به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، کسانی که تحولات مربوط به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را دنبال کرده باشند متوجه میشوند که ایالات متحده صرفا با تحریک رژیم اشغالگر و بدون اهداف مشخص وارد رویارویی با ایران شد؛ جنگی که واشنگتن را در یک بنبست نظامی و استراتژیک فزاینده قرار داد. این در حالی است که ارزیابیهای زیادی از ماهیت این جنگ و ناتوانی در دستیابی به دستاوردهای قاطع، در مقابل افزایش هزینهها و فرسایش اعتبار آمریکا، وجود دارد.
پس از شکست مذاکرات در اسلامآباد بین ایران و ایالات متحده، آمریکا به اعمال محاصره بر بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان روی آورد تا فشار بر تهران را افزایش دهد و تلاش کند شرایطی را تحمیل کند که در دور بعدی مذاکرت برگ برندهای به واشنگتن بدهد، اما این اتفاق نیفتاد و ایران تسلیم نشد و با بستن مجدد تنگه هرمز یک روز بعد از بازگشایی آن، به این محاصره اعمال شده توسط آمریکا پاسخ داد.
جنگی با محاسبات احمقانه که آمریکا را به فاجعه کشاند
یک گزارش اختصاصی روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز که در 7 آوریل گذشته منتشر شد، تأیید کرد که آغاز جنگ علیه ایران، نتیجه تأثیر قاطع بنیامین نتانیاهو بر دونالد ترامپ بوده است؛ جنگی که آمریکاییها را به بنبست کشانده است.
طبق تحقیق مذکور، پس از یک سری دیدارهای محرمانه بین نخستوزیر اسرائیل و رئیسجمهور آمریکا، ترامپ با این ایده موافقت کرد که تغییر نظام در ایران از طریق از هم پاشیدن قدرت و از کار انداختن تواناییهای موشکی این کشور، دو هدف «در دسترس» هستند؛ زیرا طبق ادعای نتانیاهو در آن زمان، تهران «قادر به بستن تنگه هرمز و یا وارد کردن ضربات جدی به منافع آمریکا در منطقه نیست».
آلن شوئه، رئیس سابق سرویس اطلاعات امنیتی در اداره کل امنیت خارجی فرانسه در این زمینه گفت: بنابراین، از همان ابتدا، محاسبه سود و خطر که آمریکا درباره جنگ با ایران انجام داد، اشتباه بود و به همین دلیل همه سازمانهای اطلاعاتی و نظامی به دونالد ترامپ گفتند که به جنگ با ایران نرود. اما او یادداشتهایی را که سازمانهای اطلاعاتی و فرماندهی عالی نظامیاش برای او میفرستند، نمیخواند؛ یادداشتهایی که تاکید داشتند حمله به ایران به معنای رفتن به سمت فاجعه است.
ایران آمادگی کامل برای مقابله با تجاوز آمریکا داشت
شوئه اشاره میکند که ایران نیز به نوبه خود برای این شوک آماده شده بود؛ ارتش ایران به تجهیزاتی مجهز است که آن را برای یک جنگ فرسایشی و به ویژه زمینی آماده میکند. بنابراین آمریکاییها باید از ابتدا میدانستند که وضعیت آنها در ایران بسیاری متفاوتتر از سایر کشورها خواهد بود؛ زیرا ایران، عراق نیست، سومالی نیست، و حتی سوریه هم نیست.
این مقام امنیتی سابق فرانسه تاکید کرد: ایران 90 میلیون نفر جمعیت دارد و در مساحتی وسیع گسترده شده است، و آنها کاملاً قادرند خسارات سنگینی به هر طرفی که قصد حمله به آنها را دارد، وارد کنند؛ چیزی که افکار عمومی در اسرائیل یا ایالات متحده نمیتوانند آن را تحمل کنند.
این تحلیل همچنین توسط اولیویه دوجاردن، نظامی فرانسوی سابق متخصص در جنگ الکترونیک و اطلاعات الکترومغناطیسی، تایید میشود؛ زیرا او اشاره میکند که پس از اینکه ایرانیها تعداد زیادی از تأسیسات موشکی خود را دفن کردند و بخشی از تولید خود را در کوهها پنهان کردند، آمریکاییها با مجموعهای از مشکلات روبرو شدند.
دوجاردن میگوید: آمریکاییها اهداف مشروعی برای حمله به ایران نداشتند، پس چه بانک اهدافی برایشان باقی ماند؟ شاید پالایشگاههای نفت، نیروگاههای تولید برق، و بعد از آن چه؟ از سوی دیگر، آنها مقدار زیادی مهمات مصرف کردند، و بنابراین نمیتوانستند این ریتم حملات را تا بینهایت حفظ کنند. جنبه دیگر مشکل، فرسودگی تجهیزات است. باید از پرواز هواپیماها، نگهداری آنها و بازیابی خلبانان اطمینان حاصل شود و این مجموعه کاملی از مشکلات را ایجاد میکند.
وی افزود: بنابراین، واضح است که آمریکاییها اهدافی را برای خود تعیین کرده بودند که تنها از طریق عملیات هوایی قابل دستیابی نبودند و باید نیروهای زمینی اعزام میشدند، اما نه از طریق بسیج 20000 یا 30000 سرباز؛ زیرا این کار به صدها هزار نفر برای آغاز عملیات علیه ایران در زمینی خشک، بایر و کوهستانی نیاز دارد.
اسرائیل، آمریکا را برای کشاندن به باتلاق جنگ با ایران فریب داد
آلن شوئه، مقام امنیتی سابق فرانسه در ادامه تحلیل خود تاکید کرد: در شرایطی که ترامپ به جنگی بدون اهداف واقعی و با خطر غرق شدن نیروهای آمریکایی در آن کشیده شد، به نظر میرسد که اهداف اسرائیل واضحتر بود و برای رسیدن به این اهداف، آمریکا را به باتلاق جنگ با ایران کشاند.
وی افزود: اسرائیلیها در تلاشند تا مرزهای عودد ینون را احیا کنند، یعنی تقسیم مجدد کشورهای منطقه بر اساس معیارهای قومی، مذهبی و غیره. امروز، در این پروژه، نتانیاهو از این واقعیت بهره میبرد که ارزیابی سیاست منطقهای به طور کامل توسط ترامپ به دامادش جرد کوشنر، که صهیونیستتر از خود اسرائیلیها است، واگذار شده، و او بازی را در این پروندهها بر اساس معیارهای افراطیترین صهیونیستها هدایت میکند. با این حال، این سیاست، به نظر من و حتی تعدادی از همکاران سابقم در سرویسهای اسرائیلی، یک سیاست انتحاری است.
اسرائیل گرفتار جنگی ابدی در چند جبهه شده و قادر به خروج نیست
اما از نظر اولیویه دوجاردن، هدفی که اسرائیلیها به دنبال آن هستند، نابودی ایران است و آنها معتقد بودند که آمریکاییها شمشیر را برای دستیابی به این هدف به اسرائیل خواهند داد. اما واقعیت این است که اسرائیل درگیر جنگ در جبهههای متعدد است و مشخص نیست که که چگونه اسرائیلیها میتوانند از این وضعیت خارج شوند.
وی تصریح کرد: جنگ در چند جبهه هزینه زیادی برای اسرائیل دارد؛ زیرا اولاً، هیچ سیستم دفاعی وجود ندارد که حفاظت کامل را برای اسرائیل تضمین کند و همیشه موشکهایی هستند که از سپر دفاعی عبور میکنند. ثانیاً، اسرائیلیها با فرسایش موشکهای رهگیر مواجه هستند، زیرا رهگیری موشکهای بالستیک میلیونها دلار برای آنها هزینه دارد.
بنابراین، آنها ذخایر نامحدودی ندارند. علاوه بر این، فرآیندهای تولید و ساخت موشکهای رهگیر بسیار کند هستند و به همین دلیل نمیتوانند با سرعت صنعتی همگام شوند. در نهایت، ایرانیها از موشکهای نسبتاً جدیدی استفاده میکنند که رهگیری آنها دشوار است و همه اینها منجر به تلفات قابل توجه برای اسرائیل میشود و این رژیم نمیتواند مصمون بماند.
آمریکا و اسرائیل در تمام جبهههای روابط بینالمللی خود شکست خوردهاند
آلن شوئه تاکید میکند که بر اساس آنچه گفته شد، روشن است که تبدیل جنگ به ابزاری دائمی در سیاست اسرائیل و منطق افراطی آن، شروع به تحمیل هزینههایی بر ایالات متحده کرده است، همانطور که اولین تأثیرات جنگ در ایران بر زندگی آمریکاییها منعکس شد؛ جایی که شهروندان آمریکایی ناگهان با گذشت چند روز از جنگ متوجه شدند که مجبورند برای هر گالن بنزین 4 دلار بپردازند؛ آن هم در جنگی که اساسا جنگ اسرائیل است و منفعتی برای آمریکا ندارد.
تحلیلگر مذکور فرانسوی گفت: با وجود اینکه در حال حاضر درباره فروپاشی آمریکا به معنای سنتی صحبت نمیکنیم و این مسئله مطرح نیست، اما زمانی که وارد جنگی شوید که قادر به دستیابی به اهداف آن نیستید و اصلاً این اهداف را مشخص نکردهاید و در نتیجه، به جایی نمیرسید - اعتبار خود را کاملاً از دست خواهید داد. راهی که ترامپ در پیش گرفت، راهی بنبست است و آمریکاییها، مانند اسرائیلیها، تقریباً در تمام جبهههای روابط بینالمللی خود در حال شکست هستند.
تقویت حمایت و همبستگی افکار عمومی روسیه با ایران
در مقابل، دیوید تورتره، استاد دانشگاه در «مؤسسه کاتولیک مطالعات عالی» و پژوهشگر همکار در «مرکز تحقیقات اروپا-اوراسیا»، و نویسنده کتاب «روسیه: بازگشت قدرت» (دونو، ژانویه 2024)، معتقد است که این وضعیت آمریکا در واقع به نفع روسیه است، چه در اوکراین و چه در روابط بینالملل. و وی توضیح داد که آمریکاییها و اسرائیلیها از قبل با کمبود موشکهای ضد هوایی مواجه هستند، و حتی درخواستهایی برای انتقال از لهستان و کره جنوبی وجود داشته است، بنابراین واضح است که آنها دیگر موشکهای ضد هوایی برای اوکراین ندارند. حتی قبل از درگیری، عرضه به اوکراین در حال کاهش بود، و بنابراین مطمئناً این یک مشکل خواهد بود.
تورتره همچنین معتقد است که شرایط فعلی امکان افزایش درآمدهای نفتی روسیه و در سایر زمینهها را نیز فراهم میکند، به ویژه کودها و آلومینیوم، زیرا انواع دیگری از تولید در منطقه خلیج فارس تحت تأثیر قرار گرفتهاند و امروز توسط روسیه صادر میشوند. با این حال، مهمترین درآمدها در زمینه نفت و گاز باقی میماند و در ماههای آینده نیز چنین خواهد بود، زیرا حتی اگر درگیری پایان یابد، تخریب زیرساختها در منطقه رخ داده است، و بنابراین، تأثیرات این جنگ برای مدتی ادامه خواهد داشت.
وی افزود: در حال حاضر، قیمتهای بالا به نفع روسیه بوده و همچنین مشکلات کمبود نیز وجود دارد، و این برای روسیه مفیدتر است؛ زیرا در حال انتخاب شرکای خود است، و بنابراین موازنه قدرتی را به نفع خود در روابط بینالملل تحمیل میکند.
علاوه بر آنچه گفته شد، تورتره اشاره میکند که علاوه بر آن به دنبال عملکرد ایران در این جنگ مقابل آمریکا و اسرائیل و انجام حملات گسترده به پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس، افکار عمومی روسیه از تقویت روابط مسکو و تهران حمایت بیشتری به عمل میآورند و خواستار همبستگی قویتر با ایران هستند.
انتهای پیام/