به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، جعفر درونه؛ مدیر مرکز مطالعات راهبردی تسنیم در یادداشتی ضمن تسلیت درگذشت مرحوم دکتر علیاصغر فانی، چهره ماندگار آموزش و پرورش و وزیر اسبق این وزارتخانه نوشت: روز گذشته آموزش و پرورش، فرزندی برومند که در دامان خود پروریده بود و به راستی زینت جامعه تعلیم و تربیت کشور بود را از دست داد و غم فراقش، دوستان، یاران، همکاران، همراهان و شاگردانش را به سوگ نشاند.
مرحوم دکتر علیاصغر فانی پس از عمری مجاهدت و رزمندگی در جبهه تعلیم و تربیت، روی در نقاب خاک کشید و پرچمی را که برای اعتلای آموزش و پرورش همواره برافراشته نگاه داشته بود، به جوانانی سپرد که باید با افتخار این مسیر پربهجت را ادامه دهند و سر از پا نشناخته در این راه نورانی همچون او جانفدایی کنند.
او معنای تام و تمام «معلمی» بود؛ چه در مقام مسئول و چه در مقام استادی، «معلمی» را تدریس میکرد.
او به درستی نماد شایستهسالاری در آموزش و پرورش بود. جایگاههای مدیریتی او به اعتبار شایستگیهایش به او واگذار میشد و او با اتکا به روحیه جهادی و مسئولیتپذیریاش از فرصت حضور در این جایگاهها برای پیشبرد اهدافش در تعلیم و تربیت بهره میبرد.
او اهل هیاهو و هایوهو نبود و اقدامات اصلاحیاش در جبران خطاهای مدیریتی آموزش و پرورش، پیش از این که جنبه شعاری داشته باشد، جنبه ترمیمی داشت. خطاپوش بیادعا بود. طرحهایش در راستای حل مشکلات آموزش و پرورش و یا تبعات نامناسب و چالشبرانگیز برخی تصمیمات مدیریتی بود. کلاسهای جبرانی، طرح مدرسهمحوری، طراحی طرح مدارس نمونه دولتی، اجرای طرح سالیـواحدی در نظام جدید متوسطه و تلاش برای کاهش آسیبپذیری دستگاه تعلیم و تربیت به دلیل حذف معاونت پرورشی و تمرکز این فعالیتها و استمراربخشی به آنها در حوزه مدیریتی خود، نمونههایی از این تلاشهای ترمیمی وی برای صیانت از سلامت و نشاط آموزش و پرورش بود.
او نماد رزمندگی در آموزش و پرورش است. آنهنگام که شهدای بزرگوار آموزش و پرورش یعنی شهیدان رجایی و باهنر ضرورت حضور فرهنگیان در کردستان که محل تاختوتاز گروهکهای تروریستی قرار گرفته بود را متذکر شدند، او جامه رزم به تن کرد و با تعدادی از یارانش سلجوشورانه مسئولیت آموزش و پرورش کردستان را پذیرفت و نگذاشت به دلیل شرارتهای ضد انقلاب، فرزندان این مرز و بوم در آن خطه دلاورپرور از نعمت تعلیم و تربیت محروم شوند. او با در دست گرفتن جان خود، تلاش کرد چراغ مدارس را روشن نگاه دارد و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی را در این مدارس برافراشته سازد.
روحیه جهادی او در تعلیم و تربیت باعث شده بود حتی در دوران بازنشستگی و فرسودگی توان دوران جوانی، دست از تلاش خستگیناپذیر برای تقویت بنیه علمی فرزندان میهن، مخصوصاً دانشآموزان مناطق محروم برندارد و با اتکا به اعتبار و تجربه خویش، نهادی مردمی را برای چنین امری هدایت و راهبری کند.
آخرین دیدار اینجانب با آن فقید سعید در اواسط فروردینماه امسال بود که هر دو برای عیادت بیماری که در آیسییو یکی از بیمارستانهای تهران بستری بود، حضور یافته بودیم.
اینجانب که خود را مدیون حق استادی ایشان میدانستم، عهد شاگردی را ادا کرده و بر دست و صورتش بوسه زدم و پس از احوالپرسی، ایشان شاگردنوازی کرد و از کاری که خداوند توفیق انجام آن را به اینجانب در جمعآوری و دستهبندی بیانات رهبر شهید داده بود و تحت عنوان «منشور تحول بنیادین در آموزش و پرورش» تنظیم و منتشر شده بود، بسیار تجلیل کرد و از اینجانب خواست که دو مجلد از آن را برایشان ارسال کنم و تشویق به ادامه آن فرمودند. در تمامی لحظات این گفتگوی شیرین، ایشان دو دست بنده را گرفته و بسیار محبت میکردند. گویا در همان لحظات هم میخواستند مرا پای درس معلمی خود بنشانند و از جرعههای گوارایی که از علم و تجربه در کلاس درس دوران دانشجویی در محضرشان به کاممان میریختند، سیراب نمایند.
اما سوگمندانه همه شیرینی این خاطرات خوب، شب گذشته با دریافت خبر رحلت ایشان در کامم تلخ شد.
آموزش و پرورش نه فقط یکی از مدیران خود، بلکه کولهباری از تجربیات گرانسنگی که در سینه این عزیز بود را از دست داد.
فقدان آن استاد فرزانه، خسارت بزرگی برای آموزش و پرورش و مسئولیتآفرین برای همه کسانی است که باید راه او را با مجاهدت و اعتقاد به مبانی اصیل انقلاب اسلامی ادامه دهند.
خداوند روح پاکش را با اولیای الهی و مخصوصاً شهیدان رجایی و باهنر محشور فرماید و خدمات و زحماتش را برای تعلیم و تربیت فرزندان میهن اسلامی که هر یک سهمی در اعتلای نام ایران اسلامی داشته و نقشی در پیشرفت این کشور ایفا کردهاند، به شایستگی قبول و آن مرحوم را از ثواب جزیل آنها بهرهمند فرماید.
آشیانش بر کنار قصر لطف خویش ساز
کای خوشا آن مرغ کش آنجای باشد آشیان
انتهای پیام/