به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در ترکیه همزمان با تداوم بحران اقتصادی، هر روز بخش دیگری از کوه یخ رسوایی 131 صندوق مالی در این کشور پدیدار میشود و در چنین وضعیتی، شهروندان با چشم تردید به احزاب و سیاستمداران مینگرند.
تازهترین نظرسنجیهای میدانی نشان میدهد که محبوبیت حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، حالا برای نخستین بار به زیر 30 درصد رسیده، اما احزاب دیگر نیز حال روز خوبی ندارند و یک سوم از شهروندان، عملاً با بلاتکلیفی سیاسی روبرو شده و نسبت به سیاستمداران، نومید شدهاند.
نتایج آخرین نظرسنجی انتخاباتی گروه مستقل تحقیقاتی سونار (SONAR Research) تابلویی از وضعیت احزاب و نهاد سیاست در ترکیه را به نمایش گذاشته که از بسیاری جهات، برای کارشناسان و دانشگاهیان، نگرانکننده است.
حالا وضعیت محبوبیت 5 حزب نخست در ترکیه از این قرار است:
1.حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان 19.8 درصد.
2.حزب نو به رهبری اوزگور اوزل 18.8 درصد.
3.حزب راست افراطی خوب یا ایی پارتی به رهبری درویش اوغلو 7.3 درصد.
4.دمپارتی (اقماری پ.ک.ک) 6 درصد.
5. حزب حرکت ملی گرا به رهبری باغچلی 3.3 درصد.

زمانی که آرای کل شهروندان مردد، روی رای همه احزاب سرشکن شود، نتیجه نهایی به این شکل خواهد بود: حزب عدالت و توسعه 29.7 درصد، حزب نو 28.2 درصد، حزب خوب 11 درصد، دمپارتی 9 درصد، حزب حرکت ملی گرا 4.9 درصد.
در نگاه نخست، این وضعیت را بدین شکل باید تحلیل کرد که آکپارتی یا حزب حاکم، با وجود بحران اقتصادی و فساد مالی اخیر، هنوز حزب نخست ترکیه است و اگر چه برای اولین بار به رده زیر 30 درصد آمده، اما هنوز هم موقعیت خوبی دارد.
حزب نو نیز با وجود آن که تنها چند ماه از تاسیس آن گذشته، آرای خوبی دارد و بعید نیست در آینده از آکپارتی سبقت بگیرد.
ولی این فقط ظاهر قضیه است. چرا که برای اولین بار در ترکیه 33 درصد از شهروندان این کشور، از بیان نام یک حزب پرهیز کرده و چنین پاسخهایی میدهند: رای نخواهم داد، مشخص نیست، تصمیم نگرفتهام، رای من اعتراضی و سفید خواهد بود.
هاکان بایراکچی مدیر شرکت تحقیقاتی سونار در مصاحبه با شکبه تلویزیونی سونار اعلام کرده که در 38 سال گذشته که مداماً با تحقیق میدانی و کارهای انتخاباتی مشغول بوده، چنین شاهد وضعیتی نبوده و همه باید از این نومیدی و واکنش معنیدار شهروندان، نگران باشند.

بایراکچی میگوید: «این سکوتِ معنیدار و اشاره نکردن به اسم یک یا چند حزب مشخص، حاوی پیام مهمی است و نشان میدهد که جامعه ما، مملو از شهروندان مرددی است که هم نسبت به حزب حاکم و هم نسبت به اپوزیسیون، نگاه تردیدآمیز دارند».
نظرسنجی سونار، طیفهای متفاوت شهروندان مردد را به این شکل دسته بندی کرده است:
الف) تردید دارم. نمیدانم رای خواهم داد یا نه: 12 درصد.
ب) رای نخواهم داد: 10.5 درصد.
ج) نظری ندارم/پاسخی ندارم: 6.8 درصد.
د) رای سفید یا باطله خواهم داد: 3.8 درصد.
مدیر شرکت تحقیقاتی سونار میگوید: «در حیات حرفهایام، با چنین تصویری مواجه نشدهام. این میزان از تردید، اعتراض و نومیدی، کار ما و همه شرکتهای نظرسنجی را دشوار میکند و مشخص نیست از صندوق چه چیزی بیرون خواهد آمد. ما این حالت را به عنوان پیشبینی ناپذیری وضعیت سیاسی کشور قلمداد میکنیم و این به خودی خود، یک آسیب است. بخشی از این این ماجرا باید به عنوان بلاتکلیفی سیاس تعریف شود. اما بخش دیگری نیز در گروهی جای میگیرند که دچار اضطراب سیاسی و حقوقی شدهاند و نمیدانند آیا آزادند دیدگاه سیاسی خود را به راحتی و آزادانه بیان کنند یا بهتر است ساکت بمانند».
تحلیلگران سیاسی و کارشناسان اجتماعی ترکیه معتقدند که مجموعه ای از عوامل مهم دست به دست هم داده و باعث شده اند که یک سوم از شهروندان ترکیه از منظر انتخاب حزب و رویکرد سیاسی، دچار بلاتکلیفی و استیصال شوند.
آنان معتقدند که نخستین دلیل را باید ذیل عنوان «فرسایش نمایندگی سیاسی» تفسیر کرد. یعنی در چنین حالتی، شهروندان به این ارزیابی می رسند که هیچ حزبی نماینده واقعی آنها و بیان کننده دغدغه و خواسته های آنها نیست. در چنین حالتی، شهروندی که قبلاً به حزب حاکم رای داده و حالا نومید شده، عملاً به اپوزیسیون هم اعتمادی ندارد و بر سر دوراهی مانده است.
این همان وضعیتی است که در آن ممکن است حمایت از حزب حاکم کاهش یابد، اما اپوزیسیون نیز نتواند تمام ظرفیت اعتراضی جامعه را جذب کند. به ویژه پس از رسوایی مالی در 131 صندوق بزرگ ترکیه با خسران 175 میلیارد دلاری، در فضای سیاسی شاهد بحران اعتماد به احزاب و رهبران هستیم. اگر چه در سیاست ترکیه، وفاداری حزبی در بخشهایی از جامعه با هویت سیاسی، فرهنگی و تاریخی پیوند خورده است. اما این وفاداری لزوماً نامحدود و همیشگی نیست.
وقتی شهروند احساس کند احزاب بیش از آنکه نماینده مطالبات او باشند، درگیر رقابتهای سازمانی، منازعات رهبری و محاسبات قدرت هستند، ممکن است از مشارکت ذهنی در سیاست فاصله بگیرد.
دلیل بعدی را باید در فرسایش اقتصادی و کاهش افق انتظارات خلاصه کرد. البته مسئله اقتصادی را نباید صرفاً به تورم یا درآمد خانوار تقلیل داد. یک لایه مهمتر نیز وجود دارد که نشان دهنده کاهش اعتماد به امکان بهبود شرایط کشور در آینده است.

در پایان باید گفت: با توجه به بحران اقتصادی چند ساله اخیر در ترکیه و ناکارآمدی حزب حاکم و همچنین تفرقه و اختلافات فراوان در جبهه مخالفین اردوغان، شاهد ابهام در بازآرایی سیاسی ترکیه، همراه با فرسایش پیوند نمایندگی میان جامعه و احزاب هستیم.
در چنین شرایطی، نقشه سیاسی موجود هنوز از بین نرفته، اما قدرت توضیحدهندگی و نمایندگی آن کاهش یافته است.
به طور معمول، وقتی که جامعه وارد چنین فازی میشود، رأیدهنده دیگر تصور نمیکند مشارکت انتخاباتی بتواند مطالبات او را نمایندگی کند. بسیاری از چهرههای قدیمی حزب عدالت و توسعه از اردوغان خواستهاند برای رهایی از بن بست فعلی، دست به تسویه حساب گسترده بزند و با اخراج تعداد قابل توجهی از مقامات و افراد قدرتمندی که در ناکارآمدی و همچنین در فساد مالی دست داشتهاند، اعتماد از دست رفته را بازگرداند.
در همین حال، تحلیلگران بر این باورند که اوزگور اوزل رهبر حزب نو، برای سازماندهی هواداران حزب خود از شانس بالایی برخوردار است، اما در خوشبینانهترین شرایط، باز هم نمیتواند به تنهایی حزب حاکم را شکست دهد و تنها زمانی میتواند به قدرت برسد که بخشی از شهروندان مردد و احزاب کوچک را با خود همراه کند.
انتهای پیام/