خبرگزاری تسنیم ـ محمدرضا آتشینصدف*؛ حوزه علمیه، با آنکه یکی از غنیترین کانونهای تولید اطلاعات میدانی است، کمترین بهره را از آن، در پژوهش میبرد. این، خلاصهی وضعیتی است که سبب شده بسیاری از پژوهشها با مسائل واقعی جامعه بیگانه باشند؛ زیرا بسیاری از پژوهشگران چندان درگیر جامعه نیستند که مسئلههای واقعی را از نزدیک لمس کنند؛ از سوی دیگر طلاب میدانی که با واقعیت مسائل در تماساند، پژوهش علمی بلد نیستند؛ به بیان دیگر امروز در حوزه ما شاهد دو طیف طلبه هستیم: یک. اقلیتی پژوهشگر حرفهای در حال پژوهشهای غالباً متنمحور که فرصت حضور میدانی گستردهای ندارند؛ دو. اکثریتی مبلغ، جهادگر، فعال فرهنگی، مدیر، مسئول و… در کف جامعه که فرصت یا دانش یا انگیزهی انجام پژوهش مصطلح را ندارند.
وضعیت یادشده نه تقصیر پژوهشگران است و نه کوتاهی طلاب کنشگر میدانی؛ بخشی ناشی از تقسیم کار طبیعی است؛ اما بخشی دیگر در اثر نگاه صفر و صدی به پژوهش است: یا پژوهشگر حرفهای یا هیچ. حال آنکه میان این دو، مراتب فراوانی هست؛ اصلاح این نگرش نادرست، پیشنیاز تحقق برخی از مهمترین مطالبات امام شهید (ره) از حوزههای علمیه است.
ایشان در «منشور حوزه پیشرو و سرآمد» چنین نگاشتهاند: «حوزه علمیه برای حفاظت از اعتبار معنوی و وفاداری به فلسفه وجودیاش باید از مردم و جامعه و مسائل اساسی آن هرگز جدا نشود و جهاد را در همه گونههایش در هنگام نیاز، وظیفه قطعی خود بداند». روشن است که پژوهش، از مهمترین بسترهای تحقق این رهنمود به شمار میآید.
بسیاری از پژوهشگران برای فهم مسئلهها، آسیبها و کشف راهحلها تنها به کتابها و مقالهها و نهایت چند مصاحبه یا کلیپ در فضای مجازی یا خاطرهها و تجربههای محدود خود و اطرافیانشان بسنده میکنند؛ بنابراین عجیب نیست که نسخههایشان شفابخش نباشد. این به معنای بیارزش بودن پژوهش حرفهای نیست؛ اما تنها شکل ممکن پژوهش هم این نیست.
راهکار حل این مشکل چیست؟ نگارنده خود پژوهشگر و مدرس روش پژوهش در مراکز حوزوی و غیرحوزوی است و سابقهی کار تبلیغی در فضاهای گوناگون را دارد و نیز کار سازمانی و اداری کرده است؛ لذا این یادداشت حاصل تجربهی زیستهی نگارنده است، نه محصول صرفاً نظارهگری از بیرون گود.
راهکار نه ایجاد ساختاری سنگین است و نه تبدیل همهی طلاب به پژوهشگر حرفهای؛ بلکه تدبیری است ساده و کمتشریفات: جلب مشارکت طلاب حاضر در متن جامعه برای پژوهش. این طلاب با توجه به گستره و تنوع فعالیتهایشان میتوانند بازوهای توانمند پژوهشی حوزه باشند. گسترهی فعالیت این طلاب از امامت جماعت مسجد و سخنرانی در هیأت تا تبلیغ در زندان، ساحل و مترو و فعالیت در گروههای جهادی مناطق محروم و بحرانزده ادامه دارد.
حضور مستمر طلاب در این فضاها و ارتباطشان با این طیف گسترده از مردم، فرصت یگانهای برای نهاد پژوهش حوزه است. پژوهشگر حرفهای برای دسترسی به همین محیطها غالباً باید وقت زیادی صرف کند و چه بسا پشت سر گذاشتن هفتخوان دریافت مجوزها او را از همان آغاز منصرف کند؛ اما طلبهی میدانی همین حالا در متن ماجرا است و به اطلاعات، روابط، زبان محلی و ظرافتهای فکری و فرهنگی قشرها و گروههای گوناگون دسترسی دارد.
پس میتوان به برخی از این طلابِ خط مقدم، «لب و مغز» روشهای پژوهشی را آموخت. این آموزش باید مختصر، کاربردی و به زبانی ساده اما دقیق باشد تا آنان بخشی از وقت خود را صرف پژوهشهای مفید و مشکلگشا کنند. یادکردنی است که در روشهای مرسوم پژوهش نیز شیوههای بسیار مناسب اینگونه پژوهش طرح شده است؛ برای مثال مطالعهی موردی، پدیدارشناسی، مردمنگاری و اقدامپژوهی شیوههایی هستند که این طلاب به راحتی میتوانند از آنها استفاده کنند. نتیجهی این پژوهشها نیز میتواند پس از ارزیابی علمی، در نشریاتی ویژه منتشر شود یا اگر بنا به ملاحظاتی انتشارپذیر نبود، دستکم در اختیار پژوهشگران حرفهای یا دستگاههای مرتبط و مسئول قرار گیرد.
پیداست که منظور این نیست که این طلاب از عرصهی جامعه دور شوند و به پژوهشگر شاغل در کتابخانه و پشت لپتاپ تبدیل شوند. کافی است با حفظ همان موقعیت و در ضمن سایر وظایفشان، بخش محدودی از وقت خود را نیز برای پژوهش صرف کنند. در مقابل، نهاد پژوهش حوزه و سایر نهادهای مرتبط مثل تبلیغ، برای این خدمت مضاعف، مزایا و امتیازهای بیشتری نسبت به دیگر طلاب، به آنها اختصاص دهند.
این راهکار، هم سهل است، هم عملی؛ مگر پژوهش چیست؟ جز مواجهه با مشکل، طرح پرسش، فرضیهسازی، گردآوری اطلاعات، تحلیل و نتیجهگیری؟ این همان مسیری است که این کنشگران حاضر در میدان بسیاری از اوقات، ناگزیر و ناخودآگاه طی میکنند؛ اما چه بسا نه دقیق و نه کامل. پس کافی است به آنان بیاموزیم این مراحل را دقیق، علمی و روشمند انجام دهند. سپس گزارش آن را به صورت منسجم و مختصر و مفید بنویسند و ارائه دهند.
برای شروع، نیازی به کار بزرگ نیست. میتوان با گروهی محدود آغاز کرد، موانع را شناخت و رفع کرد، و سپس آن را در سطحی گستردهتر به اجرا گذاشت. با اجرای این ایده، حوزه به مطالبهی همیشگی امام شهید(ره) نزدیکتر میشود: حوزهای در متن جامعه، مسئلهمحور و راهکارساز.
*پژوهشگر و استاد حوزه علمیه قم
انتهای پیام/