به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، خواه ساخته مشترک بیبی مینو و بیبی نازنین باشد، یا شهری جلگهای در میان آبهای جاری که نامش در سایش تاریخ و فرسایش روزگار دگرگون شده، دنیا دیگر «میناب» را به چیزی فراتر از وجه تسمیهاش میشناسد. مگر برای دنیا چه فرقی میکند که هیروشیما، از ترکیب عبارات «جزیره» و «گسترده» ساخته شده یا ناگازاکی جزیرهای باستانی است که در جنوب غربی مجمعالجزایر ژاپن قرار گرفته؟
همه میدانند که در 6 و 9 آگوست 1945، مردم سرزمین آفتاب تابان، 2 بار طلوع خورشید را به چشم دیدند. تاریخ فراموش نمیکند که «پسر کوچک» و «مرد چاق»، این دو هیولای هستهای بدترکیب و دیلاق، به فرمان ترومن، رئیسجمهور تروریست کشوری اهریمن، 250 هزار چشمبادامی را به چشمبههمزدنی ذوب کردند.
اما میناب، خُنداب نبود تا به بهانه رآکتور آبسنگین، سیبل حملهای ننگین شود. پشت پرچینهای آن مدرسه، تأسیسات پارچین نبود تا هدفی نظامی محسوب شود. «شجره طیبه» یک مدرسه دوطبقه بود، نه یک برج دوقلو تا بتوان آن را زد و گردن دیگری انداخت. شاید آن دو موشک لعنتی تاماهاوک آمده بودند تا انتقام شتک شدن پهپاد افسانهای گلوبالهاوک را بگیرند.
آخر پرنده آمریکایی، همان حوالی تنگه ایرانی شکار شده بود. تاریخ فراموش نخواهد کرد که مغول 2 بار به میناب حمله کرد؛ یک بار در عهد چنگیز و هلاکو و دیگری توسط ترامپ و نتانیاهو. و خدا میداند داغ دومی، دوصدبار سوزندهتر از مصیبت اولی بود.
فرعون، خدای سرکشان عالم، پسرکشی میکرد و آمریکا، شاخ گردنکشان عالم، دخترکشی کرد. آه که بعلباورانِ زندیق، دختران ما را قربانی افکار عهد عتیق خود کردند. خدایا شاهد باش دختران جزیرةالعرب یکییکی زندهبهگور میشدند اما بچهبازان جزیره اپستین، برای دخترکان ما گورستان دستهجمعی خواستند. اُف بر دنیای بیرحمان و نفرین بر شقاوت سنگدلان. ببین کودکانی که تازه بخش کردن آموخته بودند، چگونه بخشبخش شدند. شاید درس الفبایشان هنوز به شین شهادت نرسیده بود،
اما قاف قله قساوت را به چشم دیدند. اسمشان را روی کیف و دفتر و کتاب نوشته بودند تا با وسایل همکلاسیها جابهجا نشود اما معلمها فراموش کرده بودند بگویند بچهها نام و نامخانوادگی را روی دست و پا و سرشان هم بنویسند! چادرهای رنگی، قرآنهای جیبی و سجادههای یکوجبی همه زیر آوارهای چندتنی خاک شد. میناب آن روز زیر سنگینی غم تابوتهای یکمتری، کمر خم کرد و ایران در اندوه قبرهای دستهجمعی فروریخت.
امروز خون دختران میناب، مصب رودی پرآب را در کرانه عمان گلگون کرده و چون فرشتگان نگهبان، پاسبان آن تنگه دلیران شده. ببین که هرمز، چگونه آبراهه اشباح شده و چون سیاهچاله برمودا، متجاوزان بیچاره را در خود میبلعد. آن بمبهای هستهای، ژاپن را تسلیم آتشبس کرد و این کروزهای مدرسهای، ایران را مصمم به انتقام. آنجا آمریکا نقطه پایان جنگ را گذاشت و اینجا ما نقطه آغاز جهاد را گذاشتیم سرخط. در تقاص روپوشپوشان کفنپوش، برجک کشورکهای برجنشین را زدیم و روزگار عوضیهای شیخنشین را عوض کردیم.
آگاه باشید که بالستیک و کروز و پهپاد، یعنی مثلث آتش ایران، برای آزادی مسجدی که وسط 2 مثلث شوم عربی-عبری اسیر شده، کافی است اما شک نکنید که کشتی تایتانیکِ ابرقدرتیِ آمریکا، در خون دختران مینابی غرق خواهد شد. 80 سال پیش ساموراییها به یانکیها تعظیم کردند تا دنیا هیروشیما و ناگازاکی را الیالابد نماد کرنش و شکست بشناسد اما میناب و آن دبستان گلدختران معصوم، اگرچه مظلوم، به عنوان نماد خونخواهی و سمبل انتقام در حافظه تاریخ خواهد ماند. دنیا 9 اسفند 1404 را به خاطر خواهد سپرد.
منبع: وطن امروز
انتهای پیام/