حجتالاسلام دکتر اسماعیل چراغی کوتیانی، عضو هیات علمی مؤسسهی امام خمینی(ره)، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، به تأثیر فرهنگی شهادت رهبر انقلاب پرداخت و گفت: همه پدیدههای اجتماعی دارای کارکرد هستند؛ اما گاهی ما برای تحقق یک پدیده و پیامدهایی که دارد ممکن است سالها برنامهریزی کنیم و بودجههای نهادهای مثلا فرهنگی را پای کار بیاوریم؛ اما این مسأله که این پدیده بتواند کارکردهایی را که مورد انتظار هست را محقق کند یا نه، محل تامل است.
تشییع رهبر شهید؛ رزمایش بزرگ فرهنگی
وی افزود: گاهی یک پدیده به ظاهر طبیعی مثل تشییع یک پیکر میتواند در چند روز چنان تحولی را ایجاد بکند و کارکردهای مثبت و زیادی داشته باشد که اگر دهها سال بودجه فرهنگی نهادهای مختلف را پای یک پدیده بریزیم، ممکن است که آن پاسخ را نگیریم؛ اما با این پدیده به ظاهر ساده میتوانیم همان کارکردهها را محقق کنیم. ما در جریان تشییع پیکر مطهر رهبر عظیم الشأن انقلاب صرفا با یک مراسم سوگواری و عزاداری ساده روبهرو نبودیم؛ بلکه به واقع شاهد یک رزمایش بزرگ فرهنگی و تجلی بی نظیر هویت ملی دینی بودیم.
دکتر چراغی ادامه داد: این رخداد یک فرصت طلایی و تاریخی است؛ برای اینکه ما سرمایههای اجتماعی خودمان را بازخوانی بکنیم و لایههای آسیبدیدگی فرهنگی جامعهمان را ترمیم بکنیم، این پدیده بزرگ، هرچند یک پدیده طبیعی است؛ اما تأثیرها و کارکردهای مثبتی که میتواند در جامعه ما بگذارد، میتواند از منظرهای مختلف به آن پرداخته شود.
عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی در توضیح مطلب فوق گفت: یک مسأله این است که به هر حال جامعه در سالهای اخیر و به دلایل مختلف، چه دلایل اقتصادی، سیاسی، رسانهای و فرهنگی دچار تنشها و شکافهایی شده بود و به تعبیری گسلهای اجتماعی در جامعه به وجود آمده بود. حالا برخی به دلیل ضعف مدیریتهای داخلی است، برخی هم تاثیراتی که نظام سلطه داشت؛ ولی آدم گاهی گسل اجتماعی را احساس میکند؛ چه فردگرایی و روزمرگی که در حال گسترش بود، چه تأثیرهای منفی که نظام سلطه و تبلیغات داشت؛ اما به هر حال شهادت این رهبر بزرگ به عنوان یک شوک عاطفی عمیق، تمام لایههای پراکنده جامعه را دور یک محور جمع کرد و میبینیم که آدمهایی از طیفها و طبقات اجتماعی مختلف از این پدیده استقبال میکنند.
جامعه قدرشناس ایران
دکتر چراغی ادامه داد: دلیل استقبال بینظیر قشرهای مختلف با سلایق مختلف این بود که جامعه ایرانی ما ذاتا یک جامعه قدرشناس است. مردم ما بین بازیهای سیاسی روزمره و بین کسی که جانش را با صداقت و خلوص برای امنیت و عزت آنها فدا میکند تفاوت میگذارند؛ فرق هم نمیکند از جریانهایی که امروز اسم می برند مثل راست و چپ و اصولگرا و اصلاح طلب باشد، نه؛ مهم قدرشناسی این ملت است. وقتی جامعه ما صداقت را مشاهده میکند پیش فرضهای سلیقه خودش را کنار میگذارد و به آن ندای فطرت خودش برمیگردد و به فطرت خودش پاسخ میدهد.
وی تصریح کرد: ما در آیات قرآن هم داریم کسانی که ایمان به خدا دارند و عمل صالح انجام میدهند خداوند محبتشان را در دل مردم قرار میدهد. گاهی دشمنان بر فضیلت یک انسان شهادت میدهند، به جهت اینکه فطرت انسان به این صداقت و یکرنگی ایمان و اعتقاد دارد. به هر حال تشییع رهبر بزرگوار انقلاب با همه سوگ و دلتنگیهایی که برای ما ایجاد کرد؛ اما این کارکرد مثبت را داشت که شوکی عمیق بود، به گونهای که جامعه قدرشناس ایرانی را کنار هم جمع کرد و این گسلهایی که اتفاق افتاده بود را به نوعی برطرف یا ترمیم کرد.
زیست جهان مشترک
استاد حوزه با بیان اینکه در کنار این همبستگی که شهادت امام شهید و خانواده شهیدشان برای ما ایجاد کرد، اذعان کرد: یکی از مهم ترین کارکردهای دیگری که داشت این بود که یک زیست جهان مشترک را به نوعی برای ما تولید کرد. ما در مباحث جامعه شناسی با مفهومی به نام سوگ مشترک مواجه هستیم. وقتی که آدمها در یک سوگ و درد بزرگ با همدیگر شریک میشوند، آن وقت این فاصلههای کاذب کمرنگ میشود؛ مثلا در خانوادهای ممکن است برادرها و خواهرها در روزمرگی و زندگی معمولیشان با همدیگر کدورتهایی را داشته باشند. فاصلههایی بینشان ایجاد شده باشد؛ اما گاهی یک شوک که مثلا مرگ پدر و مرگ یکی از عزیزان باشد، اینها را دور هم جمع میکند.
وی افزود: وقتی آدمها در یک سوگ بزرگی با همدیگر شریک میشوند، این فاصلهها رنگ میبازد. ما در تشییع پیکر مطهر امام شهید گونههای مختلف و ظهورات مختلف از زیست اجتماعی را در کنار هم دیدیم. جوانی را با ظاهر و پوشش کاملا مدرن در کنار فردی با ظاهر کاملا سنتی میدیدیم که هر دو اشک می ریزند و هر دو برای یک سوگ مشترک عزاداری می کنند.
دکتر چراغی خاطرنشان کرد: خب این تصویر به ما یک درس میدهد و برای ما یک مسألهای را اثبات میکند که جامعه ایرانی در اصول و ریشههای خودش با همدیگر مشکلی ندارند. ایرانیها به صورت ریشهای و اصولی با همدیگر یکی هستند. اگر تعارضاتی وجود دارد که در هر جامعهای ممکن است بروز کند، در لایههای سطحی جامعه است و در لایههای سلیقهای جامعه ممکن است اتفاق بیفتد؛ اما این خون پربرکت و این تشییع بزرگ به اصطلاح جامعهشناسها مثل یک چسب اجتماعی عمل میکند. یک چسب اجتماعی چه کار میکند؟ لایههای به ظاهر از هم جدا را با همدیگر وصل میکند و نشان میدهد که در واقع ظرفیت گفتگو و مدارای اجتماعی در ایران خیلی بالاست و این میتواند بر پایه همین محبتها و سرمایههای مشترک، خیلی از سوءتفاهمهای فرهنگی را التیام ببخشد و مشکلشان را حل بکنند و این چیز کمی نیست.
حجتالاسلام چراغی تصریح کرد: همان طوری که شادیهای مشترک زیادی داریم، در کنارش سوگهای مشترک زیادی هم داریم که اینها نقاط عطفی هستند که ما به سرمایه اجتماعیمان پی میبریم، به واجدیت یک سری انرژیهایی که میتواند ما را در کنار هم جمع بکند و میتواند کمک بکند که اختلافها را کنار بگذاریم و همبستگی ما یک همبستگی عمیقتری باشد. این را وقتی میفهمیم که بدانیم در یک جمع و گروهی این ویژگیها وجود نداشته باشد.
پیشرفت و سرمایه اجتماعی
استاد مؤسسه امام خمینی با بیان این نکته که هر جامعهای اگر بخواهد پیشرفت کند و هم پایایی و هم پویایی داشته باشد، باید سرمایه داشته باشد، گفت: این سرمایهها ممکن است که اقتصادی، انسانی، اجتماعی و یا فرهنگی باشد. طبق این تعریفی که از بحث سرمایه میشود. همان طوری که یک تاجر وقتی میخواهد کار اقتصادی انجام بدهد، بدون سرمایه مادی نمیتواند کاری را از پیش ببرد، سرمایههای دیگر هم همین طوری هستند. هر جامعه برای پیشبرد امور خودش نیاز به این سرمایههای چندگانه دارد. یکی از این سرمایهها سرمایه فرهنگ و سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی شامل اموری مثل اعتماد اجتماعی هست. اینها چیزهایی هست که یک جامعه باید داشته باشد و شهادت مقام معظم رهبری و خانواده بزرگوارشان کمک کرد به ما که به این سرمایه پی ببریم و اگر از همدیگر فاصله گرفتیم به همدیگر نزدیک شویم.
او خاطرنشان کرد: اما نکته مهمتر این است که پی بردن به این سرمایه و واجدیت این سرمایه در فرایند یک شور و یک هیجان ایجاد شد. خب ما غمزده و سوگوار شدیم، سوگ ما را به همدیگر نزدیکتر کرد؛ اما این سوگ یک حالت غیرمستقر، گذرا و مقطعی است و این شور میتواند با گذر زمان خودش کمرنگ شود. بنابراین مهمترین وظیفه ما این است که هم اقشار جامعه، هم حاکمیت و سیاستگذاران وظیفهشان این است که این پیوند و انسجام را فقط محدود به روزهای شورانگیزی مثل تشییع یا روزهای شادی و جشن نبینیم و منحصر نکنیم. این همدلی یک هدیه الهی هست.
وی افزود: قرآن میفرماید دلهای شما از همدیگر جدا بود؛ اما پیغمبر آمد بین شما الفت ایجاد کرد و اگر یک الفتی ایجاد کرد که اگر مثلا هزاران سرمایه مادی فدا میکردید شاید نمیتوانستید آن همدلی را ایجاد کنید. اما خداوند با این همدلی و یکرنگی و یکدلی که ایجاد کرد به شما یک هدیه داد؛ این همدلی هدیه الهی است اما حفظش نیازمند درایت است. همانطوری که ما وقتی یک سرمایهای داشته باشیم ممکن است یک سرمایه به ما برسد. اما داشتن سرمایه یک چیز است و توانایی حفظ سرمایه و رشد سرمایه چیزی مهمتر و بالاتر است. ما باید از این مرحله هیجان عبور بکنیم و به بینش نهادهای فرهنگی برسیم. رسانهها، نخبگان و هنرمندان ما، نباید دچار خوابزدگی بشوند و بگویند که این سرمایه اجتماعی مهیا شد و همین کفایت میکند. نه؛ این تغییر میکند و گذر روزگاران ممکن است که این هیجان را کمرنگ کند و پیامد هیجان هم کمرنگ میشود که همبستگی اجتماعی باشد.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: پیام این تشییع بزرگ و این همدلی بزرگ این بود که ما باید این ادبیات دوقطبیسازی و تفرقهافکن را از تریبونها و رسانهها از تعاملات اجتماعی دور بکنیم. این سرمایه بزرگ اجتماعی باید در قالبهای مختلف بازتولید شود؛ در قالبهای سینمایی، ادبیات داستانی، نظام آموزشی و گفتمانهایی که داریم باید بازتولید شود.
دکتر چراغی با بیان اینکه به هر حال تشییع رهبر بزرگوار انقلاب نقطه عطفی بود که جامعه ما را از آن منهای پراکنده و خسته به یک مای یکپارچه و امیدوار تبدیل کرد، خاطرنشان کرد: حالا نوبت سیاستگذاران ما هست. اگر سیاستگذاران فرهنگی ما قدر این سرمایه را بدانند و بر پایه این همبستگی برنامه ریزی بکنند، شاهد ترمیم عمیقترین لایههای فرهنگی در جامعه خواهیم بود و برطرفکردن و ترمیم این لایهها میتواند جامعه را در مقابل تهاجم دشمن واکسینه کند.
وی افزود: دشمن که همیشه دشمنیاش را خواهد داشت. تا ما اسلام را می خواهیم، تا نظام جمهوری اسلامی هست، دشمن ما هم هست، دشمن ما تغییر ماهیت نمیدهد. پس تا وقتی که دشمن هست دشمنی هم هست، تا وقتی که دشمنی هست مطمئن باشید دشمن تلاش میکند که ما را محو کند. راه اینکه ما در مقابل محو بایستیم، باید این انسجام نهادینه بشود. عوامل انسجامبخش و همدلی در جامعه بیشتر شود، موانع این همدلی و همنوایی و همگرایی برطرف بشه تا بتوانیم از واگرایی نجات پیدا کنیم و انشاءالله به یک همگرایی نزدیکتر، عمیقتر و پابرجا تر برسیم.
او در پایان گفت: درود خدا بر رهبر شهید، سلام بر او وقتی که متولد شد، سلام بر او در روزی که به شهادت رسید و سلام بر او وقتی که محشور خواهد شد. او وظیفه خودش را انجام داد؛ هم حیات او حیات انسجام بخش و همگرایی برای جامعه ما بود ، هم شهادت او ما را همگرا کرد. یکی از پیامدها و نشانههای ولایی بودن ما و تبعیت ما از ایشان این است که چیزی را که او به دنبالش بود که همگرایی جامعه ما بود را در مقابل دشمن مشترک زنده نگه داریم.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/