به گزارش خبرگزاری تسنیم از گناباد، پس از هشتاد روز تعطیلی اجباری و سنگین، سرانجام بازار سرمایه ایران نفسهای تازهای خواهد کشید. اما این بازگشایی در شرایطی رقم میخورد که نه تنها خبری از رفع کامل نگرانیها نیست، بلکه بسیاری از همان عواملی که باعث توقف طولانیمدت معاملات شدند، کماکان به قوت خود باقی ماندهاند. فعالان بازار که هفتهها چشم بهراه کاهش ریسکهای سیاسی و زدوده شدن ابهامات بزرگ منطقهای بودند، اکنون با واقعیتی تلخ مواجهاند: علیرغم گذشت زمان، هنوز مسائل بنیادینی که منجر به بستهشدن بازار شدند، نه تنها حل نشدهاند بلکه در برخی ابعاد پیچیدهتر نیز شدهاند.
تنش میان ایران و آمریکا، اگرچه در ظاهر به نوعی آتشبس شکننده و ناپایدار ختم شده است، اما با نگاهی به روزهای پیش از آغاز مناقشات میتوان دریافت که فاصله وضعیت فعلی با شرایط عادی پیش از جنگ بسیار زیاد است. اعتماد سرمایهگذاران که رکن اصلی هر بازاری محسوب میشود، به شدت آسیب دیده و زخمهای روانی ناشی از آن روزهای پرالتهاب، هنوز التیام نیافته است. علاوه بر این، ارزیابی خسارات مستقیم و غیرمستقیم وارد شده به شرکتهای بورسی و فرابورسی، تصویر ناامیدکنندهای را پیش روی سهامداران قرار میدهد. از یک سو، زیرساختهای فیزیکی بسیاری از شرکتهای بزرگ هدف حملات قرار گرفته و از سوی دیگر، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش نرخ بیمهها، هزینههای حمل و نقل جایگزین و از دست رفتن بازارهای صادراتی، انبوهی از خسارات غیرمستقیم را رقم زده است.
جالب اینجاست که پیش از آغاز درگیریهای نظامی، بدترین سناریوهایی که تحلیلگران اقتصادی برای بازار ترسیم میکردند، عمدتاً حول محور حملات مستقیم به چرخه تولید برق کشور یا پالایشگاهها و تأسیسات بنزینرسانی بود؛ سناریوهایی که اگر محقق میشدند، عملاً اقتصاد ایران را با شوکی بیسابقه مواجه میکردند. اما خوشبختانه این سناریوهای فاجعهبار به وقوع نپیوستند. با این حال، آنچه رخ داده نیز کم از یک فاجعه اقتصادی ندارد. دو صنعت اساسی و استخوانبندی اقتصاد کشور یعنی صنعت فولاد و صنعت پتروشیمی، آسیبهای زیرساختی سنگین و بعضاً جبرانناپذیری را متحمل شدهاند. از تخریب بخشی از خطوط لوله و تأسیسات جانبی گرفته تا اختلال در خوراکرسانی به پتروشیمیها و یا بمباران برخی از واحدهای کلیدی فولادسازی، همه و همه موجب شده تا فعالان بازار با شوک عمیقی نسبت به آینده سودآوری این شرکتها مواجه شوند. به طوری که بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکنند در صورت تداوم وضعیت فعلی، گزارشهای مالی شش ماهه دوم این شرکتها با کاهش چشمگیر سودآوری همراه باشد.
و اما بدتر از همه، آنچه که هنوز بهطور کامل بروز نکرده اما سایه سنگین آن بر بازار افتاده، احتمال وقوع موجهای بعدی آسیب اقتصادی است. در صدر این تهدیدات، محاصره دریایی و مختل شدن کامل تردد کشتیها در آبهای استراتژیک جنوب کشور قرار دارد. این سناریو که هر روز محتملتر و نزدیکتر به نظر میرسد، میتواند صادرات نفت، میعانات گازی، محصولات پتروشیمی و حتی واردات کالاهای واسطهای را با اختلالی اساسی مواجه کند. با توجه به وابستگی شدید بازار سرمایه به درآمدهای ارزی حاصل از صادرات، تحقق این سناریو به معنای فروپاشی موقتی بسیاری از صنایع صادراتمحور خواهد بود.
با نگاهی به گذشته و این هشتاد روز سخت، به جرأت میتوان گفت که امروز و با دانش پس از رویداد، بسیاری از کارشناسان به این جمعبندی رسیدهاند که اساساً از همان روزهای ابتدایی جنگ، نباید بازار سرمایه تعطیل میشد. تعطیلی طولانیمدت نه تنها کمکی به حفظ ارزش سهامداران نکرد، بلکه با ایجاد یک وقفه اجباری در کشف قیمت، انباشت تقاضای فروش و عمیقتر شدن شکاف میان قیمتهای اسمی و ارزش ذاتی سهام، عملاً شرایط را برای روزهای اول بازگشایی بحرانیتر ساخته است. اما با این حال، تصمیم برای بازگشایی بازار در شرایط کنونی نیز اگرچه شجاعانه و توأم با جسارت است، اما خالی از ریسک و خطر نیست. این تصمیم شبیه به قدم گذاشتن در میدان مینی است که هم میتواند به نجات بازار منجر شود و هم در صورت کوچکترین اشتباه در مدیریت انتظارات، فاجعهای دیگر رقم بزند.
در کنار تمام ریسکهای سیاسی و امنیتی، موضوع دیگری که بازگشایی بازار را به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل کرده، چیزی نیست جز «ریسک نقدشوندگی». هزینههای سنگین عدم نقدشوندگی در این هشتاد روز بهوضوح قابل لمس بوده است. سرمایهگذارانی که نیاز فوری به نقدینگی داشتند، مجبور شدند سهام خود را در بازارهای غیررسمی و با زیانهای سرسامآور به فروش برسانند. صندوقها با مشکل مواجهه با درخواستهای انبوه ابطال واحدها روبرو بودند و شرکتهای تأمین سرمایه عملاً فلج شده بودند. اگر این وضعیت ادامه مییافت، علاوه بر ایجاد تنشهای حتمی و اجتنابناپذیر در روزهای آینده (مانند هجوم برای فروش و ناتوانی در انجام معاملات)، میتوانست اثرات مخرب بلندمدتی بر سلامت کلی بازار سرمایه و مهمتر از آن، بر اقبال عمومی و اعتماد سرمایهگذاران خرد به این بازار بگذارد. تجربه نشان داده است که بازارهایی که برای مدت طولانی قفل میشوند، معمولاً دورههای رکودی بسیار طولانیتری را پس از بازگشایی تجربه میکنند و بازگشت اعتماد به آنها سالها زمان میبرد.
با این حال، چراغ امید همچنان روشن است. انتظار میرود پس از سپری شدن چند روز نخست بازگشایی که طبیعتاً با نوسانات شدید، صفهای فروش و التهابات روحی همراه خواهد بود، به مرور بازار سرمایه بتواند به شرایط تعادل نسبی بازگردد. در چنین وضعیتی، پدیده «جدایی سهام بنیادی از کلیت اقتصادی» رخ خواهد داد. به این معنا که بسیاری از سهام ارزنده و بنیادی که صورتهای مالی قوی، نقدینگی مناسب و مزیت رقابتی دارند، روند قیمتی مستقلی را در پیش خواهند گرفت و از کلیت مبهم، پرابهام و رکودی اقتصاد جدا خواهند شد. این سهام در میانمدت میتوانند بازدهی قابل قبولی را حتی در شرایط رکود عمومی اقتصاد نصیب سهامداران صبور خود کنند.
بنابراین، تأکید میشود که هرگونه اقدام شتابزده در این چند روز اولیه به هیچ عنوان توصیه نمیشود. فروش هیجانی در روزهای اول معمولاً بزرگترین اشتباه سرمایهگذاران در شرایط مشابه بوده است. احتمالاً در بسیاری از نمادهای کوچک و متوسط، در روزهای ابتدایی حتی فرصت فروش وجود نداشته باشد و سهامداران ناچار به تحمل چند روز صف فروش باشند. اما نکته کلیدی اینجاست: برای آن دسته از نمادهایی که به اصطلاح با افشای «الف» (اطلاعات با اهمیت گروه الف) و بدون محدودیت دامنه نوسان بازگشایی میشوند، باید صبر و حوصله به خرج داد و هرگز در لحظات اولیه برای فروش عجله نکرد. این نمادها نیاز به زمان دارند تا قیمت تعدیلی جدید خود را کشف کنند. سرمایهگذار هوشمند باید پس از چند روز و با مشاهده تعادل نسبی قیمتها و تحلیل بنیادی جدید، تصمیمگیری منطقی را جایگزین احساسات لحظهای کند. همچنین لازم به یادآوری است که حدود 42 نماد (عمدتاً شرکتهای آسیب دیده مستقیم از جنگ یا شرکتهایی با ابهامات اطلاعاتی شدید) فعلاً تا اطلاع ثانوی بسته خواهند ماند و سرمایهگذاران این سهام چارهای جز صبر ندارند.
در کنار این مسائل، تصمیمسازان بازار نیز دست روی دست نگذاشتهاند. مجموعه گستردهای از تمهیدات و اقدامات کنترلی برای جلوگیری از سقوط آزاد و مدیریت بحران نقدشوندگی پیشبینی شده است. از جمله مهمترین این اقدامات میتوان به اعطای وام به سهامداران خرد از طریق سامانه «ذینفعان» اشاره کرد که به افراد امکان میدهد در ازای وثیقه سهام خود، نقدینگی اضطراری دریافت کنند و مجبور به فروش اجباری نشوند. همچنین، انتشار «اوراق تبعی هموطن» که فرصتی طلایی برای حفظ ارزش پورتفو است. این اوراق که از طریق تمامی سامانههای کارگزاری قابل خریداری هستند، در حقیقت یک بیمه نامه قیمتی برای سهامداران محسوب میشوند. اگر سهامدار تا سال 1406 صبوری به خرج دهد و سهام خود را حفظ کند، ارزش پورتفوی او تا حد مشخصی تضمین میشود. این یک اهرم قدرتمند روانی و اقتصادی برای جلوگیری از فروشهای هیجانی است.
و اما سخن پایانی، تلخ و شیرین، اما پر از امید
به یقین میتوان گفت که پس از طی چند روز آشوبزده و پرتلاطم ابتدایی بازگشایی، بازار سرمایه ایران دوباره قد علم خواهد کرد. آمارها و تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که بازار بورس در سال 1405، بیشترین بازدهی اسمی و حتی واقعی را نصیب سرمایهگذاران صبور، آگاه و دوراندیش خود خواهد کرد. بازدهی که نه تنها از تورم خواهد زد، بلکه نسبت به بازارهای رقیب مانند مسکن، طلا و ارز نیز عملکرد بسیار بهتری از خود به جای خواهد گذاشت. دلیل این امر، عقب ماندگی شدید قیمتها از ارزش ذاتی، سیاستهای حمایتی جدید و تزریق نقدینگی هدفمندی است که در ماههای آینده به سمت بازار هدایت خواهد شد.
شما را به نظارهگری هوشمندانه تحولات دعوت میکنیم؛ چشمانی باز داشته باشید و تصمیمات خود را بر پایه تحلیل، نه احساسات بنا کنید. با امید به آیندهای روشنتر، و البته با تدبیری سردارانه. به یاد داشته باشید در تاریخ سرمایهگذاری، بزرگترین ثروتها نه در قلههای خوشبینی کورکورانه، که در درههای بدبینی عمیق و ترس جمعی ساخته شدهاند. و این دره، همین حالا پیش روی شماست.
یادداشت از علی مهدوی پارسا کارشناس بازار سرمایه
انتهای پیام/282