به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در حاشیه برگزاری سیزدهمین مجمع جهانی شهری (WUF 13) در باکو که با رایزنیهای فشرده سیاسی و اقتصادی همراه بود، یک رویداد مهم و دور از انتظار توجه ناظران را به خود جلب کرد؛ امضای یادداشت تفاهم همکاری در حوزه معدن میان شاهزاده «لونکوخلا»، وزیر منابع طبیعی و انرژی پادشاهی اسواتینی و «ذاکر ابراهیماف»، رئیس هیئتمدیره شرکت دولتی «آذرگلد» جمهوری آذربایجان.
این رویداد دقیقاً همزمان با سفر رسمی پادشاه «مسواتی سوم»، پادشاه اسواتینی به باکو و دیدار وی با الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان صورت گرفت و از فضای سیاسی سطح بالایی که WUF 13 ایجاد کرده بود، بهرهبرداری کرد. اما پرسش اساسی اینجاست که آیا این یادداشت تفاهم صرفاً یک ژست دیپلماتیک است، یا باید آن را نقطه آغاز فاز جدیدی از سیاستهای آفریقایی باکو دانست که بر پایههای پراگماتیک و منافع کلان اقتصادی استوار است؟
از اجلاس آبوهوایی تا معادن طلا؛ مسیر شکلگیری توافق
این همکاری به هیچ وجه یکشبه شکل نگرفته است. در 12 نوامبر 2024 و در حاشیه نشست تغییرات اقلیمی کاپ 29 (COP29)، علی اسدوف، نخستوزیر جمهوری آذربایجان، دیداری راهبردی با «راسل دلامینی»، همتای خود از اسواتینی داشت و طرفین بر توسعه مناسبات دوجانبه تأکید کردند. سپس در فوریه سال جاری، نماینده دیپلماتیک باکو در آفریقای جنوبی در جریان دیدار با پادشاه مسواتی سوم در اسواتینی، پرونده پروژههای مشترک در حوزههای انرژی، ترانزیت، سرمایهگذاری و به طور ویژه صنایع معدنی را روی میز گذاشت.
ملاقات مقامات «آذرگلد» با سفیر اسواتینی در 6 می، در واقع فاز آمادهسازی شرکتی برای این مسیر بود. در این رایزنیها، طرف اسواتینی پتانسیلهای غنی معدنی خود را روی میز گذاشت و در مقابل، باکو نیز تجربیات فنی و مدیریتی خود را ارائه داد.
اظهارات «پیتر دیون اندرسون»، نماینده اسواتینی در WUF 13 مبنی بر انعقاد «مجموعهای از توافقنامههای مشارکتی»، به وضوح نشان میدهد که این همکاری فراتر از امضای یک تکسند کاغذی است.
اهمیت استراتژیک تفاهمنامه؛ پلی میان اوراسیا و آفریقا
منابع مطلع و در دسترس، این سند را بیشتر یک پلتفرم همکاری «چارچوبی» توصیف میکنند تا یک قرارداد برای بهرهبرداری از یک معدن خاص. به عبارت دیگر، این تفاهمنامه در مرحله فعلی به معنای آغاز فوری عملیات استخراج نیست، بلکه یک پل سیاسی-حقوقی است که مسیر را برای ایجاد پایگاه دادههای زمینشناسی، تبادل دانش فنی، جذب سرمایهگذاری و تعریف پروژههای مشترک آتی هموار میسازد.
نکته حائز اهمیت این است که این تفاهمنامه به موازات پیشبرد دیپلماسی انرژی باکو حرکت میکند. پادشاه مسواتی سوم در دیدار با الهام علیاف، رسماً از شرکت ملی نفت جمهوری آذربایجان (سوکار) دعوت کرد تا در زیرساختهای سوختی، پروژههای ذخیرهسازی استراتژیک نفت و در چشماندازی بلندمدت، در احداث پالایشگاه نفت در اسواتینی سرمایهگذاری کند.
وی همچنین تأکید کرد که باکو میتواند سالانه حدود 10 میلیون بشکه نفت به اسواتینی صادر کند. در همین راستا، گفته میشود رئیسجمهور علیاف به وزرای کابینه خود دستور داده تا ظرفیتهای سرمایهگذاری در بخشهای معدن و پالایش نفت این کشور آفریقایی را به دقت بررسی کنند.
گنجینه پنهان اسواتینی؛ از زغالسنگ آنتراسیت تا الماس
اگرچه بخش معدن اسواتینی از نظر مقیاس کوچک است، اما از منظر زمینشناسی و تنوع کانیها بسیار غنی است. حقوق بهرهبرداری از معادن منحصراً در اختیار پادشاه قرار دارد.
یکی از جذابترین جنبههای معدنی اسواتینی این است که به جای اتکا به یک معدن غولپیکر واحد، دارای ذخایر متنوعی است که تا حدودی توسعه یافتهاند:
زغالسنگ آنتراسیت: معدن «مالوما»، از بزرگترین معادن زغالسنگ اسواتینی است که استخراج آن از سال 1992 آغاز شده و طبق آمارهای رسمی، تنها در این معدن 35.3 میلیون تن زغالسنگ باکیفیت وجود دارد. کل ذخایر زغالسنگ این کشور بیش از 143.5 میلیون تن تخمین زده میشود.
طلا: در شمال غربی این کشور، معادن قدیمی طلا واقع شدهاند که بنا بر اعلام منابع دولتی، از سال 1910 تاکنون بیش از 130 هزار اونس طلا از آنها استخراج شده است.
سنگ آهن: منطقه «نگونیا» میزبان معادن غنی و باستانی سنگ آهن است که عیار آهن در آنها به طور متوسط حدود 45 درصد است.
الماس و کانیهای غیرفلزی: ذخایر الماس در منطقه «دووکولویو» حدود 5 میلیون تن سنگ معدن برآورد شده که پتانسیل استخراج 80 هزار قیراط الماس در سال را دارد. همچنین معادن قابلتوجهی از کائولن و سیلیس در دیگر مناطق این کشور شناسایی شده است.
پنجرهای رو به جنوب جهانی؛ چرا باکو اسواتینی را انتخاب کرد؟
برای جمهوری آذربایجان، شرکت «آذرگلد» به طور همزمان به عنوان ابزاری برای تنوعبخشی به اقتصاد غیرنفتی و پلتفرمی برای آزمایش و گسترش نفوذ اقتصادی در خارج از مرزها عمل میکند. با توجه به کاهش درآمدهای هیدروکربنی، باکو هدفگذاری کرده است تا در دوره 2022 تا 2026، رشد پایدار 5 درصدی را در بخشهای غیرنفتی تجربه کند. اما چرا اسواتینی برای این هدف انتخاب شده است؟
اولاً، درهای ورود به این کشور از نظر سیاسی کاملاً باز است و دعوت مستقیم پادشاه وجود دارد. ثانیاً، سیستم متمرکز صدور مجوزها در اسواتینی، فرآیند تصمیمگیری را به شدت تسریع میکند. ثالثاً، اسواتینی در تلاش است خود را به عنوان قطب لجستیک و انرژی بین آفریقای جنوبی و موزامبیک تثبیت کند. و در نهایت، این همکاری تنها به استخراج مواد معدنی محدود نمیشود و باکو در تلاش است با صدور مدلهای موفقی چون خدمات دولت الکترونیک (ASAN xidmət)، جایگاه سیاسی و دیپلماتیک خود را در کشورهای «جنوب جهانی» ارتقا دهد.
فرصتهای طلایی در برابر ریسکهای پرخطر
در صورت تبدیل این یادداشت تفاهم به پروژههای عملیاتی، اسواتینی میتواند از مزایای انتقال فناوری، ایجاد اشتغال و تنوع در سبد صادراتی خود بهرهمند شود. باکو نیز میتواند برای نخستین بار یک پورتفولیوی معدنی جدی در خارج از کشور را کلید بزند، صادرات خدمات مهندسی خود را افزایش دهد و وزن ژئوپلیتیک خود را در آفریقا سنگینتر کند.
با این حال، ریسکهای جدی نیز در این مسیر کمین کردهاند. وابستگی شدید بخش معدن اسواتینی به بازار آفریقای جنوبی، کمبود زیرساختهای حملونقل و بحران آب که برای فعالیتهای معدنی حیاتی است، در کنار چالشهای نظارتی و زیستمحیطی، از جمله موانع اصلی به شمار میروند. ورود به بازار اسواتینی شاید آسان به نظر برسد، اما اجرای بلندمدت و سودآور پروژهها فرآیندی بسیار پیچیده خواهد بود.
در بعد عملی، گامهای ماههای آتی تعیینکننده خواهد بود. اگر طرفین در 6 تا 12 ماه آینده کارگروههای مشترکی تشکیل داده و پروژههای پایلوت مشخصی نظیر اکتشاف میادین طلا را کلید بزنند، همکاری معدنی باکو-اسواتینی از یک تعارف دیپلماتیک به یک شراکت اقتصادی تمامعیار ارتقا خواهد یافت. در غیر این صورت، این سند نیز به سرنوشت بسیاری از تفاهمنامههای بیثمر و نمادین دچار خواهد شد.
انتهای پیام/