به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، سیدهرباب سیدکاظمی، پژوهشگر و طلبه سطح سه رشته تفسیر حوزه علمیه خواهران قم، با شرکت در پویش همنویسی «راویان عهد» که به مناسبت وداع تاریخی با قائد شهید در حال برگزاری است، نوشت: در تحلیل رخدادهای اجتماعی، گاه آنچه بیش از خود واقعه اهمیت پیدا میکند، شیوه مواجهه جامعه با آن است. آیینها از این منظر صرفاً مجموعهای از مناسک یا رفتارهای نمادین نیستند؛ بلکه سازوکارهایی برای تولید معنا، انتقال حافظه تاریخی و بازتولید هویت جمعی به شمار میآیند. به همین دلیل، تشییع شخصیتهای مرجع را نمیتوان تنها مراسمی برای وداع با یک فرد دانست. این رخدادها لحظههایی هستند که جامعه، از طریق زبان آیینی، نسبت خود را با گذشته، حال و آینده بازتعریف میکند و ارزشهای بنیادین خود را بار دیگر در عرصه عمومی به نمایش میگذارد. تشییع امام شهید نیز واجد چنین کارکردی بود؛ مراسمی که در آن مجموعهای از کنشها، نمادها و مناسک دینی، فراتر از ابراز اندوه، به بازنمایی و بازتولید هویت اجتماعی انجامید.
در مطالعات آیینی، مناسک زمانی اهمیت پیدا میکنند که بتوانند میان تجربه فردی و آگاهی جمعی پیوند برقرار کنند. در چنین وضعیتی، افراد تنها بهعنوان اشخاصی سوگوار در یک مراسم حضور ندارند؛ بلکه به اعضای یک اجتماع معنایی تبدیل میشوند که تجربهای مشترک را زیست میکنند. از همین رو، تشییع را باید نوعی متن آیینی دانست که هر رفتار، هر نماد و هر کنش در آن حامل معنایی فراتر از ظاهر خود است. در این متن، اشک، پرچم، موکب، دعا و شعار، واژگان زبانی هستند که جامعه از طریق آن با خود سخن میگوید و هویت خویش را بازسازی میکند.
نخستین سازوکار این فرایند، آیین سوگواری است. در مطالعات آیینی، سوگواری جمعی صرفاً واکنشی احساسی به فقدان تلقی نمیشود؛ بلکه کنشی اجتماعی است که حافظه تاریخی را فعال میکند. نوحهخوانی، سینهزنی، مرثیه، اشک جمعی و دیگر نمادهای عزاداری، واقعه امروز را در امتداد یک سنت تاریخی معنا میبخشند. در فرهنگ شیعی، این سنت بیش از هر چیز با عاشورا پیوند خورده است؛ ازاینرو، شهادت یک شخصیت دینی یا انقلابی تنها بهعنوان رخدادی معاصر ادراک نمیشود، بلکه در چارچوب روایت بزرگتری از فرهنگ ایثار، مقاومت و شهادت تفسیر میشود. به همین دلیل، شرکتکنندگان در چنین مراسمی صرفاً شاهد یک تشییع نیستند؛ آنان با مشارکت در آیین سوگ، به بازخوانی حافظه مشترک خود میپردازند و پیوندشان را با یک روایت تاریخی تجدید میکنند. این همان سازوکاری است که حافظه جمعی را زنده نگه میدارد و هویت مشترک را از نسلی به نسل دیگر انتقال میدهد.
دومین سازوکار، آیین خدمت است. حضور گسترده موکبها، پذیرایی داوطلبانه، سازماندهی مردمی و مشارکت خودجوش اقشار مختلف، نشان داد که در فرهنگ شیعی، فعالیتی حاشیهای برای پشتیبانی از مراسم نیست؛ بلکه خدمت بخشی از خود مناسک است. همان الگویی که در راهپیمایی اربعین به یکی از شاخصهای هویت شیعی تبدیل شده، در این تشییع نیز بازتولید شد. در این الگو، خدمت نه صرفاً پاسخی به یک نیاز عملی؛ بلکه شیوهای برای مشارکت در یک تجربه جمعی و اعلام تعلق به جامعه مؤمنان است. موکب در این معنا تنها محل توزیع آب و غذا نیست؛ فضایی است که در آن روابط اجتماعی بر پایه ایثار، بخشش و مسئولیتپذیری بازتعریف میشود. هنگامی که هزاران نفر بدون چشمداشت در خدمت دیگران قرار میگیرند، نوعی سرمایه اجتماعی شکل میگیرد که فراتر از کارکرد اجرایی مراسم، احساس اعتماد، همبستگی و تعلق را در میان اعضای جامعه تقویت میکند. ازاینرو، خدمت را باید یکی از مهمترین زبانهای آیینی فرهنگ شیعه دانست؛ زبانی که ارزشهای اعتقادی را از سطح باور به عرصه عمل اجتماعی منتقل میکند.
سومین سازوکار این مراسم را میتوان در آیین بیعت مشاهده کرد. شعارهای جمعی، دعاها، تجدید عهد، حضور هیأتهای مذهبی و مشارکت گروههایی از کشورهای مختلف، نشان میداد که کارکرد این مراسم به وداع با یک شخصیت محدود نمیشود؛ بلکه فرصتی برای تأکید بر تداوم یک مسیر است. در جامعهشناسی آیین، مناسک زمانی به اوج کارکرد خود میرسند که بتوانند میان گذشته و آینده پیوند برقرار کنند. در چنین لحظهای، جامعه نهتنها فقدان را به رسمیت میشناسد؛ بلکه درباره استمرار ارزشهای مشترک نیز به توافقی نمادین میرسد. از این منظر، بیعت صرفاً اعلام وفاداری به یک شخصیت نیست؛ بلکه بازتأکید بر پایبندی به منظومهای از ارزشها و آرمانهاست که آن شخصیت نمایندگی میکرد. حضور گسترده مردم و هیأتهایی از کشورهای مختلف نیز نشان داد که این آیین، فراتر از یک رویداد ملی، ظرفیت شکلدهی به نوعی همبستگی فراملی را نیز داراست؛ همبستگیای که بر پایه اشتراکات اعتقادی و فرهنگی شکل میگیرد.
وجه مشترک این سه ساحت آن است که همگی در قالب یک نظام معنایی واحد عمل میکنند. سوگواری، خدمت و بیعت، سه رفتار مستقل نیستند؛ بلکه سه لایه از زبان آیینیاند؛ زبانی که از طریق نمادها، کنشهای جمعی و مناسک، مفاهیمی همچون وفاداری، همبستگی، ایثار و استمرار را به تجربهای زیسته تبدیل میکند. به همین دلیل، کارکرد آیین تنها در سطح احساسات فردی باقی نمیماند و به تولید و بازتولید سرمایه فرهنگی و اجتماعی نیز میانجامد. جامعه از خلال این تجربه مشترک، نهتنها گذشته خود را به یاد میآورد؛ بلکه آینده مطلوب خویش را نیز بازنمایی میکند.
از این منظر، تشییع امام شهید را باید فراتر از یک رخداد عاطفی یا سیاسی تحلیل کرد. این مراسم، نمونهای از ظرفیت آیینهای دینی در سازماندهی حافظه تاریخی، تقویت سرمایه اجتماعی و بازتولید هویت مشترک بود. تأثیر چنین رخدادهایی تنها در روز برگزاری مراسم خلاصه نمیشود؛ بلکه در حافظه فرهنگی جامعه رسوب میکند و در بزنگاههای بعدی، بهعنوان منبعی برای انسجام، معنا و کنش جمعی دوباره فعال میشود. راز ماندگاری آیین نیز در همین نکته نهفته است؛ اینکه جامعه، در لحظههای سرنوشتساز، بیش از هر چیز با زبان آیین با خود سخن میگوید و از خلال همین زبان، هویت تاریخی و فرهنگی خویش را استمرار میبخشد.
انتهای پیام/