می‌توانیم از هوش مصنوعی کمک بگیریم؛ برای تولید تصویر، بهبود متن و ارائه پیشنهادهای مختلف نیز می‌توان از آن استفاده کرد، اما شرط اصلی این است که ابتدا ذهن خودمان را فعال کنیم و اندیشه و خلاقیت انسانی را کنار نگذاریم.

برای نمونه، در برخی کشورها از جمله سوئد، این نگرانی مطرح شده که استفاده از شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند خلاقیت ذهنی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد و آن‌ها را از پرورش توانایی‌های فکری خود دور کند. این مسئله نشان می‌دهد که موضوع وابستگی ذهنی به ابزارهای جدید، یک نگرانی جدی است.

فرض کنید هفته رسانه است و من می‌خواهم بیانیه‌ای تهیه کنم. اگر آن را به هوش مصنوعی بدهم، ممکن است در کمتر از 30 ثانیه متنی آماده در اختیارم قرار دهد؛ اما اگر این روند به عادت تبدیل شود، به‌تدریج توانایی نوشتن و قدرت خلاقیت انسان تضعیف می‌شود. نباید اجازه دهیم آسان شدن کار با ابزارهای جدید، به ضعیف شدن ذهن و توان فکری انسان منجر شود.

رسانه , روایت صادق , صدا و سیما , اخبار استان مرکزی , اخبار اراک , اخبار خمین , اخبار زرندیه ,

از رسانه‌زدگی مسئولان تا حباب اطلاعاتی؛ مخاطب چگونه فریب می‌خورد؟

اکرمی: رسانه‌های ما در سال‌هایی که ادعای تأثیرگذاری دارند، متأسفانه با مسئله‌ای جدی مواجه بوده‌اند. یک رسانه  مدعی طرفداردار در استان چه رفتاری دارد؟ حتی زمانی که به آن تذکر داده می‌شود، در پاسخ می‌گوید: «من تنها کسی هستم که در آن میدان ایستاده‌ام و شما با من مقابله می‌کنید.» ما نیز با آن‌ها بحث می‌کنیم، اما متأسفانه برخی مسئولان هم برای دیده شدن به این رسانه‌ها نیاز دارند.

برای نمونه، مسئولی در میدان حاضر شده و سخنرانی کرده یا مطلبی را مطرح کرده است. من به او می‌گویم: برادر عزیز، مطلبی که بیان کرده‌اید، موضوع بسیار سنگینی است. یا این موضوع واقعیت دارد یا ندارد. اگر واقعیت دارد، چرا قوه قضائیه اقدامی نمی‌کند؟ اگر واقعیت ندارد، چرا با مسئولی که چنین موضوع مهمی را در میدان شهدا به‌عنوان خبر مطرح می‌کند، برخورد نمی‌شود؟ از روز بعد، دفتر همان مسئول چندین بار با من تماس می‌گیرد و می‌پرسد چرا چنین اقدامی کرده‌اید. درحالی‌که من حرف نادرستی نزده‌ام و صرفاً خواسته‌ام موضوعی که مطرح شده، بررسی شود.

متأسفانه چنین اتفاقاتی در حال رخ دادن است؛ رسانه‌های ما مخاطب‌محور شده‌اند و برخی مسئولان نیز به این رسانه‌ها نیاز دارند.

در موضوع هوش مصنوعی هم که به آن اشاره کردید، متأسفانه اغلب رسانه‌های ما اکنون برای تولید خبر، حتی هنگام تهیه گزارش خبری، فایل صوتی و صدای خبرنگار را به هوش مصنوعی می‌دهند تا در چند ثانیه آن را به متن گزارش تبدیل کند. اما کسی که اندکی با شیوه تهیه گزارش خبری آشنا باشد، متوجه می‌شود که این متن را هوش مصنوعی تولید کرده است.

واقعاً «آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند». وقتی خبری از ذهن و اندیشه یک خبرنگار تراوش نکرده باشد و صرفاً هوش مصنوعی آن را تنظیم کرده باشد، نمی‌توان انتظار داشت همان تأثیرگذاری لازم را بر مخاطب بگذارد. ممکن است سرعت و چابکی تولید خبر افزایش پیدا کند؛ البته می‌توان از هوش مصنوعی برای تبدیل صدا به متن استفاده کرد، اما در نهایت این خبرنگار است که باید بر محتوا مسلط باشد و با اندیشه و نگاه خود به خبر جهت و اثرگذاری ببخشد.

هوش مصنوعی از یک سو به گسترش اخبار جعلی و مصنوعی کمک می‌کند، اما از سوی دیگر می‌توانیم از ظرفیت آن برای تشخیص اخبار جعلی نیز استفاده کنیم. بنابراین، به نظر من هوش مصنوعی مانند یک تیغ دولبه است و باید حد و اندازه استفاده از آن را بشناسیم و بدانیم تا چه میزان می‌توانیم به این ابزار اتکا کنیم.

موضوع دیگر، حباب اطلاعاتی است که به واسطه هوش مصنوعی و سازوکار پلتفرم‌های مختلف، به‌ویژه اینستاگرام، شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، مخاطب تصور می‌کند چون در یک پلتفرم حضور دارد و محتوای مورد علاقه‌اش را مشاهده می‌کند، دیدگاه او دیدگاه اکثریت جامعه است.

برای مثال، فرض کنید من طرفدار باشگاه استقلال هستم و مرتب مطالب مربوط به این باشگاه را جست‌وجو می‌کنم. الگوریتم‌های پلتفرم نیز متناسب با همین رفتار، مطالب مربوط به استقلال را به من نشان می‌دهند. درحالی‌که طرفداران پرسپولیس، آلومینیوم و سایر تیم‌ها نیز حضور دارند و هرکدام محتوای متناسب با علایق خود را دریافت می‌کنند. در نتیجه، ممکن است مخاطب تصور کند دیدگاه و سلیقه‌ای که در صفحه خود می‌بیند، دیدگاه غالب جامعه است.

به همین دلیل، مخاطبان و به‌ویژه مردم باید سواد رسانه‌ای را به‌خوبی فرا بگیرند تا در برابر دروغ‌پردازی‌های دشمنان مغلوب نشوند. تقویت سواد رسانه‌ای و آموزش مهارت تشخیص واقعیت از اطلاعات نادرست، از ضرورت‌هایی است که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.

3 آفت رسانه‌های رسمی؛ روزمرگی، بی‌راهبردی و بی‌تعامل با مخاطب

تسنیم: رسانه‌های رسمی برای عبور از روزمرگی و حفظ اثرگذاری خود، به چه تغییراتی در راهبردها، شیوه تولید محتوا و تعامل با مخاطبان نیاز دارند؟ همچنین «روایت اول» چه جایگاهی در ارزیابی عملکرد رسانه‌ها دارد و مهم‌ترین ضعف رسانه‌های ما در این حوزه چیست؟

نجمی: به نظر من یکی از ضعف‌های رسانه‌های ما روزمرگی است و ضعف دوم این است که صرفاً برای اینکه خبری منتشر کرده باشیم، اقدام به تولید خبر می‌کنیم. همان‌طور که آقای اکرمی هم اشاره کردند، رسانه باید مسئله‌محور باشد؛ اما شاید بخش قابل‌توجهی از طراحی‌های رسانه‌ای ما بر این اساس است که امروز باید پنج خبر منتشر کنیم و صرفاً همین پنج خبر را تولید می‌کنیم. این یک اشکال جدی است.

ما طراحی مشخصی نداریم؛ سند زیست‌بوم، سند اقدام و طراحی راهبردی نداریم. در نتیجه ممکن است در یک روز دو خبر متناقض منتشر کنیم. برای مثال، در خبری تصویری کاملاً امیدبخش از جامعه ارائه می‌دهیم و از خانواده‌هایی می‌گوییم که صاحب فرزند شده‌اند و زندگی شادی دارند، اما در خبر بعدی، حاشیه‌نشینی، بدبختی و فلاکت را به تصویر می‌کشیم. این تناقض نشان می‌دهد که سند راهبردی نداریم و اساساً نمی‌دانیم چه مسیری را دنبال می‌کنیم.

بنابراین، دو مسئله اصلی وجود دارد؛ نخست اینکه رسانه دچار روزمرگی شود و دوم اینکه فاقد سند راهبردی، سند زیست‌بوم و طراحی راهبردی متناسب با مأموریت خود باشد. این‌ها از جمله مسائلی است که رسانه‌های انقلابی نیز با آن مواجه هستند.

ممکن است گفته شود ما سند داریم و بر اساس آن عمل می‌کنیم؛ بله، سند وجود دارد، اما نکته اینجاست که شرایط امروز با زمان تدوین آن سند یکسان نیست. آن سند در دوره‌ای نوشته شده که هنوز اتفاقات و تحولات سال‌های 1401 و 1404، جنگ 12روزه و جنگ رمضان رخ نداده بود. در آن زمان کسی نمی‌دانست که سه سال بعد قرار است امام جامعه به شهادت برسند و شرایطی به وجود بیاید که امامی در جایگاه رهبری قرار بگیرد که امکان دیدن و شنیدن مستقیم ایشان برای مردم فراهم نباشد. اکنون رسانه باید بداند با این شرایط چگونه مواجه شود و چگونه از این امام روایت تولید کند و آن را به جامعه و افکار عمومی انتقال دهد؛ درحالی‌که سند موجود ممکن است پاسخی برای چنین شرایطی نداشته باشد.

این همان مسئله روزمرگی است. رسانه باید بتواند سند راهبردی خود را متناسب با آینده پیش‌رو به‌سرعت به‌روزرسانی کند، ادبیات آن را تغییر دهد و اقداماتش را در چارچوب راهبردهای جدید پیش ببرد. اگر چنین اتفاقی نیفتد، رسانه به‌تدریج دچار اضمحلال می‌شود، مخاطبان خود را از دست می‌دهد و به تعبیر من، در یک نقطه فریز می‌شود و دیگر توان حرکت و تحول نخواهد داشت.

برای درک بهتر این موضوع، رسانه‌های غیردولتی را در نظر بگیرید که برای ادامه فعالیت خود ناچار به کسب درآمد و سپس تولید محتوای رسانه‌ای هستند. این رسانه‌ها یک هدف اصلی، یعنی کسب درآمد، و هدف دومی در راستای آن، یعنی افزایش مخاطب، دارند. بر همین اساس، در شیوه تبلیغات و پروتکل‌های تبلیغاتی خود جذابیت ایجاد می‌کنند و حتی در تولید خبر نیز همین نگاه را دنبال می‌کنند. آن‌ها به این فکر می‌کنند که خبر را چگونه تنظیم کنند تا مخاطب بیشتری جذب شود و درآمد بیشتری به دست آورند.

برای مثال، ممکن است خبری با این مضمون منتشر کنند که هواپیما از بالای سرم عبور کرد و پس از آن، چند فایل تبلیغاتی درباره خرید لباس از یک فروشگاه یا تهیه لوستر از محل دیگری قرار دهند. در این مدل، سازوکار کسب درآمد و جذب مخاطب مشخص است و رسانه بر همین اساس فعالیت می‌کند.

اما رسانه رسمی که با هدف کسب درآمد فعالیت نمی‌کند و هزینه‌های اداره آن از محل بودجه دولتی تأمین می‌شود، باید راهبرد روشنی برای حفظ مخاطب داشته باشد. این رسانه نیز باید مشخص کند چه مسیری را دنبال می‌کند و مخاطب هم باید بداند وقتی به سراغ آن رسانه می‌آید، با چه نوع محتوا و چه رویکردی مواجه خواهد شد. این همان مسئله تعامل با مخاطب است.

به نظرم سه مسئله اصلی پیش روی رسانه‌های رسمی قرار دارد: روزمرگی، نداشتن راهبرد متناسب با شرایط و ضعف در تعامل با مخاطب. توجه به این سه موضوع می‌تواند رسانه‌های رسمی را از وضعیت رکود و ایستایی نجات دهد.

اما درباره جایگاه «روایت اول»، باید گفت این موضوع می‌تواند یکی از شاخص‌های اصلی ارزیابی عملکرد رسانه باشد. رسانه باید بتواند استنادها و جزئیات یک حادثه را به‌درستی استخراج کند و متن و واقعیت آن حادثه را دقیق روایت کند. این وظیفه رسانه رسمی است و اگر نتواند چنین کاری انجام دهد، اساساً نمی‌توان آن را رسانه‌ای رسمی و اثرگذار دانست.

رسانه‌ای که نتواند روایت خود را متناسب با تحولات روز به‌روز کند، مانند ویترین تبلیغاتی یک مکان فرهنگی است که ممکن است یک سال تمام، روزنامه دیواری نصب‌شده در آن تغییر نکرده باشد. حتماً نمونه چنین ویترین‌هایی را دیده‌اید. رسانه نیز اگر نتواند روایت خود را به‌روز و متناسب با شرایط جدید بازآفرینی کند، به همان ویترین ثابت و بی‌تحرک تبدیل می‌شود.

بنابراین، قطعاً «روایت اول» یکی از شاخص‌های مهم ارزیابی رسانه است؛ موضوع، صرفاً انتشار خبر اول نیست، بلکه مسئله اصلی، ارائه روایت اول و دقیق از رویدادهاست.

رسانه , روایت صادق , صدا و سیما , اخبار استان مرکزی , اخبار اراک , اخبار خمین , اخبار زرندیه ,

خبرنگارانی که ضعف‌هایشان را نمی‌پذیرند؛ رسانه‌ها چرا پیشرفت نمی‌کنند؟

اکرمی: به نظر من مهم‌ترین ضعفی که رسانه‌های ما در حال حاضر با آن مواجه هستند، ضعف آموزش است. حتی وقوع این جنگ نیز باعث نشد بپذیریم که چنین ضعفی داریم. اگر یک رسانه یا خبرنگار قبول کند که در حوزه فعالیت خود ضعف دارد، می‌تواند برای جبران و برطرف کردن آن تلاش کند؛ اما متأسفانه مشکل اینجاست که حتی در کلاس‌های آموزشی رسانه‌ای نیز با استقبال خبرنگاران مواجه نمی‌شویم.

برای مثال، کلاس‌های ساده گزارش‌نویسی برگزار می‌کنیم، اما تعداد شرکت‌کنندگان بسیار اندک است و گاهی بیشتر از سه نفر در این کلاس‌ها حضور پیدا نمی‌کنند. این وضعیت نشان می‌دهد که برخی خبرنگاران همچنان ضعف‌های خود را نمی‌پذیرند و در همان نقطه قبلی باقی مانده‌اند.

حتی در رویدادهای رسانه‌ای که برگزار می‌کنیم، داوری آثار به خارج از استان سپرده می‌شود و ارزیابی داوران این است که هیچ پیشرفتی در رسانه‌های استان مشاهده نمی‌شود. به نظر من، تا زمانی که ضعف‌ها را نپذیریم، امکان اصلاح و پیشرفت نیز فراهم نخواهد شد.

اما درباره شاخص‌های ارزیابی یک رسانه موفق و اینکه آیا «روایت اول» به‌تنهایی می‌تواند معیار موفقیت رسانه باشد، باید بگویم روایت اول اهمیت زیادی دارد، اما تنها شاخص نیست و عوامل دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرند.

رسانه ما باید به سمت تحلیل و تبیین مسائل حرکت کند. ممکن است چنین رویکردی در کوتاه‌مدت باعث از دست دادن بخشی از مخاطبان شود، اما تداوم آن موجب می‌شود رسانه مخاطبان خاص خود را پیدا کند و به‌تدریج رشد کند. این رشد برخلاف افزایش ناگهانی و مقطعی مخاطب، ماندگار خواهد بود.

به نظر من، اعتماد مخاطب به یک رسانه در چند مؤلفه شکل می‌گیرد: روایت اول از نظر سرعت، روایت دقیق، روایت اقناعی و روایت پایدار. اگر مخاطبی رسانه‌ای را انتخاب کند که این چهار شاخص را در عملکرد خود داشته باشد، احتمال ماندگاری او بیشتر خواهد بود و ارتباطش با رسانه از فضای هیجانی و مقطعی فراتر می‌رود.

انتهای پیام/711/

 
R7980/P1706
قیمت ارز و طلا
لیگ ایران و جهان
نظام مسایل استان ها
واژه های کاربردی مرتبط
  • رسانه
  • روایت صادق
  • صدا و سیما
  • اخبار استان مرکزی
  • اخبار اراک
  • اخبار خمین
  • اخبار زرندیه
tasnim
tasnim
tasnim
مادیران
شهر خبر
نیکاموتور
غار علیصدر
ازکی
طبیعت
میهن
triboon
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • پربیننده‌ترین اخبار
  • پیوندها
  • بازار
  • قیمت ارز و طلا
  • لیگ ایران و جهان
  • آرشیو اخبار ؛ جدیدترین اخبار لحظه به لحظه امروز
ما را دنبال کنید:
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  • آپارات
  • سروش
  • آی‌گپ
  • گپ
  • بله
  • روبیکا
  • ایتا

All Content by Tasnim News Agency is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.