خبرگزاری تسنیم ـ علی صالحی*؛ در میان متون راهبردی انقلاب اسلامی، کمتر سندی را میتوان یافت که به جامعیت و ژرفای امام خمینی در «منشور روحانیت» باشد. این منشور، هرچند از منظرهای سیاسی و اجتماعی بارها مورد تحلیل قرار گرفته، اما حقیقت آن فراتر از یک بیانیه تاریخی یا موضعگیری مقطعی است؛ بلکه باید آن را «راهنمای معنویت روحانیت» دانست؛ متنی که نسبت روحانیت با خدا، با مردم و با میدان جهاد را تبیین میکند.
چنانکه رهبر انقلاب تصریح فرمودهاند، این منشور در حکم «لوحی آسمانی» است که هر فراز آن با تأمل، بهرهای از لذت روحی و معنوی به انسان میبخشد. تعبیر ایشان از این متن بهعنوان «فیوضات الهی واردشده بر قلب امام» نشانمیدهد که منشور روحانیت را نمیتوان صرفاً در چارچوب تحلیلهای سیاسی محدود ساخت؛ بلکه باید آن را تجلی شهود انقلابی و بصیرت ولایی دانست.
در این منشور، روحانیت متعهد و انقلابی به مثابه تکیهگاه مستضعفان و پیشگام میدان جهاد معرفی میشود؛ جریانی که در طول تاریخ، مرارتها، تبعیدها، زندانها و شهادتها را بر جان خریدهاست. اشاره امام راحل به تقدیم قریب به دو هزار و پانصد شهید از طلاب حوزههای علمیه، تنها یک گزارش آماری نیست؛ بلکه بیانگر حقیقتی هویتی است: روحانیتِ اصیل، در متن مبارزه تعریف میشود، نه در حاشیه عافیت.
از مهمترین هشدارهای امام در این منشور، نقد صریح جریان «مقدسنمای واپسگرا» است؛ جریانی که معنویت را از سیاست جدا میکند و فقاهت را در احکام فردی و عبادی محصور میسازد. آن تعبیر جانسوز که «دل خون است پدر پیر از مقدسنمایان واپسگرا»، نشاندهنده عمق آسیبی است که این تفکر میتواند بر پیکره دین و حوزه وارد سازد. در منطق امام، معنویت منهای سیاست، نه زهد علوی که انزوای تحریفشده و بیمسئولیتی تاریخی است.
خاطره مدرسه فیضیه و آب کشیدن کوزهای که امام از آن نوشیدهبودند صرفاً به جرم تدریس فلسفه نمادی از همین جمود فکری است؛ جریانی که آموختن زبان خارجی را کفر، تدریس فلسفه و عرفان را گناه و حتی شعر را عملی ناروا میپنداشت. امام با عبور از این تنگناهای تحجر، افق تازهای از جمع میان فقاهت، عقلانیت و حاکمیت دینی را گشود.
بر اساس این منشور، روحانیت انقلابی رسالتی مضاعف بر عهده دارد: صیانت از استقلال حوزهها و مقابله با نفوذ بیگانه، پاسداری از اسلام ناب محمدی و جلوگیری از تحریف، تبیین و روشنگری در برابر جنگ روایتها، حفظ روحیه جهاد و مقاومت و دفاع بیامان از مستضعفان در برابر استکبار. اینها توصیههای مقطعی نیست، بلکه شاخصهای هویت روحانیت در هر عصر است.
از این رو، منشور روحانیت سندی تاریخیِ صرف نیست، بلکه متنی زنده و جاری است که باید در حوزههای علمیه تدریس، بازخوانی و به مثابه میثاقنامهای هویتی مورد مداقه مستمر قرار گیرد. حیات معنوی و اجتماعی روحانیت، در گرو التزام عملی به این وصیت نورانی است؛ وصیت که اگر مهجور بماند، روحانیت از درون تهی میشود و اگر محور عمل قرار گیرد، حوزه همچنان کانون هدایت و بیداری امت خواهد بود.
*دکتری علوم قرآن و حدیث
انتهای پیام /