به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام محمدرضا آتشینصدف، پژوهشگر و استاد حوزه علمیه قم، در هفتمین گعده طلبگی که در مرکز راهبردی خبرگزاری تسنیم برگزار شد، به موضوع یادداشتنویسی اجتهادی پرداخت.
وی با بیان اینکه اجتهاد مد نظر، همان معنای اصطلاحی، یعنی استخراج پاسخ یک پرسش از منابع به روشی معتبر است، خاطرنشان کرد: ما باید به سمت نگارش یادداشت اجتهادی برویم و یا اگر به این سمت در حال حرکت هستیم، باید قویتر شود.
وی درباره روش کار این نوع از یادداشتنویسی گفت: ما معمولاً از استادها شنیدیم و یا در کتابهای نویسندگی خواندهایم که درباره چیزی بنویسید که نسبت به آن آگاهی دارید؛ اما عرض بنده این است در نگارش یادداشت اجتهادی، قضیه وارونه است؛ یعنی ما باید اتفاقاً درباره چیزی بنویسیم که درباره آن آگاهی کامل نداریم!
آتشینصدف در تبیین این ادعا توضیح داد: مجتهد زمانی در حال اجتهاد است که با مسئلهای روبهرو شده و پاسخش را نمیداند، سراغ منابع میرود و به صورت روشمند آنها را مطالعه میکند، ارزیابی و جمعبندی میکند و پاسخ پرسش را به دست میآورد. وقتی پاسخ پرسش را به دست آورد، تازه نسبت به آن موضوع آگاهی پیدا میکند.
وی ادامه داد: وقتی آن را مینویسد، میتواند در قالب فتوا یا قالبهای دیگر مطرح کند؛ حالا اگر رسانهای هم باشد، میتواند در قالب یادداشت منتشر کند. این بخش خروجی کار و شیوه انتشارش مورد بحث ما نیست. موضوع بحث ما این است که کار اجتهادی و آن فتوی که میخواهد بنویسد، در پی یافتن پاسخ پرسشی است که باید کشف شود.
سوژهیابی در یادداشتنویسی
پژوهشگر حوزوی ابراز داشت: در حوزه یادداشتنویسی مطبوعاتی، روش رایج و مرسوم میان نویسندگان، انتخاب سوژههایی است که بیشترین آگاهی و اطلاعات درباره آنها وجود دارد. بر این اساس، فرآیند معمول سوژهیابی به این شکل است که نویسنده ابتدا چند سوژه مختلف به ذهن میآورد یا از محورهای اعلامشده در فراخوانها استفاده میکند. سپس معمولاً سوژههایی که اطلاعات چندانی درباره آنها ندارد کنار گذاشته شده و از میان سوژههای باقیمانده، آنهایی که نویسنده دربارهشان بیشتر شنیده و مطالعه کرده، انتخاب میشوند.
او در ادامه خاطرنشان کرد: نکته قابل توجه اینکه در یادداشتهای مطبوعاتی معمولاً ارجاع به منابع ضروری نیست و همین موضوع، فرآیند انتخاب سوژههای آشنا را برای نویسنده آسانتر میکند و نتیجه این رویه، تولید یادداشتهایی است که از نظر محتوایی حرف تازهای برای گفتن ندارند و بهطور طبیعی اثرگذاری چندانی نیز ندارند؛ چرا که پیش از این، دیگران همان مطالب را بیان کردهاند و اگر قرار بود اثری داشته باشند، پیش از این، اثر خود را گذاشتهاند.
آتشینصدف خاطرنشان کرد: در حالی که رویه صحیح، عکس این روند است؛ به این معنا که نویسنده باید از میان سوژههای اولیهای که به ذهنش رسیده، آنهایی را که دربارهشان اطلاعات دارد کنار بگذارد و به سراغ سوژهای برود که دانش چندانی درباره آن ندارد تا بتواند محتوایی تازه و اثرگذار تولید کند.
نویسنده حوزوی با نقل جمله «مهم نیست که چه میدانی، مهم آن است که چه پیدا میکنی» خاطرنشان کرد که این جمله باعث تغییر رویکردش در یادداشتنویسی شد و در ادامه تأکید کرد: منظور از اینکه درباره چیزی بنویسیم که نمیدانیم، موضوعاتی نیست که ما رأساً و اساساً هیچ آگاهی نسبت به آنها نداریم. منظور در حیطههایی است که اطلاعات عمومی گستردهای داریم یا حتی اطلاعات تخصصی داریم و در همان حیطهها سراغ موضوعاتی برویم که کمتر درباره آنها میدانیم.
وی افزود: طبیعی است که نگارش در این شیوه، یعنی یادداشت به شیوه اجتهادی و نوشتن درباره چیزهایی که نمیدانیم بیشک نیاز به آموزش دارد. وقتی من بخواهم درباره موضوع و سوژهای یادداشتی بنویسم که چیز زیادی دربارهاش نمیدانم باید پژوهش و مطالعه بکنم؛ خب این نیاز به آموزش دارد.
تفاوت یادداشت عمومی و مقاله پژوهشی
حجتالاسلام آتشینصدف درباره فرق یادداشت عمومی با مقاله علمی پژوهشی گفت: در مقاله علمی پژوهشی پژوهشگر درباره پرسشی میخواهد بنویسد که هیچ کس جوابش را نمیداند؛ اما در یادداشت با روش اجتهادی، یادداشت همچنان عمومی است؛ اما میخواهم درباره موضوعی بنویسم و پاسخ پرسشی را پیدا بکنم که جوابش را نمیدانم. البته ممکن است که اتفاقاً آن پرسش هم پرسشی باشد که هیچ کس جوابش را نمیداند؛ یعنی وقتی منابع را مطالعه میکنم، متوجه این نکته بشوم، ولی ضرورتی ندارد، همین که موضوعی باشد که جوابش را نمیدانم، همین مقدار کفایت میکند تا آن موضوع و سوژه صلاحیت پیدا میکند که دربارهاش یادداشت بنویسم.
آتشینصدف تصریح کرد: وقتی من درباره پرسشی بنویسم که خودم پاسخش را نمیدانم، به سطح بالاتر آمدم؛ یعنی افرادی مثل خودم را هم در یافته خودم شریک میکنم، به طریق اولی کسانی که پایینتر از خودم هستند و آنهایی هم که بالاتر از خودم هستند، متوجه میشوند که این یادداشت، یادداشتی است که روی آن کار شده است و میفهمند که این شخص مطالعه کرده و حرفی میزند که کمتر گفته میشود و این باعث میشود که آن یادداشت برای آنها هم خواندنی شود.
فواید یادداشتنویسی اجتهادی
استاد یادداشتنویسی در تبیین فواید این روش، فایده اول را تازگی دانست و افزود: فایده دومش این است که این یادداشت حتی اگر خواننده زیادی هم پیدا نکند و اثرگذار هم نباشد، خود یادداشتنویس را رشد میدهد؛ یعنی خود یادداشتنویسی راهی برای آموزش میشود. فایده سوم جذابیت است؛ یعنی همین که یادداشت به لحاظ محتوایی تازه و کار شده است، جذاب میشود.
وی افزود: اگر یادداشت، اجتهادی باشد حتی اگر هیچ کدام از ویژگیهای دیگر جذابیت را نداشته باشد یا کمتر داشته باشد، خود این به تنهایی میتواند خواننده را راضی کند؛ چون میبیند که چیزی را خواند که جای دیگری اصلاً نشنیده یا کمتر شنیده است، نکته تازهای دیده و این بقیه کمبودها را جبران میکند؛ ولی وارونهاش صادق نیست؛ یعنی اگر ما تمام عوامل جذابیت را در یادداشت داشته باشیم، ولی این یکی نباشد، در نهایت به دل و جان مخاطب نمینشیند و یک مقاله و یادداشت تشریفاتی میشود و چیزی به او اضافه نکرده است.
استاد یادداشتنویسی تأکید کرد: اگر انسان برای یادداشتی، حداقل دو، سه مقاله را نبیند، یا چند مصاحبه را نخوانده باشد، مستندی ندیده باشد؛ حداقل یکی از اینها را نداشته باشد و یادداشت را بنویسد، از نظر بنده یادداشت به درد بخوری نیست و خودم شخصاً زمانی که فرصت نمیکنم هیچ کدوم از این کارها را انجام بدهم، اساساً درباره موضوع نمینویسم.
وی در پایان تأکید کرد: بهتر است که به سمت نگارش یادداشتهای اجتهادی برویم؛ یعنی همانند یک مجتهد که برای یافتن پاسخ پرسشی که نمیداند، پژوهش میکند؛ ما هم درباره موضوعاتی که درباره آنها نمیدانیم، بنویسیم. البته لازمهاش ممکن است این باشد که آموزشهای تازهای ببینیم. حالا این آموزش میتواند به صورت خودآموز باشد، علاوه بر اینکه خود اینگونه نوشتن، نوعی شیوه آموزشی برای نویسنده است و نتیجه آن هم به دست آوردن یادداشتهایی بهتر و تبدیل شدن به نویسندهای بهتر است.
.خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/