خبرگزاری تسنیم ـ زنجان ـ نرگس رسولی| صبح پاییزی سیزدهم آبانماه در پایتخت شور و شعور حسینی، هوایی آکنده از عطر شهادت، ایستادگی و غیرت انقلابی را در خود تنفس میکرد. کوچهها و خیابانهای منتهی به میدان انقلاب زنجان، از نخستین ساعات بامداد شاهد به هم پیوستن جویبارهای خروشانی از جنس عشق و دلدادگی به وطن بود. مردمی که نسل در نسل، پایبندی خود را به آرمانهای والای اسلام و حاکمیت ملی به رخ تاریخ کشیدهاند، امروز بار دیگر آمدند تا صفحه زرین دیگری از عزت و سربلندی را ورق بزنند. در این خروش ماندگار، نوای تکبیر و فریادهای رسای انزجار از استکبار، با جلوههایی ناب و کمنظیر از پیوند عاطفی نسلها درآمیخته بود؛ جلوههایی که قلم از به تصویر کشیدن شکوه بیانتهای آن ناتوان مینماید.





سیزدهم آبان امسال در خطه زنجان رنگ و بویی فراتر از مناسبتهای تقویمی معمول داشت. اینجا دیار غواصان دریادلی است که آبهای اروند را با رمز یا زهرا (س) شکافتند و امروز، فرزندان و نوادگان همان قهرمانان، با انگیزهای مضاعف و ارادهای پولادین به میدان گام نهاده بودند. خیابانهای شهر به نمایشگاهی زنده از دلدادگی و وفاداری تبدیل شده بود؛ میدانی که در آن کوچک و بزرگ، پیر و برنا، یکصدا و یکپارچه سرود مقاومت و استکبارستیزی را نجوا میکردند. نگاه به قامت این جمعیت، هر رهگذری را به این باور ژرف میرساند که درخت تنومند انقلاب اسلامی نه تنها در گذر دههها گزندی ندیده، بلکه ریشههای آن در تار و پود جان و ضمیر پاک نوباوگان این مرزوبوم جاودانه گشته است.
از شاخههای سرخ رز تا عطر غیرت سبزپوشان میدان
در میان ازدحام جمعیت، تماشای صفوف دانشآموزانی که با دستهای کوچک اما دلی سرشار از امید و ایمان گام برمیداشتند، زیباترین چشمانداز میدان را رقم زده بود. شماری از دانشآموزان نوجوان با در دست داشتن شاخههای گل رز سرخ به میدان آمده بودند؛ گلهایی سرخ به نشانه پاسداشت خون پاک سروقامتان تاریخ و تجدید میثاقی سرشار از صمیمیت با شهدایی که امنیت و آرامش امروز کلاسهای درس مرهون خون آنان است. آنان با نثار این گلها به تصویر شهدا، پیامی روشن به جهانیان میفرستادند؛ پیامی که نشان میداد نسل نوین ایران، پروانهوار بر گرد شمع آرمانهای دفاع مقدس و حریم ولایت میچرخد و در مسیر آزادگی، گام پس نمیکشد.





در کنار این شاخههای گل، تنپوشهای سبز نظامی که بر قامت رشید جمعی از دانشآموزان نقش بسته بود، هیبت و شکوه دلاوران سپاه پاسداران را در یادها زنده میکرد. نوجوانانی که با لباس رزم و چفیههایی متبرک به خط مقدم راهپیمایی پای نهاده بودند، نشان دادند که روحیه دفاعی و عاشورایی از همان نیمکتهای مدرسه بارور میشود. آنان با شجاعتی ستودنی و نگاهی نافذ، ایستادگی را مشق میکردند و با هر گام، لرزه بر اندام مستکبران میانداختند؛ تصویری حماسی که پیامآور هوشیاری، اقتدار و آمادهباش دائمی فرزندان دیار زنگان در برابر هرگونه ماجراجویی و بدخواهی دشمنان زبون این مرزوبوم بود.

کولهپشتیهای مقاومت و عروسکهای بغضآلود میناب
یکی از تکاندهندهترین صحنههای سیزدهم آبان در میدان انقلاب، ادای احترام خلاقانه و عاطفی جمعی از دانشآموزان زنجانی به یاد شهدای دانشآموز حادثه مظلومانه میناب بود. کودکانی که کولهپشتیهای مدرسه را با نمادی از سنگینی رسالت بر دوش کشیده و با پای پیاده و چشمانی پر از غم و حماسه وارد میدان شده بودند. این کولهپشتیها، حامل کتابهای درسی نبودند؛ بار غیرت، خونخواهی و همدردی عمیق با همکلاسیهای شهیدشان در اقصینقاط میهن بودند. آنان آمده بودند تا فریاد بزنند که اگر دشمن سفاک، مدارس و کلاسهای درس را نشانه میرود و جان کودکان معصوم را میستاند، این پرچم بر زمین نخواهد افتاد و همکلاسیهای آنان در زنجان، قلمهای رزم و درس را بر زمین نخواهند گذاشت.

در آغوش فشردن عروسکهای پارچهای توسط برخی دختران دانشآموز، بغض گلوی هر بینندهای را میفشرد. عروسکهایی در دست کودکانی که آمده بودند نمادی از کودکان شهید میناب و غزه و لبنان باشند؛ همان چهرههای معصومی که زیر آوار وحشیگریهای استکبار و صهیونیسم بینالملل خفتهاند. این عروسکها در میان فریادهای رسا و مشتهای گرهکرده، صریحترین دادخواست حقوق بشری علیه توحش مدرن غرب بودند. دانشآموزان با همراه داشتن این عروسکها، به جهان نشان دادند که حتی در دنیای کودکانهشان، خط تمایز حق و باطل را به روشنی میشناسند و مظلومیت مظلومان تاریخ را هرگز به فراموشی نخواهند سپرد.
خروش یکصدای ملت؛ پیوند دستان دیروز و امروز
سیزدهم آبان امسال زنجان، هرگز میدانی منحصر به یک قشر یا گروه سنی خاص نبود. این روز باشکوه، میعادگاه پیوند نسلها و صحنه وفاق ملی همگانی بود. پدران و پدربزرگانی که خاطرات سالهای پرالتهاب 1357 و روزهای خون و حماسه دفاع مقدس را در سینه دارند، دوشادوش فرزندان دهه هشتادی و نودی خود شانه به شانه حرکت میکردند. زنان و مردان غیور، بازاریان، معلمان، دانشجویان و جوانان، همه و همه آمده بودند تا ثابت کنند استکبارستیزی یک خصلت ذاتی و میراثی ماندگار در رگهای ملت ایران است که غبار زمان نمیتواند بر آن بنشیند.
حضور مادران فداکاری که نوزادان خردسال خود را در آغوش کشیده و در میان امواج خروشان جمعیت حاضر شده بودند، جلوهای ماندگار و تحسینبرانگیز خلق کرد. مادرانی صبور که با وجود دشواریها، کودکان یک یا دو سالهشان را با لباسهای کوچک نظامی آراسته و بر تن آنان چفیه نشانده بودند. این مادران با نجواهای زینبی در گوش فرزندان خردسال خود، الفبای حریت و مقاومت را از آغازین روزهای حیات به آنان میآموختند تا نسل به نسل، پرچمدار عزت ایران اسلامی باقی بمانند. پیشانیهای این نونهالان به سربندهای مقدس «لبیک یا خامنهای» مزین بود؛ سربندی که از عمق جان بر تارک پیشانیها نشسته و پیوند ناگسستنی ولایتمداری و امت را بازگو میکرد.

در آغوش قابهای شهادت؛ دلدادگیهای خالصانه با امام امت
در سرتاسر مسیر راهپیمایی، تمثالهای مبارک رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب بر فراز دستان جمعیت میدرخشید. دانشآموزانی با چشمانی اشکبار اما امیدوار، عکسهای این بزرگواران را همچون جان شیرین در آغوش فشرده بودند و با اشتیاقی وصفناپذیر در میان همشاگردیهای خود با قاب عکس رهبر شهید و رهبر فرزانه انقلاب عکسهای سلفی یادگاری میگرفتند؛ سلفیهایی نه برای خودنمایی، بلکه برای ثبت در تاریخ به عنوان سندی از پیوند قلبی ناگسستنی نسل زنگنه و نسل هزاره سوم با ولایت فقیه. آنان لبخندهای پرامید خود را در کنار این تصاویر جاودانه میکردند تا نشان دهند علقه این نسل به مکتب انقلاب، فراتر از جوسازیها و عملیاتهای روانی دشمن در فضای مجازی است.
حضور فرزندان شاهد در این حماسه باشکوه، روح معنویت و قداست راهپیمایی را صدچندان کرده بود. فرزندانی که با در دست گرفتن قاب عکسهای مطهر پدران شهیدشان، در میانه جمعیت گام برمیداشتند؛ پدرانی که در جبهههای نبرد حق علیه باطل، دفاع از امنیت و مبارزه با تروریسم جان باختند تا میهن در امان بماند. نگاه به سیمای آرام آن عکسها و چشمان استوار فرزندانشان، یادآور این حقیقت زنده بود که درخت استقلال این سرزمین با ریشههایی سیراب از خون مقدس شهیدان زنده است و هرگز گزندی از طوفانهای سهمگین حوادث نخواهد دید.
زبانه کشیدن آتش بر پرچمهای ظلم؛ طنین فریادهای خونخواهی
اوج خشم انقلابی مردم زنجان و دانشآموزان غیور، در لحظه به آتش کشیدن نمادهای شرارت و جنایت تجلی یافت. پرچمهای رژیم تروریستی آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی در قلب میدان انقلاب، به دست دانشآموزان به خاکستر مبدل شد. زبانه کشیدن شعلههای آتش بر تارک این نشانههای نحس استعمار، با فریادهای طوفانی و پرصلابت «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» هزاران نفر از حاضران همراه گردید؛ طنینی رعدآسا که در آسمان دیار انصارالمهدی پیچید و پیام انزجار بیپایان مردم را از دههها ظلم، ترور، تحریم و خونریزی به گوش جهان رساند.

در میان دستهای برافراشته، پرچمهای سرخ خونخواهی دوشادوش پرچم پرصلابت و سه رنگ جمهوری اسلامی ایران در اهتزاز بود. این پرچمهای سرخ، نوید انتقام حتمی و پایانناپذیر از قاتلان شهدای مظلوم محور مقاومت و دانشمندان و فرزندان غیور ایران بود. مردم با در دست داشتن این نمادهای غیرت نشان دادند که تا تحقق کامل عدالت و برچیده شدن بساط استکبار و رژیمهای تروریستی از منطقه، از پای نخواهند نشست و آرمانهای مقاومت را زنده نگه خواهند داشت.
از مدرسه تا میدان؛ عهد ابدی پای نیمکتهای وفاداری
در گوشه و کنار صفوف بههمپیوسته، دستنوشتههایی که توسط خود دانشآموزان و با خطی ساده و بیریا اما سرشار از عمق و بصیرت تحریر شده بود، چشم هر بینندهای را مجذوب میساخت. شعار ماندگار «از مدرسه تا میدان؛ ایستادهایم تا پایان» که بر تکهمقواها و پلاکاردهای متعدد نقش بسته بود، بیانیهای صریح و محکم از سوی نسل نوپای ایران به همه توطئهگران بود. این شعار نشان داد که سنگر مدرسه و کلاس درس، امتداد همان سنگرهای خونین خرمشهر، شلمچه و مقاومت است و دانشآموزان امروز، همان سربازان آماده به خدمت فردای میهن هستند که با علم، ایمان و ایستادگی، راه نفوذ بیگانگان را برای همیشه مسدود خواهند کرد.
حماسه سیزدهم آبان در شهر شور و شعور حسینی زنجان به پایان رسید، اما تصویر آن گامهای استوار، آن گلهای سرخ عطرافشان، آن عروسکهای مظلوم، سربندهای ولایی و چشمان پرامید فرزندان این دیار تا ابد در حافظه تاریخ زنده خواهد ماند. مردم زنجان امروز اثبات کردند که پیام تسخیر لانه جاسوسی و استکبارستیزی، نه یک خاطره دیروز، بلکه یک اراده سرزنده برای امروز و فردایی درخشان است؛ فردایی که در آن، خورشید پیروزی مستضعفان بر مستکبران تاریخ به زیباترین شکل ممکن طلوع خواهد کرد.
انتهای پیام/