به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «تیمور آتایف»، تحلیلگر آذربایجانی مسائل بینالملل، در یادداشتی به بررسی پشتپردههای اقتصادی، مالی و رسانهای درگیریهای اخیر و تحرکات محور آمریکایی-صهیونیستی پرداخته است.
وی در این یادداشت با عنوان «تنگه هرمز و منطق قیمتگذاریها»، نگاهی انتقادی و عمیق به نحوه بهرهبرداری سرمایهداران و سیاستمداران جنگطلب از بحرانهای منطقهای انداخته و نشان میدهد که چگونه اخبار مربوط به ایران و گذرگاه راهبردی تنگه هرمز، عملاً به ابزاری برای سوداگری بورسبازان بینالمللی و انباشت ثروتهای نامشروع در غرب تبدیل شده است.
این گزارش نشان میدهد که چگونه جان انسانها دستمایه تجارت خونین کارتلهای اقتصادی شده است.
عامل انسانی و توهم سیطره فناوری بر جنگها
این نویسنده در ابتدای یادداشت خود با اشاره به سیطره ظاهری فناوری بر جهان امروز مینویسد: آیا این وضعیت تعجبآور است؟ شاید هم کاملاً طبیعی باشد، هرچند ممکن است عدهای نخواهند این واقعیت را بپذیرند. موضوع بر سر چیست؟ با وجود آنکه به نظر میرسد جهان امروز توسط شبکههای اجتماعی همهجا حاضر، موتورهای جستجوگر، دیتاسنترهای عظیم و انواع برنامههای مبتنی بر فضاهای ابری که با هوش مصنوعی آمیخته شدهاند اداره میشود، اما در راس همه امور و تمام فرآیندهای پیدا و پنهان، این همچنان «انسان» است که فرمان میراند.
آتایف در ادامه میافزاید: صرفنظر از اینکه چقدر درباره توانایی سیستمهای خودکار تبلیغ میشود، عامل انسانی همچنان هسته اصلی تمام تحولات است.
مسئله صرفاً این نیست که چه کسی ماشه را میکشد یا دکمه شلیک موشکها را فشار میدهد؛ بلکه ظرایف و جزئیاتی که در جریان جنگافروزیهای اخیر آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران به وضوح نمایان شده، این واقعیت را تایید میکند که این تصمیمات انسانهای سودجو است که مسیر حوادث را تعیین میکند.
الگوی «کنت مونت کریستو» در مهندسی بازار انرژی
تحلیلگر آذربایجانی برای روشنتر شدن این سوء استفادههای اطلاعاتی، به یک تمثیل ادبی متوسل شده و خاطرنشان میکند: همانطور که زندگی جوامع به لجستیک گره خورده است، اقدامات یک عده خاص میتواند تاریخ را تغییر دهد. برای درک بهتر، بیایید رمان مشهور «کنت مونت کریستو» اثر الکساندر دوما را به یاد بیاوریم. قهرمان داستان با پرداخت رشوهای کلان، یک تلگرافچی را متقاعد میسازد تا اطلاعاتی جعلی مخابره کند. در نتیجه این اخبار دروغین، دشمن او که یک بانکدار ثروتمند است، به سرعت ورشکست میشود.
وی تصریح میکند: در این داستان، عامل انسانی در سه لایه کار کرده است: طراح ایده، مجری و قربانی. حال این داستان چه ارتباطی به تقابل محور غربی با ایران دارد؟ کافی است به اخباری که توسط خبرگزاریهای بزرگ غربی منتشر میشود نگاه کنید. در کنار اخبار جنگ، همواره دادههای مربوط به قیمت نفت پمپاژ میشود و این کار دقیقاً از دریچه اظهارات و شایعهپراکنیهای سیاستمداران صورت میگیرد.
تجارت با سایه جنگ در تنگه هرمز
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی آمده است: بازی رسانهای محور غربی کاملاً مشخص است. ناگهان خبری منتشر میشود که «کاهش شدید قیمتها به دلیل تصمیم برای تعویق حملات احتمالی به زیرساختهای انرژی ایران بوده است». همزمان، شایعاتی درباره مذاکرات میان واشنگتن و تهران پخش میشود و قیمت نفت در بازارهای جهانی افت میکند. اما اندکی بعد، ادعا می شود که ایران هرگونه روند مذاکره را رد کرده است و دور جدیدی از افزایش قیمتها کلید میخورد! این چرخه باطل و سوداگرانه از همان روزهای نخست، بارها تکرار شده است.
آتایف تاکید میکند: در اینجا نیز همان سه حلقه انسانی دیده میشود. در پسِ پرده کشته شدن انسانهای بیگناه، آوارگی پناهجویان و نابودی زیرساختها، گروههای ذینفعی حضور دارند که با مهندسی اخبار، حسابهای بانکی خود را پر میکنند. تنگه هرمز کماکان به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی در مرکز توجهات است. در حالی که جان انسانها و زیرساختها تهدید میشوند، دلالان و سفتهبازان غربی عملاً «از هیچ»، میلیاردها دلار پول به جیب میزنند؛ رویکردی که یادآور این جمله است: «آنچه برای یکی جنگ و ویرانی است، برای دیگری حکم مادری پولساز را دارد.»
پولهایی که بوی خون میدهند
نویسنده در پایان یادداشت خود اهداف پنهان سیاستمداران جنگطلب را به چالش کشیده و مینویسد: آیا برای این سیاستمداران، واقعاً حفظ قدرت و اعتبار در اولویت است یا هدف اصلی اتخاذ رویکردِ «همین حالا غارت کن» است؟ آنها به دنبال افزایش سرمایه خود هستند و پس از آن، حتی اگر سیل جهان را ببرد برایشان اهمیتی ندارد.
آیا اینها خیالپردازی است؟ خیر. وقتی در مسابقات ورزشی شاهد رسواییهای شرمآور شرطبندی هستیم، چرا در عرصه جنگ و ریختن خون انسانها چنین نباشد؟ در کنار طراحان این سناریوهای خونین، واقعیتهای تلخی مانند مرگ، ترس و خانوادههای ویرانشده وجود دارد؛ اما آیا این مسائل برای کنترلکنندگان جریانهای مالی اهمیتی دارد؟ صدای چکاچک فلزات همچنان جهان را میلرزاند.
«تیمور آتایف» با ذکر یک مثال تاریخی خواندنی نتیجهگیری میکند: در قرن اول میلادی، «وسپاسیان»، امپراتور روم، بر توالتهای عمومی مالیات وضع کرد. زمانی که پسرش او را سرزنش کرد، امپراتور سکهای را زیر بینی پسرش گرفت و پرسید: «آیا بوی بدی میدهد؟» پسر پاسخ منفی داد. وسپاسیان گفت: «اما این پول از همان ادرار به دست آمده است.» امروز نیز دلارهای نفتی و سودهای هنگفت کارتلهای غربی بوی خون و ویرانی میدهد، اما برای سرمایهدارانی که انسانیت را قربانی مطامع خود کردهاند، پولی که از جنگ به دست آید، هرگز بوی بدی ندارد!
انتهای پیام/